سال پیش پدر من بعد از سه ماه مریضی و توی بستر بیماری بودن فوت کرد روزی که برده بودنش داخل سرد خونه من به مامانم گفتم سه ماه مریضیشو دیدم دیگه نمیتونم جنازش و ببینم.
تا اینکه خانواده پدری محترم منو به زور کشیدن و انداختنم رو جنازی پدرم به بهونه خدافظی وقتی از شدت جیغ گریه ...
بابام که فوت کرده بود و ۴۸ ساعت هم نشده بود که از فوتش رد میشد، داشتم به خواهرم میگفتم بگردیم دنبال خونه و از اینجا جابجا شیم و من نمیتونم دیگه تو خونه ای که هم بابام هم مامانم و هم مامان بزرگم رو توش از دست دادم بمونم. یهو یکی اون وسط اومد به من گفت چقدر شلوغش میکنی
@SweetLemon_04 آره واقعا اصلا مونده بودم هیچوقت حرفش یادم نمیره
بازم خداروشکر مامانت و خاله هات اینکارو کردن و اونا هم جیکشون در نیومد فامیل پدری من هیچ جوره ساکت نمیشدن همش هم دنبال اذیت کردن منو مامانم بودن😅
@famyl_dwr من خودم این روش استفاده میکنم تو دست اول همیشه میگم تو مکان رو انتخاب کن وقتی که رفتیم منو آوردن میگم اول تو انتخاب کن بر اسا�� چیزی که سفارش میده نگای مبلغ میکنم و منم در همون اندازه سفارش میدم
@Havin_75 شب قبلش همه چی خوب بود بگو بخند کلی ابراز علاقه فرداش دیگه جواب پیام هام و زنگام رو نداد پس فرداش دوست دختر جدیدش بهم پیام داد تا مطمئن شه رابطه بینمون واقعا کات شده باشه😂😂