پرونده محمد فرامرزی، وفا آذربار، محسن مظلوم و پژمان فاتحی نمونهای روشن از این روند است. این چهار نفر، اعضای حزب کومهله کوردستان ایران ، دوستان و همحزبیهای من بودند. آنها در سال ۲۰۲۲ بازداشت شدند و برای ۱۸ ماه، تا روز پیش از اعدام، خانوادهها و وکلای آنان از سرنوشت و محل نگهداریشان اطلاع دقیقی نداشتند. عفو بینالملل در فوریه ۲۰۲۳ اعلام کرد که این چهار نفر ماهها در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار داشتهاند و در معرض خطر شکنجه و سایر بدرفتاریها و محاکمهای ناعادلانه بودهاند. آنها در نهایت در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴ اعدام شدند. جمهوری اسلامی آنان را به همکاری با موساد و مشارکت در طرحی برای عملیات خرابکارانه در اصفهان متهم کرده بود.
جمهوری اسلامی همین الگوی مبارزه با احزاب کورد، به نام مبارزه با «تجزیهطلبها» و «عوامل اسرائیل»، را در خارج از مرزهای ایران نیز دنبال کرده است.
در فردای آغاز جنگ اخیر، حملات به مقرها و اردوگاههای احزاب کورد در اقلیم کوردستان وارد مرحلهای کمسابقه شد. تا زمان نگارش این یادداشت، بر اساس دادههای اطلاعاتی حکومت اقلیم، این حملات بیش از هزار بار تکرار شده است. بخش قابل توجهی از این حملات متوجه مقر احزاب کورد، از جمله حزب کومهله کوردستان ایران، بوده است و در همین دوره، در حزب من ۱۳ نفر در اثر این حملات کشته شدهاند.
انقلاب ۱۹۷۹ و آغاز تقابل با جمهوری اسلامی
انقلاب ١٩٧٩ و استقرار جمهوری اسلامی نقطه عطفی در این روند بود. نیروهای سیاسی کورد خواهان بهرسمیتشناختن حقوق سیاسی و فرهنگی مردم کوردستان در ساختار سیاسی جدید بودند.
در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، روحالله خمینی فرمان جهاد علیه کوردستان و اعزام نیروهای نظامی و انتظامی برای مقابله با مخالفان را صادر کرد. در پی آن، ارتش مدرن و مجهز بهجامانده از حکومت پهلوی، سپاه پاسداران و نیروهای وابسته به حکومت وارد کوردستان شدند. اعدامهای شتابزده، محاکمههای کوتاه و فقدان دادرسی عادلانه، در کنار عملیات نظامی گسترده، تجربهای دردناک در حافظه سیاسی کوردستان ایجاد کرد.
ژینا امینی و «ژن، ژیان، ئازادی»
قتل حکومتی ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ مرحله تازهای در این روند تاریخی وارد مرحلەای تازەای کرد. ژینا، زن جوان کورد اهل سقز، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد در تهران درگذشت و اعتراضات ابتدا در کوردستان و سپس در بسیاری از شهرهای ایران گسترش یافت.
شعار «ژن، ژیان، ئازادی» نیز در این فرایند اهمیت ویژهای یافت. این شعار ریشه در سنتهای مبارزاتی زنان کورد دارد، اما در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ از زمینه اولیه خود فراتر رفت و در شهرهای مختلف ایران مورد استفاده قرار گرفت. در نتیجه، شعاری با خاستگاه کوردی به بخشی از گفتمان مشترک اعتراضات سراسری تبدیل شد.
احزاب کورد در جریان خیزش ژینا از بازیگران مهم سیاسی و سازماندهنده اعتراضات در کوردستان بودند و مردم کوردستان بارها به فراخوانهای آنها برای برگزاری اعتراض و اعتصاب پاسخ دادند. تداوم این الگو در پنج دهه گذشته نشان میدهد که احزاب کورد، صرفنظر از تغییر شکل و شیوههای مبارزه، همچنان از ظرفیت قابلتوجهی برای بسیج اجتماعی در کوردستان برخوردار بودهاند.
نمونه اخیر آن، اعتصاب سراسری کوردستان در ۸ ژانویه ۲۰۲۶است که در پی فراخوان شش حزب عضو ائتلاف احزاب سیاسی کورد، در اعتراض به کشتار معترضان درلرستان، ایلام و کرمانشاه و در واکنش به سرکوب و خشونت جمهوری اسلامی شکل گرفت. در پی این فراخوان، بیش از ۵۰ شهر در استانهای ایلام، کرمانشاه، لرستان، کوردستان و آذربایجان غربی شاهد اعتصاب و تعطیلی گسترده بودند.
