«مزار فرزند من کجاست؟»؛ مادری که حتی از حق دانستن محل دفن فرزندش محروم است
مادر علیاکبر دانشورکار، زندانی سیاسی اعدامشده، در ویدیویی در حالی که لباسهای فرزندش را در آغوش گرفته، تنها یک پرسش دارد: «میخواهم بدانم مزار بچه من کجاست؟»
علیاکبر دانشورکار، مهندس عمران و اهل تهران، روز دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار اعدام شد. او در یک پرونده مشترک با محمد تقوی سنگدهی، با اتهامهایی از جمله «بغی از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق» به اعدام محکوم شده بود.
اکنون ماهها پس از اجرای حکم اعدام، مادر او حتی نمیداند پیکر فرزندش کجا به خاک سپرده شده است. لباسهای او را در آغوش میگیرد و به جای مزار فرزند، با یک جای خالی و پرسشی بیپاسخ روبهروست.
این رنج تنها به مادر علیاکبر محدود نمیشود. پیش از این نیز پدر سالخورده خانواده، ولیالله دانشورکار، ماهها برای نجات فرزندش تلاش کرد؛ اما جمهوری اسلامی نهتنها به درخواستهای او برای لغو حکم اعدام پاسخ نداد، بلکه اجازه آخرین دیدار پدر و فرزند را نیز نداد. ولیالله دانشورکار سرانجام در ۷ شهریور ۱۴۰۴، در حالی که نزدیک به ۲۰ ماه برای نجات فرزندش تلاش کرده بود، درگذشت.
یک خانواده، یک اعدام، و رنجی که حتی با اجرای حکم پایان نمییابد.
پنهان نگهداشتن محل دفن اعدامشدگان و محرومکردن خانوادهها از وداع و سوگواری، زخمی مضاعف بر پیکر خانوادههای دادخواه است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
🚨🚨در یک قدمی اعدام به جرم پایبندی به سوگندِ پزشکیاش🚨🚨
#سپهر_امیرزاده متولد ۱۳۸۲
دانشجوی پزشکی اصفهان؛ متهم به کمکرسانی به مجروحان دیماهِ خونین.
سپهر پس از بازداشت در منزل خود در اصفهان در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است.
سکوت ممنوع!
#EndTheIslamicRepublic
صدور حکم اعدام برای سپهر امیرزاده، دانشجوی پزشکی اصفهان؛ متهم به کمکرسانی به مجروحان انقلاب ملی
بر اساس اطلاعات رسیده، #سپهر_امیرزاده، متولد ۱۳۸۲ و دانشجوی پزشکی، پس از بازداشت در منزل شخصی خود در اصفهان در تاریخ ۲۳ دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است.
بنابر این گزارش، سپهر در جریان روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه به مجروحان انقلاب ملی کمکهای پزشکی و امدادی ارائه کرده بود. چند روز بعد، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگیاش او را بازداشت کردند.
منابع آگاه میگویند خانواده «محمدرضا آهنگر» جوانی که اگر در اعتراضات ۱۸دی کشته نمیشد، شمع تولد ۲۱سالگیاش را در روز ۱۵مرداد خاموش میکرد، برای برگزاری مراسم تولد او بر سر مزارش با آزار نهادهای امنیتی مواجه شدهاند.
یک منبع نزدیک به خانواده محمدرضا آهنگر میگوید: «خانواده خواستند مراسم تولدش را بر مزارش بگیرند اما حتی به آنها اجازه داده نشد برای مهمانانشان صندلی بگذارند و همه مراسم بهشکل ایستاده بر مزار برگزار شد. برای اینکه زود تمامش کنند.»
محمدرضا آهنگر، در روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در خیابان آیتالله کاشانی (فلکه دوم صادقیه) با شلیک مستقیم گلوله به سر توسط نیروهای حکومتی کشته شد.
فهیمه این گل زیبا، از استان گلستان بود و اگر بود از خزر مینوشت.
۱۸ دی در حال کمک به مجروحی بود که با گلوله او را کشتند. فراموشش نکنیم.
#فهیمه_نجار_عجم#CaspianSeaIsNotForSale
مراسم بزرگداشت جاویدنام آروین خیرخواهان (خیرخواه) پنجشنبه ۱۵ مرداد در «وادیالسلام» شاهرود برگزار شد.
مادر این جاویدنام با قدردانی از حضور چشمگیر هممیهنان در مراسم که با موزیک و کف زدن به افتخار آروین یاد او را گرامی داشتند، روزهای خوشی برای آنها آرزو کرد.
آروین خیرخواهان، ۱۹ ساله، که در جریان انقلاب ملی شیر و خورشید در دی ماه بازداشت شده بود، ۱۰ مرداد در زندان شاهرود به دست جمهوری اسلامی اعدام شد.
۴۷ ساله که رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی برای معترضان بی گناه ایرانی پرونده سازی می کنه و ناعادلانه جوانان ایران رو اعدام می کنه
#مهدی_روشنی به گناهه و می خوان اعدامش کنند💔😢
لطفا صدای مهدی روشنی باشید🙏🙏
جانِ اسیرِ ما #نوید_الیاسی اصفهان.
از بازداشتیهای دِی ماه پرونده میدان شهدا اصفهان به اعدام محکوم شده است.
نباید صِدای زندانیها خاموش بشه.
#نه_به_اعدام
نامش پرهام بود؛ ۲۱ ساله و دانشجو.
همراه خواهرش یک کارگاه کوچک نجاری داشتند.
آدمکشان جمهوری اسلامی ۱۸ دی در تهران به او شلیک کردند. سه روز با عفونت جنگید، اما دوام نیاورد.
نامش پرهام بود؛ جاویدنام #پرهام_عاصی.
امروز خانوادههای چهار زندانی، آخرین ملاقاتشان را داشتند!
شاید هنوز فرصتی برای نجاتشان باشد، سکوت نکنید لطفا💔
قائم حسینی/علی دشتی/امیرحسین ملکی/شروین باقریان.
علیرضا رو بعد هوش اومدن صاف بردن زندان؛ حکمش اعدامه...
شاید هشتگ معجزه نکنه، ولی جلو بیتَفاوتی و سکوت رو میگیره. وقتی پای جون یه آدم در میانه، نباید کم بیاریم!
دستش از همه جا کوتاهه، صدای علیرضا باشیم.
#علیرضا_سپاهی
جاویدنام #حمیدرضا_حدادی، متولد ۱۷ خرداد ۱۳۸۵ و اهل شاندیز، شامگاه ۱۸ دیماه مقابل پایگاه بسیج در شاندیز هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
حمیدرضا فوتبالیستی حرفهای، بدنساز و دانشجو بود و به تعمیرات تلفن همراه نیز علاقه داشت. خانواده و نزدیکانش از او به عنوان جوانی پرانرژی، ورزشکار و آیندهدار یاد میکنند.
به گفته مادر حمیدرضا، پس از کشته شدن او، خانواده تحت فشارهای مداوم قرار گرفتهاند تا او را «شهید» معرفی کنند، اما این درخواست را نپذیرفتهاند. او همچنین میگوید در روز خاکسپاری، نیروهای امنیتی با حضور گسترده در محل دفن، خانواده را از حضور بر سر مزار منع کردند، تصاویر و گلهای مزار را جمعآوری کردند و تا پایان روز مأمورانی را برای کنترل محل مستقر نگه داشتند.