چیزی که ساختار صنعت پتروشیمی را موریانهوار میخورد، فساد است.
فساد فقط اختلاس مالی نیست؛ فساد واقعی یعنی نشاندن آدمهای کوچک بر صندلیهای بزرگ. فساد یعنی ترجیح منافع قبیلهای بر منافع ملی!
در چنین فضایی، «تخریب رسانهای» هزینهی جراحی این فساد است. هوشمند باشیم و بازیچه نشویم.
جماعتی که در ماه محرم، پرچمدار مرثیهاند و در مدیریت، پرچمدار رانت، با لابیگری «عقلانیت تخصصی» را در صنعت ذبح کردهاند. وضعیت کنونی کشور حاصل همین نقاب مذهبی است.
امام حسین (ع): مردم بنده دنیایند و دین لقلقه زبانشان؛ تا زمانی که منافعشان تأمین است دور دین میچرخند.
#پتروشیمی
در شیمی، سیستم مسموم کاتالیزور را پس میزند.
در صنعت پتروشیمی، مدیرانِ متخصص همان کاتالیزورند که سهمخواهیهایِ پشتپرده طردشان میکند. وقتی مدیر پاکدست به بازگشت «نه» میگوید، یعنی صنعت به بنبست فساد رسیده!
سلامت نفس، هزینه دارد.
#پتروشیمی#عسلویه#ماهشهر
گرچه گوش شنوایی نیست اما پتروشیمی یعنی علم و تخصص!
پتروشیمی بنگاه اقتصادی است، نه باشگاه سیاسی یا حیاتخلوت معاملات پشتپرده.
انتصاب مدیرانِ بدون پشتوانه فنی و بومیگراییِ نمایشی، تنها یک خروجی دارد: استهلاک زیرساختها، سقوط بهرهوری و هدررفت سرمایهی ملی.
در صنعت پتروشیمی، مزیت پایدار از تحلیل روندها حاصل میشود، نه از قهرمانسازی افراد!
در میانه جنگ رمضان، جنگ قدرت در رسانهها مجدداً در حال شکلگیری است؛
هیاهوی نامها و رزومهسازیها دوباره اوج گرفته اما آنچه اولویت دارد شناخت مسیر آینده صنعت برای حفظ و توسعه زیرساختهای ملی است.
ریشه توسعه، نهادی است. بدون شایستهسالاری، مزیتهای طبیعی به رشد نمیرسند. در اقتصاد انرژی، کیفیت حکمرانی مرزِ میان ثروت و سقوط است!
#هلدینگ_خلیج_فارس#صنعت_نفت#صنعت_پتروشیمی
در میانه جنگ اقتصادی، تبدیل ظرفیتهای رسانهای به میدانِ تسویه حسابهای داخلی، چیزی جز خودزنیِ سیستمی نیست.
فارغ از صحت ادعاها، عدول روابطعمومی از نقش «سپر برند» به «تخریب سرمایه انسانی»، جدیترین ناترازی در حکمرانی رسانهای صنعت است.
#پتروشیمی_جم#پادجم#روابط_عمومی
در میانهٔ این روزهای پرالتهاب و وضعیت اینترنت، بساط «تئاترهای مدیریتی» جمع شد تا عیارِ تخصص عیان شود.
��نعت پتروشیمی بدون «شوهای رسانهای» و تمجیدهای توخالی، شریفتر است.
برای فردایی که در آن تخصص، تنها سپرِ بلایِ این خاک باشد؛ به امید زندهایم...
#هلدینگ_خلیج_فارس #پتروشیمی_جم
مدیر با یک امضا میآید و میرود، اما متخصص باید پای تبعات تصمیمات غیرفنی بماند.
در تغییرات اتوبوسی، تابآوری متخصصها یعنی نگهبانی از امنیت صنعت کشور؛ حتی وقتی گوش شنوایی نیست!
کجا سینه سپر کردید و کجا زور مصلحت به تخصص چربید؟ از تجربهی ایستادگی یا ناچاریتون بگید🌱
#پتروشیمی
آقایان! منتظر «تریپهای ناگهانی» باشید؛ اینبار نه بهخاطر بالا رفتن فشار لاینها یا دمای تجهیزات، بلکه در تار و پود ساختار مدیریتی صنعت پتروشیمی!