مبارزات سیاسی کوردها در ایران سابقهای بیش از یک قرن دارد و مسئله هویت کوردی یکی از عناصر پایدار آن بوده است. کوردها خود را یک ملت میدانند؛ مفهومی که بر عناصر مشترک تاریخی، فرهنگی، زبانی و اراده جمعی استوار است. بااینحال، مطالبات سیاسی جریانهای مختلف کورد در دورههای تاریخی یکسان نبوده است.
اگر اسرائیل در پی شناخت جامعه ایران، بهویژه کوردهای ایران، باشد، این شناخت نیازمند فراتر رفتن از روایتهای محدود و فردی است. مطالعه تاریخ چند دهه فعالیت احزاب کورد، در کنار بررسی تحولات اجتماعی و سیاسی کوردستان، میتواند تصویر جامعتری از این ملت و مطالبات آن ارائه دهد.
ترجمه فارسی یادداشتم در روزنامه «اورشلیم پست» که امروز، دوشنبه ۵ اکتبر، منتشر شد.
پ.ن: این مقاله بهنوعی پاسخ به نوشته تینا قاضیمراد، مدیر دفتر ارتباطات و رسانه رضا پهلوی، در «اورشلیم پست» است. متن اصلی طولانیتر بود و جنبههای دیگری از مبارزه کوردها در ایران را نیز توضیح میداد، اما برای انتشار در روزنامه، لازم بود متن کوتاهتر شود.
برای شناخت کوردهای ایران، تاریخ کوردستان را مطالعه کنید.
محمد محمدی
اُفرا بنجیو، پژوهشگر تاریخ و سیاست خاورمیانه، در مقالهای با عنوان «یهودیان، اسرائیل و کوردها: رمزگشایی از یک اسطوره» به یکی از وجوه مهم پیوند تاریخی میان یهودیان و کوردها اشاره میکند. او مینویسد روابط دیرینه میان یهودیان و همسایگان کوردشان بعدها زمینهساز روابط میان یهودیان، اسرائیل و کوردها شد. به گفته او، این پیوندها با «احساس سرنوشت مشترک دو ملت کوچک و تحت آزار و اذیت» تقویت شد؛ دو ملتی که کشورهای پیرامونشان مشروعیت داشتن دولت مستقل را از آنها دریغ کرده بودند.
فراتر از دوگانه «میهنپرست» و «جداییطلب»
در نوشته تینا قاضیمراد در Jerusalem Post درباره مبارزات کوردها، تصویری یکسویه از تاریخ و مطالبات کوردهای ایران ارائه میشود. دوگانهسازی میان «کوردهای میهنپرست» و «کوردهای جداییطلب»، تمایز میان هویت کوردی، مطالبات سیاسی کوردها و برنامههای مشخص احزاب کورد را نادیده میگیرد.
قاضیمراد برای اثبات میهنپرستی کوردها به طاقبستان و بیستون، دو بنای تاریخی در استان کرمانشاه، استناد میکند و از این آثار باستانی برای نتیجهگیری درباره وضعیت سیاسی امروز بهره میگیرد. از جمله، او نتیجه میگیرد که کوردهای ایلام و کرمانشاه میهنپرست و طرفدار رضا پهلوی هستند.
حتی همان بیستون و طاقبستانی که بهعنوان سندی برای «میهنپرستی» کوردها به آنها استناد شده، در واقع نمیتوانند چنین نتیجهای را اثبات کنند. بیستون، افزون بر آنکه روایت رسمی داریوش از تثبیت قدرت و سرکوب قیامهاست، روایت او از گئوماتِ مغ و قیام و مقاومتهای بعدی در سرزمین ماد را نیز در خود ثبت کرده است.
حتی خشونتهای اوایل انقلاب توسط نیروهای وفادار به خمینی در کوردستان نیز در روایت قاضیمراد عمدتا در چارچوب «مبارزه با تجزیهطلبان» قرار میگیرد. در این روایت، همان نیروهایی که به فرمان خمینی در کوردستان دست به جنایت زدند، در چارچوب کوردهای میهنپرست قرار میگیرند؛ کوردهایی که امروز وفادار به رضا پهلوی معرفی میشوند و اسرائیل نیز باید با آنها در ارتباط باشد.
من از جوانرود، شهری در استان کرمانشاه و در نزدیکی طاقبستان، میآیم. از کودکی، بهدلیل داشتن یک نام کوردی، و سپس بهدلیل اجبار به تحصیل به زبان فارسی از نخستین روز ورود به مدرسه و تجربه گزینش دانشگاه، تبعیض سیستماتیک جمهوری اسلامی را بهطور مستقیم زیستهام.
