بعد تمام دروغهایی که زل زد توی چشمم گفت اگر اشتباه نکنم مادرش مرد.
حس عجیبی بود، از یه طرف فکر میکردم دنیا انتقامم رو گرفته، از یه طرف به همچین چیزی راضی نبودم. (پدر هم نداره)
کاش اینقدر دروغگو نبود!
نمیدونم این حس که مرد فقط پولشه از کجا آمده
شاید از اینجا که دخترا با لاشیها زیاد بیرون رفتن، بعد دیدن قدرت انتخاب درست که ندارن، حداقل به چیزی چنگ بزنن که میدونن در لحظه اونجاست و بهشون خوشحالی میده (و اتفاقا از پسری که انتخابش میکنن کاملا منفکه، یعنی پول نه شخصیت و...)
غُر زدن مردها در این باره رو درک نمیکنم. بابا خب طرف وضع مالی خوبی داره و این مستقیما بر کیفیت رابطه هم تاثیرگذاره. مسافرتهای بهتر، ماشین مدل بالا و... همهی اینها لحظهها رو درخشان میکنه. طرف مگه دیوانهست بیاد با من؟ آخه من چی دارم بهش بدم؟
لذا بپذیرید و زندگیتون رو بکنید.
مشکل با لاشی پسندی دخترا هم فقط بحث پول نیست، اون ده درصد هم فقط پولدارها نیستن! مسیله اینجاست که اگر دخترها ده معیار برای انتخاب پسر دارن، حداقل هشت تاش اتفاقا طوری طراحی شده که اونها رو به سمت پسری ببرن که ته رابطه مشخصه، بعد میان نتیجه انتخاب خودشون رو به جامعه هدف تعمیم میدن
@Pegahgolizade در این میان رفته رفته خود به گا میرود و تبدیل می شود به نسل مردهای میانسالی که اعصاب پنج دقیقه صحبت را ندارند، پس به سرعت با هر چیزی موافقت میکنند تا راحت شوند!
یعنی حتی من حس میکنم شما کسی رو میخواید که بهتون خیانت کنه! من تا حالا دختری ندیدم که انتخابش پسر معقول باشه!
انگار که همه برای میوه فاسد با هم رقابت میکنید و آخر هم مینالید که چرا دلدرد گرفتم!
به عنوان پسری که یک دهه رفقاش پسرهای سر به راه بودن(با هر معیاری، تحصیلکرده، اروم، صبور، از گروههای مختلف) و روابط پسرهای لاشی خوابگاه رو میدیدم:
دخترهایی که دوست پسر انتخاب میکنید، ریدید! شما دارید جواب انتخاب خودتون رو میگیرید
من مطمینم شما اگر چهره کسایی که ایشون و خیل تاییدکنندهها نمیشناسن رو بهشون نشون بدی و ازشون بخوای توی دو دسته تقسیمبندی کنن ضریب خطا اینقدر بالا میره که...
یکی دیگه گفته شوخی جنسی یعنی هوش پایین! نه اون (اگر طرف مقابل راضی نباشه) یعنی بیشعوری، نه چیز دیگهای!
خیلی باید روی این قضاوتهایی که از یه چیز ظاهری به موضوع باطنی عمیق میرسن محتاط بود.
اینطوری شما راه رو برای بدبینی باز میکنی، چون به حست اجازه میدی بر اساس شواهد غیربدیهی تصمیمهای قطعی بگیره. خیلی وقتا چیزی که بهش میگید حس ششم همینه
ثانیا اطرافیانت رو غیربهینه انتخاب میکنی.
از همه بدتر، این (گزارهی آزمایشناپذیر) یه مقاومت ذهنی ایجاد میکنه که اگر بعدا نشانههایی خلافش دیدی هم باور نکنی. معمولا اگر هم یه کیس متناقضی ببینی یا اون موقع اصلا یادت رفته که از چهرهاش قبلا چه برداشتی داشتی(چون زمان گذشته)یا سعی میکنی طوری سنتزش کنی که متوجه اشتباهت نشی!
خدا سر گرگ بیابون نیاره.
یه مصاحبه برای اپلای گرفتم، فارغ از نتیجه، دارم فکر میکنم اگر دختر خوبی بود، شاید ایران موندن و با اون بودن بهتر از رفتن بود! صد حیف که تاکسیک بود.