زیبا، جاودانه شدی، هم تو تاریخ و هم در دل ما
فرزند ایران و جانفدای میهن #زهرا_عیدینژاد
زادروز: ۱۲ شهریورماه ۱۳۷۶
پرواز: ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴
تازه عروس، دندانساز، پرپر شده در مشهد، به خاک سپرده شده در قوچان عزیز
یاد و نامت گرامی عزیزکم
مارو حذف نمیشه کرد🥀
(فیلم و عکس از صفحه خواهرشون تو اینستاست)
خانم پگاه آهنگرانی خوب به این ویدیو نگاه کن!
این پایکوبی با صلابت بر مزار فرزند و فریاد جاوید شاه رو ببین! اثری از گیجی دی ماه میبینی؟
گیجی دائمی برای زیر عبای شکلاتی ها و دامن فائزه هایی چون شماست!
#فتنه۵۷#اصلاحطلب_رو_دوبار_گاییدم
Download
رشت آرامستان باغ رضوان انبوهی از جاوید نامهای مجهول الهویه و قهرمانان ملی ایران غریبانه اینجا آرمیده اند.... در دو شب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ماه ، بازار رشت به تلهای مرگبار تبدیل شد،آتش زدن عمدی بازار توسط تروریستهای جمهوری اسلامی و تیراندازی مستقیم به معترضان انجام گرفت و صدها خانواده با کشتهها، زخمیها و ناپدیدشدگان روبهرو شدند. به تعداد زیادی از زخمی ها و مجروحین نیز توسط اوباش جنایتکار جمهوری اسلامی تیر خلاص زده شد و بسیاری نیز در آتش جان دادند مگر میشود ما این همه جنایت و خون به ناحق ریخته دی ماهِ خونین را فراموش و بی پاسخ بگذاریم ؟! #رشت_گیلان
#انقلاب_شیروخورشید #سپاه_تروریستی_پاسداران
جاویدنام #امید_رمضاننیا_ثانی، ۳۷ ساله و اهل مشهد، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در خیابان هفتتیر، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به قفسه سینه هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته خانواده، پس از اصابت گلوله، او را به چند بیمارستان منتقل کردند، اما هیچیک حاضر به پذیرش او نشدند و امید بر اثر خونریزی شدید جان باخت. او پدر یک دختر ۱۰ ساله بود.
خانواده میگویند امید از حدود ده روز پیش از ۱۸ دی، هر روز از ساعت ۵ عصر تا ۱۱ شب در اعتراضات حضور داشت. با وجود ابتلا به دیسک کمر و درد ناشی از ضربات باتوم، هر شب با بدنی آسیبدیده به خانه بازمیگشت و میگفت: «کاش کمرم درد نمیکرد تا میتوانستم راحتتر از دست نیروهای سرکوب فرار کنم.»
به گفته نزدیکانش، تنها وصیت او این بود که اگر برایش اتفاقی افتاد، اجازه ندهند نامش به عنوان «بسیجی» یا «شهید» ثبت شود.
مهدی، دانشآموخته نخبه با رتبه تکرقمی کارشناسی مهندسی پلیمر، ورودی ۹۷ دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پلیمر در پژوهشگاه پتروشیمی ایران بود.
تکتیرانداز جمهوری اسلامی، نخبه این مملکت را با شلیک به چشم و مغزش کشت.
#مهدی_مصطفاییپور
جامعه کدام روش را باید امتحان میکرد که نکرد؟ سال ۸۸ با رایاش گفت جنگ نمیخواهد. با به خیابان آمدن بعدش، با تظاهرات سکوت، با شعار نه غزه نه لبنان، به آن پیرمرد لجوج گفت یک زندگی نرمال میخواهد. دههی ۹۰ با رای دادن و رای ندادن، با تحریم انتخابات، حتی در نظرسنجی پیامکی برنامه نود، با تجمع در پاسارگاد، با ۹۶، با ۹۸، با ۱۴۰۱ و مهسا امینی، با هر روشی که میشد گاهی آرام و گاهی با فریاد، تلاش کرد رژیم صدایش را بشنود، که در رفتارش با دنیا و جامعه تجدیدنظر کند. نتیجه چه بود؟ هیچ! نه تنها صدای جامعه را نشنیدند که دیماه چنان کشتاری راه انداختند که در تاریخ معاصر بیسابقه بود.
عقل محاسبهگرِ جامعه هیچوقت جنگ نمیخواست، یک زندگی عادی خواستهاش بود هرچند زورش به دیوانگیِ اقلیتی تندرو نرسید. حالا همان اقلیت انگشت اتهام به سمت جامعه گرفته و به مردمانش میگوید بیوطن. ملامت کردن و وطنفروش خواندن جامعه آسانترین کار است، نه زندان و اعدام دارد و نه تعقیب قضایی. اما اگر این مردمان نباشند وطن چه موضوعیتی دارد؟
حرفی که آتش شاکرمی میزند، همان حرفی است که توماج صالحی در صدای آمریکا مطرح کرد. آتش شاکرمی مستقیم از قالیباف نام میبرد و توماج از «افرادی در درون نظام» سخن میگوید، اما هر دو در نهایت یک آدرس مشخص را نشان میدهند.
همین خط را تریتا پارسی و سهراب احمری نیز به جیدی ونس منتقل کردند و بلندگوهای رسانهایشان در خارج از کشور هم مشغول تکرار همان روایت هستند.
نتیجه، پروژهای مشترک است: تخریب تنها چهره ملی و شناختهشده اپوزیسیون برانداز، شاهزاده رضا پهلوی؛ سرزنش مردمی که در دیماه به خیابان آمدند؛ و در نهایت، هدایت افکار عمومی به سمت همان فرد یا افرادی در درون نظام، با این وعده که حتی تندروهای جمهوری اسلامی را هم مهار خواهند کرد و همهچیز درست خواهد شد.
متأسفانه مادر جاویدنام #سامان_ابراهیم_پور به زندگی خود پایان داد.
لطفا مراقب خانواده های جاوید نامان عزیزمون باشید.
قتل پسر، پایان این سوگ نبود؛
مادری که تمام جهانش در یک لحظه ویران شده بود، زیر آوار این غمِ بیامان تاب نیاورد و به زندگی خود پایان داد.
مراقب خانوادههای
جاویدنام #عارف_براتی، ۴۰ ساله، اهل کوهچنار (چنارشاهیجان) فارس و دانشآموخته کارشناسی ارشد مدیریت دولتی، از چهرههای خوشنام و مردمی شهر خود بود که همواره یار محرومان و صدای بیصدای دردمندان به شمار میرفت. او که در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز حضور داشت و بهدلیل فعالیتهایش با بازداشت و پرونده قضایی مواجه شده بود، از باورها و آرمانهای خود عقبنشینی نکرد. بنا بر این روایت، عارف براتی در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر، به دست سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته شد. پیکر او پس از اعمال فشارها و محدودیتهای فراوان به خانواده تحویل داده شد و سرانجام در ۲۵ دیماه، خانواده و مردم فارس با برگزاری مراسمی باشکوه یاد این جانباخته را گرامی داشتند.