در شهر من، در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۲، مردم معترضی که از مراسم خاکسپاری عرفان کاکایی، معلمی که روز پیش به دست نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شده بود، بازمیگشتند، با دوشکا و تیربار هدف قرار گرفتند . جمهوری اسلامی این خشونت را با ادعای مبارزه با «تجزیهطلبی» توجیه کرد؛ همان اتهامی که دهههاست برای سرکوب کوردها به کار گرفته میشود.
از «تجزیهطلبی» تا «همکاری با موساد»: تداوم یک سیاست امنیتی علیه کوردها
اتهام «تجزیهطلبی» علیه کوردها پدیدهای متعلق به جمهوری اسلامی نیست، بلکه سابقهای طولانی دارد و ریشههای آن را میتوان به دوره پهلوی اول و سیاستهای تمرکزگرایانه و روند دولت-ملتسازی در آن دوره بازمیگردد. ریشههای این رویکرد را میتوان در سیاستهای امنیتی و مرکزگرایانه حکومت پهلوی اول و دوم دانست؛ سیاستهایی که در چارچوب آن، مطالبات سیاسی و هویتی کوردها بهعنوان تهدیدی علیه تمامیت ارضی و اقتدار دولت مرکزی تعریف میشد. در آن زمان، مبارزات و مطالبات سیاسی و حقوقی کوردها بارها با همین برچسب مواجه شد و با سرکوب و خشونت پاسخ داده شد.
جمهوری اسلامی این چارچوب امنیتی را نهتنها کنار نگذاشت، بلکه در بسیاری از موارد آن را گسترش داد. طی پنج دهه گذشته، عضویت یا ارتباط با احزاب سیاسی کورد، فعالیت سیاسی و حتی فعالیتهای مدنی در کوردستان با اتهامهایی همچون «محاربه»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «عضویت در گروههای مخالف» و «تجزیهطلبی» مواجه شده است.
در سالهای اخیر، اتهام دیگری نیز به این چارچوب افزوده شده است: «همکاری با اسرائیل و موساد». در فضای جدید منطقهای و بهویژه با تشدید تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل، اتهام ارتباط با اسرائیل و سرویس اطلاعاتی این کشور نیز به ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی افزوده شده است.
کشتار دیماه گذشته، یک قتل عام عامدانه مردم معترض از سوی رژیم، پیش از آغاز جنگ سی و نه روزه، و بهعنوان یک «اقدام پیشگیرانه» با هدف ایجاد رعب شدید، فرو بردن جامعه در شوک وحشت، فلج کردن روانی مردم و سلب امکان شکلگیری جنبشهای عظیم تودهای بود که بهحق انتظارش را داشتید. و شما آقای پزشکیان، بهتر از هر کسی اینها را میدانید. میدانید نه کسی اسلحه میان مردم پخش کرده بود و نه قیام مسلحانهای در کار بود. اقدام هولناکی که رژیم پلید شما به آن دست زد، «دفاع از ایرانمان» نبود، کشتار مردم بیدفاع در مقیاس صنعتی برای تداوم حاکمیت رژیم فاسد و مافیائیتان بود، جنایت بزرگی علیه بشریت که نه فراموش میشود و نه بقای حاکمیتتان را تضمین خواهد کرد.
بار اولتان هم نیست که به سرکوب خونین و کشتار گسترده مردم دست میزنید و پای آمریکا و انگلیس و اسرائیل و غیره را وسط میکشید. ما کردها بویژه طعم تلخ رژیم شما را در تمام تاریخ چهل و هفت ساله خونینتان و از روز اولش در کردستان چشیدهایم. ملیتها، زنان، کارگران، جوانان، دانشجویان، سازمانهای سیاسی و نهادهای مدنی، زندانیان سیاسی، روزنامهنگاران و نویسندگان، بهائیها و یارسانیها و مسیحیان، چه کسی در سراسر ایران مانده است که داغدار و دادخواه نباشد؟
آقای پزشکیان، سرنوشت نظام شما را همان جنبشهای مردمی که از آن بیشتر از آمریکا و اسرائیل میترسید، همان زن، زندگی، آزادی، همان کردستان و دیگر مردم آزادیخواه ایران یکسره خواهند کرد. با یا بدون جنگ، نظام شما جائی در میان مردم ندارد و رفتنی است. کمی محتاطتر صحبت کنید.
آقای پزشکیان، کمی محتاطتر صحبتکنید!
