، یه لگد تو سینه سیاهش. زجر کش شه....
خامنه ای م مث هاشمی، بجز برای ما مردم، به نفع هیچ سَمتی نبود که دستگیر بشه و حرف بزنه. به هرحال سالها حمایت خیلی از همین ها رو داشته و باید مدفون میشده...
به هر حال شنیدن خبر مرگش، از طریق صدای خوشحالی مردم خییلی کیف داد! بامید مرگ بقیه شون
همیشه فک میکردم کا�� خامنه ایو بگیرن، و محکوم بشه و اعتراف کنه... چه جنایات ه��لناکی که نکرده، چه کسایی رو لو میده و اصن شناختن سیستم مغزیش جالبه و دلن میخواست در بخشی از مجازاتش مثلا ۱۰۰ نفر زن رندم انتخاب بشن بیان هرکی یه تیکه ازشو بکَنه، یه مشت توی صورت کریهش،...
خیلی وقته توییت نکردم.
برمیگردد به زمانی که به خودم و آدمها اعتماد بیشتری داشتم، احساس امنیت(فردی نه اجتماعی) بیشتری میکردم و فکر میکردم هشتگ گذاشتنم به چیزی و جایی می ارزد و در شااااااید اندک دردی را دوا میکند؛
افسوس
یساعته هرچی میگردم کرم ضدآفتابو کانسیلرمو پیدا نمیکنم.
آخر سر مشکوک شدم رفتم سر نایلون آشغالای خشک دیدم اونجاست! به داداشم پیام دادم میگم چرا انداختی اون توو؟! میگه چرا کرم هاتو میذاری رو میز کنار جاکفشی بغل آشغالا؟ گفتم تو آشغالا رو گذاشتی جلو آینه کنار کرمای من! والا!نه؟!