چیزی که دربارهی رها بهلولی پور وجودم رو میسوزونه اینه که خیلی شبیه به من و دوست هام بود.
مدل زندگی کردنش، رفتارش تو دانشگاه، خندیدنش، پیرو زن زندگی آزادی بودنش و….. همه و همه شبیه به نسل ما بود.
رهای عزیزم، من واقعا برای تو جور دیگری گریستم.
صبحی نیست که پا نشم و از خودم نپرسم چرا اصلا زندهام؟ تازه منی که همیشه زورم رو زدم آدم خوبی باشم و اونقدری جوونم که یک زندگی کامل دستنخورده پیش رومه. خیلی کنجکاوم بدونم تو چی پیرمرد؟ تو صبحها بیدار که میشی چی میگی با خودت؟