سخنرانی پزشکیان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، معجون رقتانگیزی بود از مظلومنمائی دروغین، صلحطلبی دروغین، رجزخوانی توخالی، و ادامه سماجت روی برنامه اتمی. او منبر رفتن برای غزه و اشک تمساح ریختن برای مصیبتهای مردم فلسطین را با اندرزگوئی در مورد «حقوق بشر، عدالت، آزادی، دموکراسی و کرامت انسان» توأم کرد و در همان حال از توجیه و سفیدشوئی بیشرمانه اعدامها و کشتارهای بزرگ مردم ایران توسط رژیمی که او نمایندگی میکند، دریغ نکرد.
در مورد برنامه هستهای، پزشکیان ادعا میکند «انرژی اتمی را برای توسعه میخواهیم، برای بمب و تخریب و تهدید نمیخواهیم». این دروغی نخنما بیش نیست. کارشناسان متعدد بارها نشان دادهاند که برنامه هستهای ایران هیچ توجیه اقتصادی ندارد و حساب هزینه و فایده بسادگی به شما میگوید که این پروژه با منطق اقتصاد و توسعه اقتصادی قابل توضیح نیست.
رژیم جمهوری اسلامی با اتلاف صدها میلیارد دلار برای پروژه پنهانکارانه و بیحاصل هستهای و اولویت دادن مطلق به آن، در واقع دهها سال است توسعه اقتصادی ایران را نادیده گرفته و به حاشیه رانده است. بلندپروازیهای اتمی رژیم با هزینههای نجومی مستقیم و غیرمستقیماش نه فقط راه توسعه و پیشرفت و آبادانی کشور و رفاه جامعه را بسته، بلکه مردم را به خاک سیاه نشانده است. پای تحریمها را با همه عواقب اقتصادی آن، همین برنامه هستهای به ایران باز کرد. خود جنگ و ویرانیهای آن، تا درجه زیادی ازجمله محصول همین برنامه هستهای گسترده و زیرزمینی است.
پزشکیان بهخوبی میداند که بیت رهبری، سپاه پاسداران و «نظام»، برنامه اتمی را برای چه میخواهند. میداند انرژی هستهای برخلاف گفته او «برای درمان بیماران ما، برای امنیت غذایی، برای صنعت و فناوری و برای آینده برقی پایدار» نیست. یک اقدام دفاعی همنیست، ایران به خودی خود در معرض تهدید هستهای کسی قرار ندارد.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی برای رساندن رژیم به نقطهای است که بتواند با دستیابی به سلاح اتمی، و یا قرار گرفتن در یک قدمی آن، پروژههای ایدئولوژیک- هژمونیستی خود را متحقق کند: بیرون کردن آمریکا از منطقه، محاصره و سرانجام نابودی اسرائیل، محافظت از نیروهای نیابتی و نهایتا به قدرت رساندن آنها از طریق ساقط کردن دولتهای عربی در منطقه، و ایجاد یک امپراطوری شیعی گسترده در محدوده بزرگی که مرزهایش هم دائما رو به گسترش است.
بدیهی است که پیشبرد اینپروژه خطرناک و توسعهطلبانه، بدون تنشها، اصطکاکها و بالمآل جنگهای متعدد ممکن نیست. برنامه هستهای، در کنار اهرمهای دیگری مثل سازماندهی و تسلیح و تأمین مالی نیروهای نیابتی در کشورهای گوناگون، قرار بوده است در مقابل تنشآفرینیهای جمهوری اسلامی در این مسیر، دخالتهای آن در کشورهای دیگر و شورشها و کودتاهائی که راه میاندارد و جنگهائی که بهناگزیر در این مسیر پیش میآید، به عنوان پوششی حفاظتی و نوعی بازدارندگی عمل کند، خطر جنگهای تمامعیار قدرتهای منطقهای و جهانی در برابر جمهوری اسلامی را منتفی کند و آزادی عمل کم دردسر رژیم را در تداوم این پروژه بلندپروازانه تأمین کند. واضح است که این پروژه جنونآمیز و آخرالزمانی نمیتوانست تا آخر بدون جنگهای بزرگ و ویرانگر و صرفا با تنشها و بحرانهای مدیریت شده پیش برود، و پیش همنرفت. قضیه برنامه اتمی و «غنیسازی حق مسلم ماست» از این قرار است.
آقای پزشکیان، «نظام» شما اتم را نه برای «توسعه» و نه برای «درمان بیماران و امنیت غذائی»، بلکه درست برای همین پروژه ماجراجویانه و خطرناک و توهمآمیز میخواهد و دقیقا به همین دلیل است که برخلاف هر منطق اقتصادی، علیرغم ناسازگاری این برنامه با توسعه، رفاه و امنیت، و به بهای تحمیل فقر و رکود تورم و بیکاری، به بهای ویرانی ایران و به آتش کشیدن تمام منطقه، دست از تعقیب آن برنمیدارد.
