با من غریبگی نکن، با من که درگیر توام
چشماتو از من بر ندار
من مات تصویر توام...
با خیال تو هنوزم، مثلِ هر روز و همیشه
هر شبِ حافظۀ من، پُرِ تصویر تو میشه...
این ناممکن است که فرزندی داشته باشیم و جهان را آنگونه که هست، حقیر شماریم، زیرا به این جهان او را فرستادهایم. به خاطر فرزند است که به جهان وابستهایم، به آینده میاندیشیم، در قیل و قالش، و جنب و جوشهایش مشارکت میکنیم، و بلاهت درمان ناپذیرش را جدی میگیریم.
هویت، میلان کوندرا
...چنین روزی در پیش داری و جهد کنی که در این ده روزه مهلت زوادهای حاصل کنی و ذخیرهای بنهی که روز قیامت روزی باشد که خلایق زمین و ملائکهٔ آسمان متحیر و متفکر باشند، و انبیا لرزان و اولیا ترسان و مقربان و حاضران مستعان.
مجالس پنجگانه
مجلس اول
سعدی
«فرصت یه گفتگوی ساده معمولی را از خودمون یا بقیه نگیریم»
امشب جزییات ماجرایی را شنیدم که باور نمیکردم که با یه گفتگوی ساده میشد از توهمات شدید و بیماریهای روحی چند دهه از زندگی یه آدم دلباخته جلوگیری کرد. راحت حرف بزنید، با زندگی مردم بازی نکنید...