حالا که تب دعواهای هلند و ایتالیا و آلمان خوابید گفتم تجربه خودم از مسیر دانشجویی هلند رو بگم شاید به درد کسی بخوره.
لطفا اگر خواستید، کامل بخونید چون اول از مسیرش میگم و بعد هم واقعیتهایی که وجود داره که زارت نپریم توش.
هر بار یه پوزیشنی رو میبینم و میگم این دیگه میشه، چند روزی طول میکشه تا ریفر پیدا کنم و رزومهام رو اپدیت کنم واسش و زمانی که دقیقا میخوام اپلای کنم میبینم دقیقا همون روز برداشتنش و چندمین باره که داره این اتفاق میوفته. میخوام جیغ بکشم.
اون روزی که این کفشها پات بود و رها اینور اونور میدوییدی و ادای پرنسسها رو درمیاوردی میدونستی روزی قراره زندگی اینقدر واست سخت و غیرقابل تحمل باشه عزیز کوچکم؟