پزشکیان در مورد بهراه انداختن حمام خون توسط نیروهای مسلح رژیم نیز تنها دروغ و تحریف تحویل این مجمع جهانی میدهد و در چند جمله میگوید: «ملت ایران در هفت ماه گذشته، مردم ما هر شب در خیابان بودند برای اینکه از ایرانمان دفاع کنند و برای اینکه اجازه ندن کسانی را که آمریکا و اسرائیل تهییج کرده بود اسلحه داده بودند دستشان بیایند و ناامنی در داخل کشور ایجاد کنند.»
هر آینده دموکراتیکی برای ایران تنها زمانی میتواند مسئله ملی را حل کند که از بهرسمیتشناختن فاعلیت سیاسی ملتها آغاز شود. کوردها نباید موضوع تصمیم درباره آینده خود باشند، بلکە باید خود تصمیمگیرنده آن باشند.
لینک کامل مقاله:
https://t.co/BWJBiD96WI
چهار سال از تولد «جنبش ژینا» گذشت، نامی که نه تنها به رمز بلکه به نماد ایستادگی نسلی تبدیل شد که دیگر تحقیر، تبعیض، اجبار و استبداد را نمیپذیرد. صدها نام مانا شدند تا یکی از مترقیترین جنبشهای معاصر را آغاز کنند.
جمهوری اسلامی بسیار کوشید این جنبش را با سرکوب، اعدام، زندان و خشونت خاموش کند. جریانهایی نیز تلاش کردند ماهیت آن را تحریف، دستاوردهایش را مصادره و مطالباتش را به بیراهه ببرند. اما هیچکدام نتوانستند جامعه را به عقب بازگردانند. زیرا این جنبش برساخته و پروژهای مصنوعی نبود بلکه از دل مطالبات تاریخی، واقعی و انباشتهشده جامعهای برخاست که رهایی، برابری، عدالت و کرامت انسانی را مطالبه میکرد.
تجربه نشان داده که کردستان در بزنگاههای تاریخی، از ظرفیت تشخیص و پذیرش مسئولیت در قبال آینده برخوردار است. این بلوغ سیاسی بر خواستههای مشروع، سیاسی و تاریخی و حقوقی استوار بوده و در اراده، پایداری، تصمیم و توان تبدیل اعتراض به کنش جمعی تبلور یافته است.
در شرایط بغرنج اقتصادی و معیشتی، حساسیت جامعه کردستان نسبت به سرنوشت سیاسی و تاریخی خود همچنان پابرجاست. جامعهای که میتواند همزمان نگران نان و معیشت خود باشد توامان مطالبات سیاسیاش را پیگیری نموده و برای آزادی و آینده خود و فرزندانش احساس مسئولیت کند.
فراخوان اعتصاب ۲۵ شهریور، جدای از ادای احترام به ژینا و همه جانباختگان راه آزادی، دفاع از ارزشهای «ژن، ژیان، ئازادی» و تأکیدی بر تداوم مقاومت و مبارزه است. مبارزهای برای بودن، شدن و عاملیت. فراخوانی که پیامی فراتر از مرزهای کردستان دارد: جامعهای زیر فشار سرکوب، بحران اقتصادی و پیامدهای جنگ، قدرت همبستگی، سازمانیابی و اراده جمعی خود را حفظ کرده است.
کردستان، با همه رنجها، هزینهها و زخمهای تاریخی، بارها نشان داده است که حافظه تاریخی، تجربه اندوخته، همبستگی اجتماعی و در لحظات تعیینکننده، احساس مسئولیت جمعی دارد.
در کردستان، ژیناها هرگز فراموش نمیشوند. هیچیک از فرزندان این سرزمین فراموش نمیشوند، چه آنان که کشته میشوند، چه آنان که سربهدار میشوند و چه آنها که در سنگر مقاومت جان فدا میکنند.
از دوران پهلوی تا به امروز، کردستان یکی از مهمترین سنگرهای مقاومت در برابر استبداد، ارتجاع، انحصارطلبی و اقتدارگرایی بوده است و قرار است فردا، این مردم، یکبار دیگر «نه» بگویند.
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
Call for a General Strike on September 16
The People of Kurdistan, Fellow Citizens and Freedom Fighters,
Four years have passed since the killing of Jina Amini and the rise of the “Woman, Life, Freedom” movement. Jina’s death marked a historic turning point, inspiring people across Kurdistan and Iran to rise against repression and demand freedom, dignity, and justice.
