ترکمن صحرا امسال به لطف بارش ها سبز سبز است.اگر قصد سفر به ترکمن صحرا را دارید لطفا وارد مزارع و کلزاهای مردم نشوید.
ترکمن ها هم مثل همه مردم ایران امسال سال اقتصادی سختی را می کذرانند
به مردم نگاه از بالا به پایین نداشته باشید و با محیط زیست مهربان باشید…
رضا پهلوی از فراخوان برای اعتصاب عقبنشینی کرد و در پیام جدید خود آن را حذف کرد.
این فراخوان نمونهای دیگر از تکرویهای او بود؛ اقدامی که اینبار با مخالفت آمریکا هم روبهرو شد.
در پیامی از صدای آمریکا هشدار داده شد کسی در داخل ایران این فراخوان را جدی نگیرد و به آن توجه نکند.
روز جهانی زن در سایه اندوه و امید!
۸ مارس، روز جهانی زن، امسال در حالی فرا میرسد که سرزمین ما روزهای تلخ و سنگینی را تجربه میکند.
اندوه از دست دادن عزیزان، نگرانی از آینده و سایهٔ خشونت و جنگ، دلهای بسیاری را آزرده است.
در چنین روزهایی واژهٔ "تبریک" شاید نتواند آنچه را كه در دلها میگذرد بیان کند.
با این حال، ۸ مارس تنها یک جشن نیست؛ یادآور تاریخ طولانی ایستادگی زنان برای کرامت انسانى، عدالت و زندگی است.
زنانی که در دل سختیها، نه تنها برای خود، بلکه برای جامعهای انسانیتر تلاش کردهاند.
مادران، دختران و خواهرانی که با صبوری و شجاعت، بار سنگین این روزگار را بر دوش میکشند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به صدای زنان، رنجها و اميدهاى آنان گوش فرا داد.
اميد ما به آن روزی است که زنان این سرزمین در صلح و آرامش زندگى نموده و جايگاه شايسته خود در جامعه را بازيابند.
۸ مارس را با اندوه، احترام و امید به فردایی بهتر برای همه زنان گرامی میداریم.
شورای همکاری ترکمن صحرا
۸ مارس ۲۰۲۶
شورای همکاری ترکمنصحرا: برای رهایی از جنگ، برای صلح و گذار
حملهٔ نظامی مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران که اکنون وارد چهارمین روز خود شده است، کشور را در وضعیتی بحرانی و نگرانکننده قرار داده است. با این همه، ریشههای این بحران را باید در سالها سیاستهای نابخردانه و تنشآفرین جمهوری اسلامی جستوجو کرد؛ سیاستهایی که با نادیده گرفتن منافع مردم و صرف منابع ملی در مسیر تقابل و بحران، ایران را در معرض جنگ، ناامنی و ویرانی قرار داده است. امروز مردم ایران بیش از هر زمان دیگری پیامدهای این سیاستها را در قالب ناامنی، فقر، بیثباتی و چشماندازی تیره برای آینده تجربه میکنند.
جنگ تنها جان انسانها را تهدید نمیکند، بلکه توان جامعه در مدیریت بحران و برنامهریزی برای آینده را نیز تضعیف میکند. شرایط کنونی، زندگی روزمرهٔ مردم را با محدودیتها و فشارهای جدی مواجه ساخته و نشان میدهد که استمرار تنش و درگیری، کشور را در مسیر بحرانهای پیچیدهتر قرار خواهد داد.
در چنین شرایطی، وظیفهٔ نیروهای مخالف و آزادیخواه، تمرکز بر راههای برونرفت از وضعیت کنونی و مقابله با پیامدهای ویرانگر جنگ است. اختلافنظر دربارهٔ چگونگی آغاز جنگ نباید مانعی در برابر شکلگیری همبستگی ملی شود. چه آنان که جنگ را راهی برای رهایی میپندارند و چه آنان که آمریکا و اسرائیل را عامل تجاوز میدانند، همگی در برابر خطری مشترک قرار دارند. از این رو، دفاع از صلح و تلاش برای گذار از استبداد حاکم به یک نظام دمکراتیک و سکولار باید به محور همگرایی همهٔ نیروهای آزادیخواه و دلسوز کشور بدل شود.
