«پروژه براندازی تدریجا به تقلایی نامحدود برای "خالص" کردن اپوزیسیون تبدیل میشود. هرچند معلوم نیست تهِ این "خالص سازی" کجاست؟ یعنی اپوزیسیون باید دقیقا چقدر "خالص" شود تا سپس، امکان مبارزه واقعی با حکومت را داشته باشد؟»
متن بالا، بخشی از مقالهای است که مدتها پیش منتشر شد، تحت عنوان «بین سطور پروژه مهار اپوزیسیون در ایران». یادآوری چند پاراگراف از این مقاله، احتمالا بی ضرر خواهد بود:
«در طول جنبش “زن، زندگی، آزادی”، نحلههای گوناگون اپوزیسیون، بد��ن برخورداری از حداقل پیشنیازهای تشکیلاتی، وعده براندازی سریع را دادند. آنها با نزدیک فرض کردن پایان کار، خود را بینیاز از همکاری با همدیگر دانستند و در عوض، نگران نقشآفرینی جریانات “ناخالص” در “فردای پیروزی” شدند. در این مسیر، حتی تصویری سادهانگارانه از براندازی ارائه کردند که در چارچوب آن، هر تحول مثبت، منفی یا نامرتبط، “یک قدم” رو به جلو معرفی می شد.
در ادامه همین رویکرد، بهتدریج طیف گستردهای از نیروهای اپوزیسیون، گویی اساسا هرگونه تلاش برای سازماندهی مبارزه با حکومت را رها کردند و در عوض، به کارهای بهشدت آسانتری چون مبارزه با همدیگر مشغول شدند. آنها برای توجیه این تلاش بیخطر، هر از گاه به استدلالهایی در این حد پناه بردند که مثلا خطر این یا آن بخش از اپوزیسیون، از خطر خود حکومت هم بالاتر است.
نتیجه تلویحی چنین توجیهاتی، لاجرم آن بود که “زدن” فعالان غیرحکومتی، در داخل یا خارج، اهمیتی بالاتر از مبارزه با حاکمان جمهوری ا��لامی ایران پیدا کرد.
ویژگی خاص این نوع “مبارزه” آن است که جریانهای سیاسی میتوانند سالهای متمادی، بدون پیشرفت در مقابله با حکومت، متناوبا توهم پیروزی داشته باشند. چون هر از گاه یک جریان با بسیج حامیان خود در فضای رسانهای و مجازی، بر جریانی دیگر فائق میشود و این اتفاق را پیروزی مهم خود در عرصه سیاست معرفی میکند. آن هم در شرایطی که تجربه ثابت کرده در این کشکمشهای بیپایان، به دفعات جای جریانهای غالب و مغلوب عوض می شود، بدون آنکه ضربهای به نظام مستقر وارد شده باشد.
در چنین حال و هوایی، پروژه براندازی به مبارزهای همیشگی برای “خالص” کردن اپوزیسیون تبدیل میشود. اگرچه، معلوم نخواهد بود که حد نهایت یا ملاک موفقیت این خالص سازی کجاست؟ به بیان دیگر، واضح نیست اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران باید به دقیقا چه میزانی “خالص” شود تا پس از آن، امکان مبارزه واقعی با حکومت را داشته باشد؟»
اگر حوصله داشتید، متن کامل مقاله را ملاحظه بفرمایید:
https://t.co/DHLVeUPIJ3
#جنگل_هیرکانی پس از کویر لوت دومین میراث طبیعی و یکی از بیست و نه میراث ملموس ملت ایران است که در چهل و سومین اجلاس یونسکو در باکو در فهرست میراث جهانی بشریت ثبت شده است. پرونده درخشانی که منجر به اقناع جهانی برای این امر مبارک شد حاصل تلاش دکتر محسن حسینی و همکاران ایشان است.
فرداست که با ابرها ترانه بخوانيم
و روزگارِ تلخ غربت تمام شود
عمر و جوانیام را نذر چشمانت كردهام
و مرگ را تنها در آغوش تو مىخواهم
نه شبها چشمانم را میربایند
و نه فراموشی شکستم میدهد
خاک تو اینگونه عاشقم خواست
و جز تو به هیچ موطنی مشتاق نیستم
بگذار در دنیایت باقی بمانم
هرچند که دنیایی مملو از اندوه است
#اهواك_يا_وطني