Today, as we approach the fourth anniversary of the Jina uprising, repression, executions, economic hardship, and political pressure continue to deepen across Iran. The Islamic Republic continues to respond to legitimate demands with violence and repression.
The people of Kurdistan, with their long history of resistance and struggle for freedom, have a historic role to play at this critical moment. General strikes have repeatedly demonstrated the strength, unity, and civil nature of Kurdistan’s resistance.
The Alliance of Iranian Kurdistan Political Parties calls on the people of Kurdistan to observe a general strike on Wednesday, September 16, 2026, by closing shops and businesses and remaining at home.
Let us honor Jina Amini and all the victims of repression, reaffirm the values of “Woman, Life, Freedom,” and demonstrate through unity and peaceful civil resistance that the people of Kurdistan will never surrender to oppression.
Alliance of Iranian Kurdistan Political Parties
September 13, 2026
حادثه دلخراش دیروز عصر در سنندج
عصر دیروز، شنبه چهاردهم شهریور ماه ۱۴۰۵، حادثه رانندگی دردناکی در سنندج روی داد که تمام مردم این شهر را در بهت و اندوه فرو برده است. برخورد یک تانکر حامل سوخت با یک خودرو شخصی و سپس با مینیبوس حامل مسافران در ورودی سنندج و مقابل پاسگاه پلیس راه همدان- سنندج، موجب انفجار و آتشسوزی بزرگی شد که بر اثر آن یازده نفر جانشان را از دست داده و تعداد دیگری در بیمارستان تحت مداوا قرار گرفتهاند.
به این مناسبت تسلیت و همدردی عمیق خودم را به خانوادههای قربانیان این رویداد دلخراش و همه مردم عزیز سنندج تقدیم میکنم و بهبود کامل آسیبدیدگان این حادثه را آرزومندم.
International Symposium 2026
THE FUTURE OF IRAN THROUGH
THE CONSTITUTIONAL DIALOGUE
Mel LastMan Square
North York Memorial Community Hall
5100 Yonge St. Toronto, ON M2N 5V7
Saturday August 29, 2026
2.30 - 7:30 PM (Eastern Time)
بیانیه حزب کومهله کردستان ایران در چهلوهفتمین سالگرد فتوای جهاد خمینی علیه کُردستان و جنایات ارتکابی متعاقب آن
چهلوهفت سال پیش، در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، جمهوری اسلامی مطالبات سیاسی و دموکراتیک مردم کُردستان را با لشکرکشی، کشتار و اعدام پاسخ داد. خمینی با فتوای جهاد، ارتش، سپاه، ژاندارمری، کمیتهها و نیروهای شبهنظامی را به سوی شهرهای کُردستان گسیل داشت و مسئلهای سیاسی را به جنگی نابرابر کشاند. مردمی که خواهان آزادی، حقوق ملی، اداره دموکراتیک امور خود و مشارکت برابر در ساختن آینده ایران بودند، با زبان تکفیر و نیروی نظامی روبهرو شدند. این حمله، بخشی از طرح استقرار ولایت فقیه و درهمشکستن کانونهای مستقل آزادیخواهی در سراسر ایران بود. پیامد فتوا، بهکارگیری هماهنگ و سازمانیافته نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای ارتکاب جنایات در شهرهای کُردستان بود. کشتار غیرنظامیان، اعدامهای بدون دادرسی، بازداشت و شکنجه، محاصره و بمباران شهرها، ویرانی روستاها و کوچ اجباری، وقایعی پراکنده نبودند؛ الگویی واحد از خشونت دولتی بودند که با دستور مقامات عالی و مشارکت نهادهای نظامی، امنیتی و قضایی اجرا شد. بنابراین، این مجموعە رویدادها را نمیتوان صرفا درگیری حکومت با احزاب کُردستانی فروکاست؛ آنچه رخ داد، مجموعهای از جنایات سازمانیافته حکومتی علیه مردم کُردستان بود. در برابر جنگ تحمیلی، مردم کُردستان مقاومت را برگزیدند. کومهله همان زمان اعلام کرد: «ما جنگ نمیخواهیم، اما تسلیم هم نمیشویم.» این مقاومت، کُردستان را به سنگر آزادی و پناهگاه آزادیخواهان سراسر ایران بدل کرد و سنت آن در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» و تا به امروز ادامه یافت. در چشمانداز کومهله، پاسخ پایدار به مسئله کُردستان در ایرانی آزاد، سکولار، دموکراتیک و فدرال ممکن است؛ ساختاری که وحدت کشور را با توزیع دموکراتیک قدرت، مشارکت برابر و تضمین حقوق ملی و اداره دموکراتیک امور کُردستان پیوند میدهد. از منظر حقوق