دفاع از صلح و گذار و تبدیل آن به گفتمان غالب جامعه، ضرورتی فوری و انکارناپذیر است. شرایط کنونی و نشانههای آشکار ضعف حاکمیت، فرصتی تاریخی فراهم آورده است تا با اتحاد گستردهٔ نیروهای سیاسی و مدنی، صلح و گذار به نظمی مردمسالار به خواستی همگانی و فراگیر بدل شود. تجربههای تاریخی نشان داده است که نظامهای استبدادی، بهویژه در شرایط بحران و جنگ، در برابر اتحاد و همبستگی گستردهٔ مردم آسیبپذیرتر میشوند.
در عین حال، اگر این موقعیت با طرحی روشن و تلاشی سازمانیافته برای گذار همراه نشود، این خطر جدی وجود دارد که حاکمیت بار دیگر تجدید قوا کرده و بار بحران و شکست خود را بر دوش مردم بیدفاع بیفکند. در چنین شرایطی، تشدید سرکوب، گسترش اختناق و بازتولید چرخهٔ بحران و استبداد دور از انتظار نخواهد بود.
از اینرو، ما از تمامی نیروهای آزادیخواه، صلحدوست و دلسوز کشور میخواهیم که با تقویت اتحاد عمل و همبستگی، دفاع از صلح را با تلاش برای رهایی از ظلم و استبداد پیوند دهند. آیندهای آزاد، امن و آرام برای مردمان ایران تنها زمانی دستیافتنی خواهد بود که صلح و گذار، در کنار یکدیگر، به خواستی مشترک و نیرویی مؤثر برای تغییر بدل شوند.
شورای همکاری ترکمنصحرا
۱۲/۱۲/۱۴۰۴
⭕️ لابی پهلوی در آذربایجان شمالی به دنبال چیست؟
👈 یادداشت سیاسی آرازنیوز
در شرایطی که ایران در وضعیتی بسیار حساس و حیاتی قرار دارد و بهطور طبیعی، از منظر سرنوشت آذربایجان جنوبی نیز روزهای بسیار سرنوشتسازی در پیش است، بهروشنی دیده میشود که نیروهای «سلطنتطلب» به رهبری رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، محاسبات ویژهای درباره آذربایجان دارند. زیرا آنان نیز مانند همه بهخوبی میدانند که در ایران، بدون حضور و حمایت آذربایجان جنوبی و بهطور کلی جمعیت ترک، هیچ حرکت و جریانی نمیتواند به موفقیت برسد.
از همینرو، آنان نیز مانند دیگر نیروها میکوشند «کلید آذربایجان» را به دست آورند.
اما گذشته پهلویها در قبال آذربایجان آنچنان سیاه و امروز آنان به قدری فاقد اعتبار است که خودشان بهتر از هر کس میدانند در افکار عمومی آذربایجان جنوبی جایگاهی نخواهند یافت. به همین دلیل، به قول معروف، وقتی نمی توانند از در وارد شوند، میکوشند از پنجره وارد شوند. پهلویها که با وجود همه فریبکاریها و حقهبازیها در آذربایجان جنوبی جز با نفرت روبهرو نشدهاند، در آذربایجان شمالی به فعالیت لابیگری روی آوردهاند و میکوشند از طریق رسانههای آنجا بر افکار عمومی آذربایجان تأثیر گذاشته و برای خود جایگاهی دستوپا کنند.
طبیعی است که لابی پهلوی از پول فراوانی برخوردار است؛ زیرا ثروتهایی که محمدرضا پهلوی و دیگر طرفداران سلطنت از داراییهای ملتهای ایران غارت کرده و با خود بردهاند، امروز به میلیاردها دلار در بانکهای غربی رسیده است. اما این پولها برای شستن گذشته سیاه آنان کفایت نمیکند.
