I welcome the UK Government’s move to designate the IRGC as a state threat to national security, involved in threats to life and intimidation. This is an important and welcome move by @keir_starmer and reflects the growing threat from the regime in Iran to UK citizens and interests. I hope the UK and other Western governments will go one step further and back the Iranian people’s fight for freedom. There can be no peace as long as this regime survives.
ترامپ مدعی شده که میخواهد نگهبانِ تنگه هرمز شود، برای حراست از تنگه نیازی به کارگر خارجی نداریم! اگر خیلی اصرار به شغل نگهبانی دارد برود نگهبان قبر گراهام بشود.
یکی از منزجر کنندهترین چیزایی که امسال دیدم پرچم تکون دادن گراهام توی گردهمایی مونیخ بود. سر این هم هیچوقت دلم با دوستایی که اون گردهمایی رو به هزار نیت مشروع رفتن صاف نشد چون کافی بود آدم فقط چهارتا نقلقول از این مردک رو خونده باشه تا بفهمه چرا نباید دست کثافتش به پرچم ایران بخوره.
گراهام رفت ایران موند، همه این عمو-عمههاتون میرن، ایران میمونه …
لیندسی گراهام سیاستمداری شرور و تباه برای جهان و آمریکا بود. دنیای بدون این سیاستمدار افراطی و بیاخلاق دنیای بهتری است؛ اگرچه این رفتار باید از بین برود، اشخاص جایگزین میشوند. او به شدت ضد ایران بود و ابتنای گفتمانی و عقیدتیاش به نگرش یونان باستان علیه ایران اتکا داشت که هنوز کینه آتش زده شدن آتن توسط سپاه ایران را فراموش نکردهاند. او ۱۴ بار خواهان بمباران ایران شده بود.
گراهام در انگیزه و تصور شخصی شاید خود را یک میهن پرست آمریکایی مینامید اما از نظر پیامدگرایی، اقدامات لیندسی گراهام وفاداری به حزب یا جاهطلبی شخصی را بر منافع کشور و مصلحت همگانی در آمریکا ترجیح داده بود. چرخش مواضع زیادی داشت که در جنگ با ایران نیز مشاهده شد. او به نئوکانها تعلق داشت اما بعد از مخالفت اولیه بیشترین همراهی در جمع آنها با ترامپ و ماگاها را هم انجام داد.
حمایت او از برخی سیاستها یا شخصیتهای جنجالی مثل ترامپ به تضعیف اصول دموکراتیک و وحدت ملی منجر شد. اقدامات او اغلب منعکس کننده زد و بند سیاسی و خدمات به لابیها به جای تعهد به خیر عمومی بود که با جوهره میهنپرستی ناسازگار بود.
نگاه جنگطلبانه و مداخلهجویانه او در سیاست خارجی مشکلات زیادی را برای آمریکا و دنیا پدید آورد.
مواردی زیادی وجود دارد که در آن rhetoric یا تصمیمات او باعث جداسازی یا بیاعتمادی در میان شهروندان شد که نتایج زیانبار برای انسجام کشور آمریکا داشت.
در مجموع عملکرد او با ایدههای یک میهنپرست آمریکایی تطبیق نداشت و بیشتر بر اهداف شخصی یا حزبی مشکلساز، سوداگرانه و واگرا تمرکز داشت.