بینالملل، عنوان رسمی دستورات یا ادعای مقابله با شورش، ماهیت اعمال ارتکابی را تعیین نمیکند. گستره عملیات، تکرار شیوههای کشتار و اعدام، هماهنگی نهادهای حکومتی و پیوند فرمان سیاسی با اجرای میدانی، قرائن جدی بر وجود یک سیاست حکومتی و حملهای گسترده و سیستماتیک علیه جمعیت غیرنظامی است. قتل، شکنجه، حبس، تعقیب تبعیضآمیز و جابهجایی اجباری، در صورت احراز ارتباط با چنین حملهای، میتوانند جنایت علیه بشریت باشند. اعدام اشخاص بدون دادگاهی برخوردار از تضمینهای قضایی اساسی نیز در بستر مخاصمه، حسب مورد جنایت جنگی است. مسئولیت این اعمال میتواند آمران، طراحان، فرماندهان و مباشران را دربرگیرد. بر این اساس، حزب کومهله کردستان ایران از شورای حقوق بشر سازمان ملل، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و دیگر سازوکارهای مستقل بینالمللی درخواست میکند این پرونده را بررسی کنند، اسناد و شهادتها را حفظ نمایند و وصف حقوقی وقایع را در گزارشهای رسمی به ثبت برسانند. کومله همچنین از اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا میخواهد از شناسایی این جنایات و مسیرهای حقیقتیابی و پاسخگویی پشتیبانی کنند. از نیروهای اپوزیسیون ایران نیز انتظار میرود این وقایع را در اسناد بنیادین و برنامههای دوران گذار، صریح و بیابهام، به عنوان جنایات سازمانیافته حکومتی به رسمیت بشناسند. کومهله خواستار درج تضمینی روشن در اسناد دوران گذار برای تشکیل دادگاهی ویژه، مستقل و بیطرف پس از گذار از جمهوری اسلامی است؛ دادگاهی با مشارکت حقوقدانان ملی و بینالمللی، زیر نظر سازمان ملل متحد و برخوردار از صلاحیت رسیدگی به جنایات ارتکابی در کُردستان در پی فتوای جهاد و لشکرکشیهای متعاقب آن. رسیدگی در چنین دادگاهی باید با رعایت اصل قانونی بودن جرایم و مجازاتها، تضمینهای کامل دادرسی عادلانه و حق مشارکت قربانیان انجام گیرد. این سازوکار قضایی نیز باید با حق حقیقت، جبران خسارت، اصلاح نهادهای مسئول و تضمین عدم تکرار همراه شود. تضمین عدم تکرار، از نگاه کومهله، شامل تعهد صریح همه نیروهای سیاسی به منع هرگونه لشکرکشی یا توسل به نیروی نظامی علیه مردم و شهرهای کُردستان در پاسخ به مطالبات سیاسی و مدنی آنان است. هیچ گذار دموکراتیکی بدون شناسایی این جنایات، پاسخگویی آمران و عاملان و چنین تضمینی، اعتبار و پایداری نخواهد یافت.
https://t.co/YVCVKNEezg
The Alliance of Iranian Kurdistan Political Parties condemns Iran’s attacks against the institutions and territory of the Kurdistan Region.
Today’s drone attacks by the Islamic Republic of Iran against the private office of His Excellency Masrour Barzani, Prime Minister of the Kurdistan Region, and the headquarters of the Kurdistan Region’s Security and Intelligence Agency represent another escalation in Tehran’s hostile and destabilizing conduct toward the Kurdistan Region. These attacks constitute a blatant violation of the principles of good-neighborly relations and non-interference.
Previously, several military and intelligence institutions of the Kurdistan Regional Government in Sulaymaniyah were also subjected, without justification or provocation, to intensive Iranian missile and drone attacks.
During the course of the U.S.-Israel–Iran war, the Kurdistan Region has faced more than 1,000 attacks of this nature. Approximately half of these attacks have targeted the bases and headquarters of Iranian Kurdish parties in the Kurdistan Region, as well as the residential areas of their members and families.
These attacks have taken place despite the Kurdistan Region’s declared position of neutrality from the outset of the conflict. The Kurdistan Region did not join any side opposing Iran. This demonstrates once again that hostility toward the Kurdish people and opposition to any Kurdish entity, political will, or exercise of self-determination in the region remain fundamental elements of the Islamic Republic of Iran’s policy.