بیایید نگاهی کوتاه به نوع نگاه و رفتار پهلویها ـ که پایگاه و نماد ملیگرایی فارسی بهشمار میروند ـ نسبت به آذربایجان بیندازیم و ببینیم آیا واقعاً میتوان این گذشته را نادیده گرفت؟
پهلوی اول رضاخان (که در حالیکه یک سرباز ساده و بیسواد بود، توسط انگلیسیها به پادشاهی رسانده شد) بهمحض بهدست گرفتن قدرت، نخستین اقدامش ممنوعیت کامل زبان ترکی و مجازات کودکانی بود که در مدارس به زبان ترکی سخن میگفتند. در دوران او، زبان و فرهنگ ترکی از تمامی عرصههای اجتماعی و سیاسی حذف شد. نفرت رضاخانِ بهشدت فارسگرا از آذربایجان و از گذشته دولتداری ترکان چنان عمیق بود که در آذربایجان، تهران و مناطق مختلف ایران، شمار زیادی از بناهای تاریخی متعلق به دولتهای ترک ویران و نابود شد. بهویژه در تبریز، میراث تاریخی آذربایجان چنان ضربهای خورد که آنچه طالبان در افغانستان و داعش در سوریه انجام دادند، در برابر آن حتی به گرد و غبارش هم نمیرسد. در دوران رضاخان، قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آذربایجان بهطور کامل در هم شکسته شد و آذربایجان از هر نظر به پایینترین سطوح کشور رانده شد.
پهلوی دوم محمدرضا راه پدرش را ادامه داد. اما شاخصترین رویداد دوران او، کشتار ۲۱ آذر بود. در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ (۱۹۴۶ میلادی)، در آذربایجان جنوبی چنان قتلعامی به راه افتاد که آذربایجان دههها نتوانست کمر راست کند. بنا به نوشتههای خود روزنامههای آن دوره، رژیم پهلوی در سال ۱۹۴۶ حدود ۲۰ هزار نفر را در آذربایجان جنوبی به قتل رساند و دهها هزار نفر دیگر را به تبعید فرستاد.
در سال ۱۹۷۹، رژیم اسلامی در ایران به قدرت رسید و در رابطه با آذربایجان هیچ چیز تغییر نکرد. جمهوری اسلامی همان راهی را ادامه داد که پهلویها گشوده بودند.
امروز نیز سلطنتطلبان و خاندان پهلوی بهعنوان نماد و نماینده ملیگرایی فارسی شناخته میشوند. از نگاه آنان، در ایران تنها یک ملت، یک زبان، یک پرچم و یک دولت وجود دارد. زبان ایران فقط زبان فارسی است. چیزی به نام آذربایجان، ملت، هویت یا دولت آذربایجانی وجود ندارد. بهزعم آنان، کسانی که چنین سخنانی میگویند صرفاً «پانترکیستهایی هستند که باید سرکوب شوند». این دیدگاهها بهصراحت در «سند دوره گذار» ارائهشده از سوی رضا پهلوی آمده است. بر اساس همان سند، وظیفه اصلی ارتش سلطنتی ایران نابودی جداییطلبانی است که بهزعم آنان قصد تجزیه ملت ایران را دارند؛ از جمله پانترکیستها.
و همه میدانند که در جنگ قرهباغ نیز آنان با تمام توان از ارامنهای که بهزعم خودشان «همریشه» بودند، در برابر آنچه از نظرشان «جمهوری جعلی باکو» و تهدیدی علیه تمامیت ارضی ایران محسوب میشد، دفاع کردند. در آن دوره، رسانههای سلطنت طلب مملو از تبلیغات و برنامههای ضد آذربایجانی بود. آنان در این زمینه حتی از رژیم جمهوری اسلامی ایران نیز پیشی گرفتند.
امروز لابی ثروتمند پهلوی که در باکو به تجارت و کسبوکار مشغول است، میکوشد از طریق برخی رسانههای آذربایجان شمالی، «گرگ را در لباس میش» به درون خانه راه دهد. چون میداند چنین کاری را در تبریز نمیتواند انجام دهد، تلاش میکند آن را در باکو پیش ببرد.
