سریال میدیدم که یهو پسره برگشت به مادرش گفت:
منو میبینی؟
من بیست سالمه اما به اندازه چهل سال غصه خوردم،
ورزش کردم، سریال دیدم، مهمونی رفتم، اما همیشه قلبم غصه داشت!
باور کن من اگه پیر بشم هيچوقت دلم برای جوونیم تنگ نمیشه!
و چقدر حالش شبیه حال همهی ما بود...
اونفکمیکنه من فراموشش کردم اما من هنوز بخاطر اتفاقی که مقصرش هردومون بودیم ناراحتم ،هنوزم عکسامونو میبینم غم قلبمم میگیره ،من هیچ وقت بهش نگفتم اما هر روزی که از اون اتفاقا میگذره قلبم بی اعتماد تره به آدما ، اون هیچ وقت پیاممو نمیخونه اما قلبم همیشه تو قلبم جاش خالیه؛)
بعضی روزا دلم میخاد صدای هیچکس و نشنوم دلم میخاد یه کلبه ی چوبی کنار دریا داشته باشم که پشت کلبه ام جنگل باشه و هروقت احساس کردم باید تنهاباشم برم و فقط صدای طبیعت و بشنوم ، صدای موج دریا ، صدایِ وزیدن باد بین برگ های درختا ، صدای پرنده ها ، برم که صدای آدما رو نشنوم فقط ؛)