The Alliance of Iranian Kurdistan Political Parties strongly condemns Iran’s attacks against the Kurdistan Region and its governmental, political, party, and civilian institutions, and expresses its full support for the Kurdistan Region.
From a legal perspective, these acts of aggression constitute a clear violation of the sovereignty of the Republic of Iraq. We therefore call on the government in Baghdad to adopt an appropriate and firm position in response.
Experience has demonstrated that silence in the face of Iran’s hostile and destabilizing conduct, and the failure to impose consequences for such actions, only creates greater opportunities for Tehran to expand its threats and aggression.
The Alliance calls on countries with consulates and diplomatic missions in the Kurdistan Region to take concrete measures to prevent further attacks and to place pressure on Tehran to respect the sovereignty, security, and stability of the Kurdistan Region.
Alliance of Iranian Kurdistan Political Parties
August 17, 2026
On August 18, 2026, I had the honor of delivering a statement on behalf of the U.S. Representation Office of the Komala Party of Iranian Kurdistan at the "Iran at a Crossroads" event in Washington, D.C.
On behalf of our party, we extend our warmest congratulations to the leadership, cadres, members, supporters, and friends of the Democratic Party of Iranian Kurdistan (PDKI) on the 81st anniversary of the party's founding. @Hejar_Berenji
Abubakr Hushangi, one of the young Peshmerga wounded in the IRGC missile attack on the Komala Party of Iranian Kurdistan, has passed away after four days in hospital, bringing the death toll to 10.
#Komala#Peshmerga#Kurdistan#IRGCIsATerroristOrganization
دشمنی رژیم با کردها و نقش کردستان در تحولات سیاسی آینده ایران، نیروی پیشمرگ و مقاومت مسلحانه، مسأله جنگ، آمریکا و اسرائیل، دشمن خارجی یا داخلی. گفتگویم با مهدی مهدوی آزاد در برنامه چشمانداز از کانال ایران اینترنشنال
اطلاعیه حزب کومهله کردستان ایران
درباره بیانیه اخیر «کنگره آزادی ایران» در مورد جنگ
بنا بر توافقات پیشین و در پی هماندیشیهای صورتگرفته در شورای مرکزی «کنگره آزادی ایران»، مقرر شده بود که این کنگره از اتخاذ و اعلام مواضع سیاسی مشخص پرهیز کند؛ چراکه دیدگاههای سیاسی متنوع و متفاوتی در میان نیروهای حاضر وجود دارد و کنگره میبایست بستری برای همگرایی این دیدگاهها و تقویت همبستگی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی باشد.
بر همین اساس، ما بهعنوان حزب کومهله کردستان ایران، مواضع مطرحشده در بیانیه اخیر این کنگره را تأیید نمیکنیم. دیدگاهها و مواضع ما در این زمینه، تاکنون بهصورت کاملاً شفاف و صریح از سوی مراجع رسمی حزب اعلام شده است. از این پس نیز هرگونه موضعگیری سیاسی صرفاً از جانب مراجع رسمی و صلاحیتدار حزب بیان خواهد شد.
حزب کومهله کردستان ایران
دبیرخانه کمیته مرکزی
۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی
۱۹ جولای ۲۰۲۶ میلادی
https://t.co/SH2RqW5hHQ
گفتگویم با پرهام قبادی در برنامه ۶۰ دقیقه کانال بیبیسی فارسی پیرامون حملات موشکی سپاه پاسداران به اردوگاههای کومهله. بیان نظرم در باره کردها و مبارزه مسلحانه، تغییر بزرگ در مناسبات مردم و حاکمیت پس از کشتارهای دیماه، نقش رژیم در کشاندن ایران به جنگ، و اهمیت حیاتی تغییر نظام برای رسیدن به صلح، آزادی و رفاه در ایران.
According to information documented by the HANA Human Rights Organization and an official statement issued by the Secretariat of the Central Committee of the Komala Party of Iranian Kurdistan, several camps and facilities affiliated with the party in the Zargwezle area, near Sulaymaniyah in the Kurdistan Region of Iraq, came under missile attack by Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) at approximately 6:00 a.m. on Friday, 17 July 2026.
Read More👇👇👇👇
https://t.co/lT82ngSfy4
#HanaHumanRightsOrganization
#Hana_War_News
#Komala_Party_Of_Iranian_Kurdistan
#Zargwezle
#Sulaymaniyah
#Farhad_Ghamari
#Soroush_Nasri
#Sina_Safari
#Yasin_Kianpour
#Ahmad_Mahmoudi
#Reza_Sadeghi
#Kasra_Rahmannejad
#Seivan_Nikikha
#Zakaria_Faghi_Hassanagha