اما باید دانست که ملت ترک آذربایجان، همانقدر که از رژیم اسلامی ایران نفرت دارد، از پهلویها نیز بیزار است. زیرا بنیان همه بلاهایی که بر سر آذربایجان آمده، توسط پهلویها گذاشته شد و رژیم اسلامی همان مسیر را ادامه داد. ملت ما گذشته را فراموش نکرده و امروز را نیز بهخوبی میبیند.
لابی پهلوی کار خود را میکند، اما خواهران و برادران ما در آذربایجان شمالی نباید در دام این توطئه گرفتار شوند.
🌎 آرازنیوز؛ گرچک خبرلرین آدرسی
پنج روز پیش وقتی هشدار دادیم "علی کریمی روز به روز رادیکالتر میشود" به ما تاختند و حالا فراخوان قرآن سوزی داده است.
هیچ توجیهی پذیرا نیست و رسما باید عذرخواهی کند؛ حال به دستور شاهزادهاش و یا به دستور دادگاه!
Statement of the Congress of Nationalities for a Federal IranIn Support of the European Union’s Decision to Designate the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) as a Terrorist Organization https://t.co/qCC4pSKaGv via @کنگره ملیتهای ایران فدرال
سپاه پاسداران، نهاد خونین و تروریستی حکومت اسلامی، رسما در فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا!
دهههاست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این ارتش خودسر و نیروی سرکوبگر، با خون مردمان ایران پیوند خورده است.
از نخستین روزهای تاسیس، سپاه با سرکوب، شکنجه، اعدام بیرحمانه و ترور رهبران و فعالین سیاسی ترکمن، در ادامه حیات خود، آزادی و زندگی مردم ایران را نشانه گرفت.
اتحادیه اروپا در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ رسما سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد.
این تصمیم نه تنها نشاندهنده انزوای سیاسی و حقوقی سپاه در جهان است، بلکه مهر تأییدی است بر آنچه مردم ایران از سالها پیش فریاد زدهاند:
سپاه پاسداران نه نیرویی دفاعی، بلکه ماشین ترور و سرکوب است که با جامعه، آزادی و حقوق بشر آشتی ندارد.
این اقدام بینالمللی بنوبه خود پیام روشنی به همه دیکتاتورها و سرکوبگران فرستاده است : جنایت علیه مردم پایدار نخواهد ماند . مبارزه برای رهائی از ستم ادامه دارد!
ما این لحظه تاریخی را دستاورد شجاعت و مبارزه قهرمانانه مردمان ایران در راه آزادی و حق تعیین سرنوشت و آینده کشور میدانیم. ما این پیروزی را به تمامی آزادیخواهان ایران، بویژه ترکمنصحرا تبریک میگوئیم.
شورای همکاری ترکمن صحرا
۳۰ رانویه ۲۰۲۶
Le fils du chah aussi con qu'un mollah
👉 Dossier Municipales à Nice : Combat de catch entre Estrosi et Ciotti
👉 Amérique latine : les gauches prises dans l'étau des droites et du trumpisme
👉 L'impérialisme américain de la préhistoire à aujourd'hui
En vente mercredi !
اطلاعيه مشترک دو ائتلاف سياسی در مورد قتلعام سیستماتیک معترضان و جنایت مستمر رژیم اسلامی ایران علیه بشریت
خطاب به جامعه جهانی مدافع حقوق بشر و حفظ کرامت انسانی
فریاد آزربایجان علیه خامنهای و پهلوی
✍️ محسن سعادت
تظاهرات دیروز در شهرهای آزربایجان، بار دیگر نشان داد که این جغرافیا نه حیاطخلوت جمهوری اسلامی است و نه ذخیرهگاه نوستالژی سلطنت. خیابان، زبان خود را دارد؛ زبانی صریح، بیتعارف و رادیکال که همزمان دو نماد استبداد معاصر و تاریخی ایران را نشانه میگیرد: خامنهای و پهلوی.
