آقای ایمان صفتی در برلین
نمیدونم کی هستی
اما دمتگرم👍😍
باعث شدی این فلسطین به کونِ آخوند پسند از آلمان دیپورت بشه و الان از کون سوزیش اینجوری بهت کامنت بده😉😚
یه دونه باشی و بمونی براموون💆👌❤️🫂
یادی هم کنیم از پروازهای گذشته تلآویو تهران:
آگهی یکی از فروشگاههای بزرگ اسرائیلی که در سال 1976 ميلادی تحت عنوان «جایزه پرواز به ایران» به چاپ رسید.
قرعه کشی که جایزه آن پرواز رفت و برگشت به تهران است.
بزودی دوباره🇮🇷🇮🇱
حالا که بحث هواپیما گرم است، یادی کنیم از هواپیمای کیش.ایر که 31 سال پیش در مسیر تهران به کیش با 174 سرنشین ربوده شد.
زمانی که سوخت هواپیما تمام شد و در شرف سقوط بود، اسرائیل تنها کشوری بود که به هواپیما اجازه فرود داد و جان صدها بیگناه را نجات داد.
جمهوری اسلامی هرگز نتوانست پیوند بین دو ملت ایران و اسرائیل را از بین ببرد.
@seyedhadikasaei از این بازاریا کوس کش تر خودشونن. خودن مادرجنده همینم یه چیزی میزاری روش میفروشی ولی اروزن بشه ارزون تر میدی؟؟؟ به خدا اگه بدی مادرجنده
امروز به یک دلیل بخصوص یاد زمان جنگ افتادم و یک واقعه جالب که تا امروز نیز یادم است:
سیستمی که میبینید، اسلحه نویسنده در جنگ بود و سه سال تمام نویسنده را همراهی کرد.
ما در زمان جنگ آن را خیلی ساده سلاح اسرائیلی مینامیدیم و مهماتش هم واقعاً از طریق قاچاق طراحیشده خود اسرائیلیها به دست ما میرسید.
این سیستم که همان تفنگ ۱۰۶ یا (توپ ۱۰۶) نام برده میشود که توضیح دقیقش زمانبر و تخصصی میشود و از حوصله این نوشتار خارج است.
به زبان خیلی ساده میشود گفت این سلاح مخصوص کمین از پهلو یا عقب به نیروی زرهی دشمن است، و در برخی موارد میشود با آن سنگرهای تجمعی، استحکامات یا تأسیسات دشمن را زد. برد مؤثرش تقریباً ۱۷۰۰ متر است، مستقیمزن است و اگر به هدف بخورد دربوداغون میکند و پدر صاحببچه را درمیآورد.
البته ما گاهی از اوقات تا سیصد متری دشمن هم نزدیک میشدیم. تیرانداز این اسلحه باید بداند که در زمان شلیک کوچکترین حفاظی ندارد، باید فرز باشد، شلیک کند و بلافاصله محل عوض کند چون با اولین شلیک بلافاصله لو میرود و به احتمال زیاد یا توپخانه دشمن او را میزند یا تیربار سنگین دشمن.
گردان ما که چهارصد و بیست نفر تکاور ویژه هوابرد بودیم ، نامش «کثیفان تاکسیتلفنی» بود، چون مقر ثابت نداشتیم و مجبور بودیم تمام مدت شناور باشیم و از این درگیری به آن درگیری برویم، و حتی روزها نمیتوانستیم خودمان را درستوحسابی بشوییم؛ برای همین به ما گردان کثیفان میگفتند.
خلاصه یک روز طرفهای سال ۶۳ در جبهه مهران قرار بود جایگزینی دو تیپ ارتش را پوشش دهیم که یکی داشت تخلیه میکرد و دومی داشت جایگزین میشد و عراقیها هم از فرصت سوءاستفاده کرده بودند و با یک تیپ زرهی به سوی تیپ تخلیهکننده حملهور شده بودند.
دستور سازمانی ما این بود که بلافاصله بین این دو تیپ درگیر خودی و عراقی مانور رخنه کنیم و بگذاریم تیپ خسته و دربوداغون ایرانی با آرامش تخلیه کند و تیپ سرحال و تازهنفس جدید جایش را بگیرد.