«آلزایمر صنعتی» یعنی فراموشی میراث متخصصان.
سیستمی که از مدار عقلانیت خارج شود، با هیچ اورهالی برنمیگردد!
#عسلویه#ماهشهر
وضعیت ما در سایت پتروشیمی مصداق CUI (خوردگی زیر عایق) است؛ ظاهری نرمال که از درون با اسید تبعیض و ناکارآمدی متلاشی میشود.
در رست خوابمان بهتر است چون مغز از فرکانس مسموم سایت خلاص شده.اینجا نه کار میکنیم نه زندگی
فقط مثل یک قطعهی یدکی در سیستمی معیوب، مستهلک میشویم!
#اقماری
چیزی که ساختار صنعت پتروشیمی را موریانهوار میخورد، فساد است.
فساد فقط اختلاس مالی نیست؛ فساد واقعی یعنی نشاندن آدمهای کوچک بر صندلیهای بزرگ. فساد یعنی ترجیح منافع قبیلهای بر منافع ملی!
در چنین فضایی، «تخریب رسانهای» هزینهی جراحی این فساد است. هوشمند باشیم و بازیچه نشویم.
آدرس غلط ندهیم! گلوله را خارجنشین شلیک میکند، اما خشاب را رقیب داخلی پر کرده. وقتی پولپاشی جایگزین عملکرد شود، رسانههای زرد یاد میگیرند که: یا باج بده، یا تخریب میشوی. تاوان برهم زدن این چرخهی فاسد را مدیران پاکدستی میدهند که باج نمیدهند. کرم از خودِ درخت است!
#پتروشیمی
وقتی رسانه رسمی شرکت #لکنت داشته باشد، تریبون به دست باجگیران میافتد.
این همان تاوانِ سنگینِ نداشتن استراتژی رسانهای است که بارها در پتروکست هشدار دادیم.
نگذاریم دیوار اعتماد در صنعت پتروشیمی آنقدر کوتاه شود که هر اکانت بیهویتی به خود اجازه دهد با آبروی مدیران بازی کند.
وضعیت قرمز بوشهر یادآور #جنگ_دوازده_روزه است. روزهایی که شاهکار برخی مدیرانِ [ویترینی] پتروشیمی، غیبت در جلسات مدیریت بحران و اعزام نماینده فنی بود!
اما حساب کاربلدها جداست؛ درود به شرف مدیران دلسوزی که الان وسط سایت، شانهبهشانه بچههای بهرهبرداری، تعمیرات و ایمنی ایستادن ✋
چرخه حیات مدیریت ویترینی در پتروشیمی:
ششماه اول: ظاهرآرایی سایت و دفتر تهران
ششماه دوم: افتتاحیه نمایشی و بمباران خبری
ششماه سوم: دریافت تندیس مدیر نمونه و حکم ارتقا
ششماه چهارم: زمینگیر شدنِ کل واحد
امشب در اپیزود هشتم پتروکست، پروندهی این میراث ویرانگر رو باز میکنیم.
تو سرویس آرنجش خورد به پهلوم. پارسال با دیپلم چایی میآورد، امروز با کلاه سبز و لباس آبی شده «کارشناس خدمات فنی»!
فرایند تبدیلِ «سینی آبدارخونه» به «میز مهندسی» در کمتر از ۳۶۵ روز، تنها فرمولی بود که در دانشکده فنی دانشگاه تهران به ما یاد ندادن :)
#پتروشیمی
تلفن رو قطع کردم. همسرم اونور خط تنها و عزادار، من اینور وسط سایت، لرزیدم از اینکه نکنه یه روز برای دیدن پدر و مادرم هم دیر برسم.
هزینه زندگی اقماری فقط دوری نیست؛ فروختن لحظههاییه که دیگه برنمیگردن...
#روز_مادر#پتروشیمی#اقماری
ساعت ۳ بعدازظهر بود. مانیتور روشن، فایل اکسل باز، ولی ذهنم کیلومترها دورتر. داشتم فکر میکردم چی شد که اون مهندسِ پرشور، تبدیل شد به کسی که تنها هدفش «ساعت ۴ شدن» و فراره؟
اپیزود هفتم پتروکست ماجرای این قصهی پرغصهست...
#پتروکست#پتروشیمی_جم#پتروشیمی