در شعارهای دیروز، آزربایجان نه در موضع «انتخاب بین بد و بدتر»، بلکه در جایگاه «رد قاطع هر دو» ایستاده بود. این همان نقطهای است که سالهاست تهرانِ سیاسی ـ چه در لباس عمامه و چه در سایه تاج ـ از درک آن ناتوان مانده است. آزربایجان میگوید مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله خودِ منطق تمرکزگرا، ملتسازِ آمرانه و حذفگر است که از رضاخان آغاز شد، در محمدرضا شاه نهادینه شد و در جمهوری اسلامی به شکل خشنتری ادامه یافت.
شعارهای دیروز، بهویژه آنجا که «مرگ بر دیکتاتور» و «سیدعلی بیشرفدی» و«پهلوی بیشرفدی» را بدون قید و شرط فریاد میزدند، حامل یک پیام روشن بودند: دیکتاتور نام کوچک ندارد؛ نه «ولیفقیه» بودن آن را تلطیف میکند و نه «شاه» بودنش آن را توجیه. آزربایجان تجربه تاریخی خود را دارد؛ تجربهای که از سرکوب زبان مادری تا تحقیر هویتی، از سرکوب ۲۱ آذر تا سیاستهای یکسانساز پهلوی و جمهوری اسلامی امتداد یافته است. به همین دلیل، بازگشت به گذشته برای این مردم «آینده» محسوب نمیشود.
آنچه دیروز در خیابانهای آزربایجان دیده شد، اعتراض صرف اقتصادی یا هیجانی مقطعی نبود. این یک موضع سیاسی بالغ است: گذار از دوگانهی جعلی «شاه یا شیخ». آزربایجان سالهاست میگوید آزادی، عدالت و کرامت انسانی نه در تاج است و نه در عمامه. هر دو، وقتی بر محور تمرکز قدرت، انکار تنوع ملی و سرکوب هویتها بنا شده باشند، یک کارکرد دارند: بازتولید استبداد.
پهلویگرایانی که هنوز آزربایجان را بهعنوان «نیروی ذخیره» پروژه خود تصور میکنند، دیروز پاسخ خود را از خیابان گرفتند. همانگونه که جمهوری اسلامی سالهاست پاسخ خود را میگیرد. آزربایجان نه به گذشته بازمیگردد و نه در حال فرو میماند؛ بلکه افق خود را میجوید. افقی فراتر از تهران، فراتر از اسطورههای فرسوده و فراتر از ایدئولوژیهای شکستخورده.
فریاد دیروز آزربایجان، فریاد نفی بود؛ نفی استبداد دینی و استبداد سلطنتی بهطور همزمان. این فریاد، اگر شنیده شود، میتواند آغاز یک گفتوگوی تازه درباره آینده ایران باشد؛ و اگر نادیده گرفته شود، نشانهای دیگر از شکاف عمیقی است که هر روز میان مرکز و پیرامون، میان روایت رسمی و واقعیت خیابان، عمیقتر میشود.
ترکمنصحرا درغم و ماتم فرورفت!
صابر رفت!
جمهوری اسلامی صابر قهرمان را به این روز انداخت؛ از بازیهای تیم ملی محروم کرد و او مجبور شد ترکمنصحرا، مهد والیبال کشور را ترک کند.
این جنایت جمهوری اسلامی را ترکمنها هرگز فراموش نخواهند کرد.
چرا صابر از بازی محروم شد؟
صابر کاظمی بنا به لیاقتش به تیم ملی والیبال بزرگسال دعوت میشود ولی از سوی سرمربی وقت (عطایی) بازی داده نمیشود!
دلیل آن این است که طرفداران ترکمن در استقبال از ورزشکار ترکمن، لباس ترکمنی (دون) میپوشند و کلاه پشمی ترکمنی به سر میگذارند که این را بعضی از عوامل حکومت، بر نمیتابند!
وقتی صابر دعوت میشود و بازی نمیدهند، او در دفعه بعد به اردو نمیرود.
صابر قهرمان ابتدا به ۵ سال محرومیت از بازی در تیم ملی و تیمهای باشگاهی ایران، بعلاوه جریمه مالی محکوم میشود.
