وقتی مادران و دختران رو میخونم یا با صدای خود مهشید امیرشاهی گوش میدم، واقعا لذت میبرم. هر بار حیرت میکنم که چقدر این نویسنده مسلّط و استادانه با زبان بازی میکنه. بهوجد میآم که چقدر استادانه بر زبان سوار شده.
دارم مصاحبهی «مهشید امیرشاهی» رو در پروژهی تاریخ شفاهی ایران گوش میکنم. خانمی پولدار، خوشگل و باهوش بود.
میگفت: «پدرم چون خودش فرانسه درس خونده بود، دوست داشت منم برم فرانسه؛ اما من چون زبان انگلیسی به گوشم خیلی زیبا بود، رفتم لندن.»
مردهشور زندگیم رو ببرن.🙏🏻
خبر خودکشی پسر اروین یالوم نمایش شکست درمان نیست؛ نمایش شکستپذیری انسانه. نه پدر مشهور مانع خودکشی شد، نه مدرک دکترا، نه ۴۰ سال تجربه. تنها چیزی که باقی میمونه این پرسشه که چطور میشه با همین آسیبپذیری محض، به زیستن ادامه داد؟
خبر، دیوار توهمآمیز «ما» و «آنها» رو ریخت.
@goal_bati22514 کامو در اسطوره سیزیف، بر تنهایی آگاهانه انسان در جهانی بیمعنا تاکید میکنه. جایی که هیچ پاسخ بیرونی برای رنج وجود نداره و انسان باید در همین تنهایی، به رنج معنا ببخشه.
آنچه این کتاب به ما میآموزد این است که تمدن، لایهای بسیار نازک روی غرایز اولیهٔ انسان است؛ غرایزی مانند ترس، خشم و نیاز به بقای گروه.
کدام شرایط را باید ایجاد کنیم تا هیچ مردمی هرگز به چنین روزی نیفتد؟» و این دقیقاً همان پرسشی است که روانشناسی اجتماعی در پی پاسخ به آن هستند.
«تنگنا» روایتی از گسست روانی کرژنتسف، قاتلی نیچهای که میان تظاهر به جنون و جنون واقعی سرگردان است. او هرگز به «موضع افسردهوار» ملانی کلاین نمیرسد: نه پشیمانی، نه ترمیم، فقط معمای بیپایان «دیوانهام یا عاقل؟» نقدی بر ابرانسان شکستخورده و خودتحلیلیِ مهلک.
از کلاهت برای ما سرزمینی بیرون بیاور.
برای ما، مادرانی که بیمار نشوند بیرون بیاور.
و دوستانی که مهاجرت نکنند.
و خانههایی را بیرون بیاور که جنگ نشانیشان را نمیداند.
ای شعبدهباز، به ستوه آمدهایم از خرگوشها...
از #كاتيا_راسم