وظیفه من و همایون (معاون من در گروهان سلاح سنگین که او هم توپ ۱۰۶ میزد) این بود که تا میتوانیم، تانک تی-۷۲ و تی-۶۲ مهاجم را بزنیم و حرکت رو به جلوی دشمن را تا حد ممکن کند کنیم :
این یعنی شلیک، حرکت، استقرار، شلیک...
آن روز خدمه مهماتگذار من س. و راننده تویوتای مهمات م. سرشان خیلی شلوغ بود:
مهمات را از داخل قوطی درمیآوردند، بدوبدو پس از شلیک میآمدند دریچه شلیک را باز میکردند، پوکه بیرون میکشیدند و مهمات جدید میگذاشتند، درب دریچه را میبستند و سنگر میگرفتند که از آتش عقب اسلحه به دور باشند چون این سیستم وقتی شلیک میکند آتش عقب وحشتناکی دارد که تمام سنگ و خاک عقب اسلحه را به راحتی تبدیل به مذاب میکند.
ناگهان وسط درگیری زمانی که س. باید دوباره مهمات بارگذاری کند خشکش زد، و جوری به نویسنده نگاه کرد که انگار تیر خورده است؛ چشمانش واقعاً گرد و گشاد شده بود!
زمانی که ازش سؤال شد چه مرگش است، گلوله جدیدی را که در دستانش بود نشان داد و حالا هم نویسنده خشکش زد و هم راننده تویوتا!
به تصویری که برایتان ساختم نگاه کنید: یک چیزی شبیه این روی بدنه گلوله نوشته شده بود: یک قلب قرمز، و جملهای بدین مضمون: «برای شما که برای مام وطن میجنگید.»
به هر روی ما میدانستیم این مهمات ساخت اسرائیل است، اما نمیدانستیم در صنایع دفاعی و تسلیحاتی اسرائیل ایرانیتبار کار میکند، و این کارگر بدون شک ایرانی( و به احتمال زیاد زن) میدانسته که دارد برای ما در جبهه جنگ تولید میکند. ( شیر مادرش حلالش، و دمش گرم هر کجا که هست.)
به هر روی ما این گلوله را آن روز شلیک نکردیم و تا ماهها نگهش داشتیم و برایمان یک جوری خیلی عزیز شد.
بعدها هم که شلیک شد توسط همایون بود که یک تانک تی-۷۲ را زد.
پوکهاش را هم خودش بعد از زمان جبهه با خود برد.
در ضمن شیادان مورخ رژیم بیشتر از دهانشان میخورند که میگویند اسرائیل این مهمات را دو برابر در بازار سیاه به ایران فروخته بود!
شیعیان پستفطرت و دروغگوی دزد، این سلاحها را ارزان از اسرائیل میخریدند و ادعا میکردند به آنان گران فروخته شده تا مابهتفاوت را بالا بکشند، چون تو اگر حتی خودت را بکشی ، یک روده راست در شکم یک شیعه پیدا نمیکنی!
بیشرفها!
در ضمن اسرائیل فقط سلاح توپخانه و ضدتانک به ما نفروخت، بلکه حتی چرخ فانتومهای ایرانی هم از اسرائیل میآمدند.
رضا.
@saramobarez11 احتمالش هست همکارشون بوده از اول و یا مثلا میخاسته دورشون بزنه که برای این کار متاسفانه خیلی مشنگ بوده.کلا ضریب هوشیش پایین بود و متکبر. بیشتر احساس میکنم میخواست جمهوری اسلامی بی افته خودش بشه همه کاره. لا به لای حرفاشم اینو میگفت.درکل کوسخول بود خدابیامرز
اين موجود درنده،
رئيس بسيج يا فرمانده سپاه نيست
يكى از ۵ عضو اصلى هيات دبيران كانون نويسندگانه :))
تو پيجشم فقط كتاب مى بينی
اینا رو یادداشت میکنیم تا روزش رسید،
نگید ما نویسندهایم و فلانیم ✍🏽