بعد با پادرمیانی فرهاد قائمی والیبالیست مشهور ترکمن محرومیتش به دو سال در تیم ملی و باشگاهی و پرداخت ۲ میلیارد تومان تقلیل مییاید و قرار میشود که صابر در ترکمنصحرا در ساخت چند ورزشگاه همیاری کند ولی بعدا او را مجبور میکنند که این مخارج را بجای ترکمنصحرا، در جنوب ایران خرج کند و چند زمین والیبال ساحلی و ورزشگاه در استان بویر احمد بسازد!
بعد از این مراحل به هوای بخشودگی، وارد مذاکره با تیم پیکان میشود ولی نمیگذارند قرارداد بسته شود، لذا او به قطر میرود و بقیه داستان که این اتفاق کاملا مشکوک پیش میآید.
حال فدراسیون والیبال سعی میکند که تقوی و عطایی (عاملان اصلی) را تطهیر کند و حتی پدر صابر را مجبور به مصاحبه کرده و از زبان ایشان عنوان میکنند که جریمه او بخشیده شده بود که واقعیت ندارد.
بیانیه شورای همبستگی ترکمن صحرا در رابطه با اعدام زندانیان عرب و کرد ایرانی
در روزهای اخیر، شش زندانی سیاسی عرب ایرانی در الاحواز (خوزستان ) و یک زندانی کرد در کردستان ایران در سکوت خبری و پس از محاکمههایی ناعادلانه و غیرعلنی اعدام شدند.
اعدامهای پیاپی، سرکوب فعالان سیاسی و مدنی، بویژه از ملیتهای ایرانی، محرومیت از حق دفاع و تحمیل اعترافات اجباری، بازتاب ساختار فرسوده و امنیتی نظامی است که از پاسخگویی در برابر مردم ناتوان است و برای بقا، به ارعاب و حذف مخالفان متوسل میشود.
سکوت در برابر این جنایات، مشارکت در تداوم آن است. ما باید به جامعه جهانی و طرفهای مذاکره جمهوری اسلامی با صدایی بلند بگوئیم که هیچ مذاکره یا توافق بینالمللی با حکومت ایران نباید از حقوق مردم، لغو اعدام، آزادی زندانیان سیاسی و تضمین آزادیهای مدنی جدا باشد.
صلح منطقهای و امنیت جهانی، زمانی واقعی خواهد بود که با آزادی و کرامت مردم ایران پیوند بخورد.
اما برای تحقق این هدف، ضرورت تاریخی ایجاب میکند که نیروهای سیاسی، مدنی، فرهنگی و اجتماعی ایران درون و بیرون کشور در قالب جبههای مشترک و آلترناتیوی دموکراتیک متحد شوند.
چنین اتحاد و همگرایی میتواندصدای منسجم مردم ایران را به جامعه جهانی منتقل کند؛ مسیر گفتوگو با نهادهای بینالمللی را در دفاع از حقوق مردم تقویت نماید؛حتی در سطح داخلی، حکومت را در برابر فشار اجتماعی و بینالمللی وادار به عقبنشینی از اعدامها و سیاستهای خشونتآمیز کند.
ما معتقدیم که ایران نیازمند یک گفتوگوی ملی واقعی است؛
گفتوگویی میان نیروهای اجتماعی و سیاسی، نه برای معامله بر سر قدرت، بلکه برای عبور و خلاصی از چرخه خشونت، تبعیض و استبداد. پایانی اعدام ها، تبعیضها و بیعدالتیها منوط بر اتحاد عمل و به زیر کشیدن نظام ضدبشری حاکم و جایگزینی حکومتی دمکراتیک است که قوانین آن از اصول و مصوبات حقوق بشری سازمان ملل الهام گرفته باشد.
شورای همبستگی ترکمن صحرا
یکشنبه ۱۳ مهر برابر با ۵ اکتبر ۲۰۲۵
۲-۱-ابراهیم رشیدی (ساوالان)، روزنامهنگار ساکن مشگینشهر، در دو حکم جداگانه مجموعا به ۲۵میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد. (!)
دادگاه انقلاب مشگینشهر، آقای رشیدی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» -با احتساب ۵۴ روز بازداشت موقت- به ۲۰میلیون تومان جزای نقدی بدل از سه ماه حبس محکوم کرد.