اولین چیزی که بعد خبر کشته شدن #مسعود_ذات_پرور از ذهنم گذشت این جمله بود که "مجید کمرش شکست".
یادمه اواخر دهه هشتاد بعد اینکه مسعود قهرمان شده بود هرروزی که مسعود میومد داخل باشگاه مجید که پشت میزش نشسته بود میگفت پهلوونم اومدپشت هم قربون صدقش می رفت اخر شبا باهاش تمرین میکرد...
تاریخ عشقو باید
با عاشقا بخونم
مغرور و عاشقونه
اون عاشقا که مردن
این عشق سینه سوزو
به قلب ما سپردن
در انتظار کاوه
هم لحظه های دردیم
آهنگر زمونه س
اونکه صداش کردیم
دل خسته ام از عالم
دل بسته ام به ساقی
صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی
خواستم بگم عزای عمومی یعنی اینکه
توو خیابون یه ماشین از کنارت رد میشه با یه آهنگ غمگین یهو بغضت میگیره.
یکی که نمیشناسیش یه جمله میگه هردو اشک تو چشتون جمع میشه
یکی یه بیت میخونه چند نفر ناخودآگاه میزنن زیر گریه
عزای عمومی یعنی این
ما برای آن که #ایران
خانه ی خوبان شود
رنج دوران برده ایم
رنج دوران برده ایم
ما برای آن که #ایران
گوهری تابان شود
خون دل ها؛ خورده ایم
خون دل ها؛ خورده ایم