وگرنه ناکامی و ناکارامدی در مدیریت کشور و گسست اخلاقی جامعه از حاکمان سقوط رژیم را محتوم میکند، و بر خلاف انتظاری که رهبران این رژیمها دارند، هیچ اتفاق و اقتداری در بیرون مرزها جای حمایت جامعه را نمیگیرد و رژیم را از نابودی به تقصیر خویش بازنمیدارد.
سقوط محتوم رژیمهای توتالیتر
چرا اتحاد جماهیر شوروی در اوج هماوردی نظامی و هستهای با غرب فروپاشید؟ چرا مرگ آن به زندگی دیگر رژیمهای کمونیستی نیز پایان داد؟
چنین بود که توانایی تسلیحاتی و نظامی و حتی نفوذ جهانی ایدئولوژی مارکسیسم هیچ یک زمان زوال آنها را به تأخیر نینداخت.
بقای حکومتها در وهلهی اول به میزان رضایت عمومی از کارنامهی اجرایی و تعهد آنها به حاکمیت قانون است،
GOOD NEWS!!!!
The journalists who broke the story of #MahsaAmini to the world have been released on bail!
#NiloofarHamedi and #ElaheMohammadi spent 16 months in illegal detention after taking pictures of Mahsa in the hospital. Punished for the revolution in Iran that their work gave birth to.
Though this is a happy day, we must remember they are still in danger. The regime has a habit of re-arresting dissidents at will.
As well as these two brave women, as many as 80,000 activists are estimated to still be in Iranian prison for protesting.
#IRGCterrorists
هر سیاست و ذهنیتی که مردمِ را با بمب و گلوله و هر سلاحِ دیگری هدف میگیرد، از هر سو، از هر موضع و با هر هدفی، تروریزم برهنه و محکوم است.
سیاستی که برای رسیدنِ به هدفهای خود مردم را میکشد سیاستی است ضدِ انسانی.
#كرمان#زن_زندگی_آزادی
2/4
مستبدان به تدریج در دامِ فریبِ قدرت میافتند، غافلِ از لرزان بودنِ قدرتِ استبدادی، تصویرِ دروغینِ برساختهی خود و مدحگویان را باور میکنند اما تاریخ، که ظهور و سقوطِ مستبدانِ بسیاری را دیدهاست،با زبانِ این بیتِ منسوب به حسرت بدخشی(که گاه به صائب و بیدل نیز نسبت میدهند)👇
1/4
که ناکَس کَس نمیگردد...
خامنهای: «خدای متعال همینطور حرف میزد.در واقع زبانِ من بود، حرفِ خدا بود.»
مالیخولیای مهتری، خودشیفتگی، خودخدا و پیامبر و زبانِ خدا و فرزانهپنداری و نارسیسیم شدید را از شاخصههای مستبدان در پایانِ کارِ آنان میدانند.
مستبدان به تدریج در دامِ👇
خواستم در مورد حملاتی که به گلشیفته فراهانی شد چند خطی بنویسم که دیدم در فیسبوک شخصی به نام احسان راستان خیلی خوب و منسجم نوشته است. البته همه میدانیم به قول آن فیلم ایرج ملکی: «اگر گلشیفته وکالتش را داده بود، کار به اینجا نمیکشید»😊
اما متن مورد نظر این است:
«در ضیافتِ شامِ پادشاهِ نروژ به مناسبتِ اهدای جایزهی صلحِ نوبل به نرگس محمدی، من هیچ حرکتِ بیادبانه و زشتی در رفتار و گفتارِ گلشیفته فراهانی ندیدم. نه توهینی، نه حرکتِ جلف و سبکسرانهای، و نه حرفِ نامربوطی. تصنیفی که مهسا وحدت برای خواندن برگزیده بود، و گلشیفته و مژگان شجریان همراهیاش میکردند («امشب شبِ مهتابه»، در آوازِ اصفهان)، موسیقیِ اصیلِ ایرانی و ساختهی علیاکبر شیدا (۱۲۸۵ – ۱۲۲۲ ه.ش.) بود، نه ترانهی خالتوری از شهرام شبپره یا فتانه!
من دلیلِ اینهمه حمله را به گلشیفته نمیفهمم. یکی نوشته است که این «ایرونیبازی» بود! این هم از آن حرفهایی است که محمد قائد بر سرِ زبانها انداخته است. خودمان را تافتهی جدابافته بدانیم و هرچه را نمیپسندیم بگوییم «ایرونیبازی» است. دیگری گفته است که گلشیفته آبرومان را در آن مجلسِ رسمی برده است! چرا فکر میکنیم که حتماً باید مغموم و عصاقورتداده باشیم تا آبرومان حفظ شود؟! ما مردمانِ خونگرمی هستیم، مثلِ اسپانیاییها. همین سخنان را اگر یک بازیگرِ اسپانیایی در چنین مجلسی بر زبان میراند، کلی کِیف میکردیم. منتها این «ایرونی» است و ما «ایرونیها» همهجا آبروریزی میکنیم! دست بردارید از این خودزنی و خودتحقیریِ تاریخی.
گلشیفته حرفِ بدی نزد. محترمانه و طنازانه پوزش خواست اگر در چارچوبهای سفت و سخت نمیگنجد. گفت ما ملتِ موسیقی و آواز و رقص ایم. گفت مردمِ ما، برای همین چیزهای ساده که اینجا برای شما بدیهی است، میمیرند و به زندان میافتند. گفت نرگس برای همین چیزها ست که اکنون در زندان است. پیامِ گلشیفته سیاسی و هنرمندانه بود. این پیام را نمیتوانست خشک و رسمی و بیروح به مخاطب برساند. از واکنشِ میزبانان و میهمانان پیدا بود که نه تنها به کسی برنخورده که همه لذت بردهاند. کاسهی داغتر از آش نشویم!»