انزوای جهانی اسرائیل در حال افزایش است؛ پس چرا این موضوع در دستور کار انتخابات قرار ندارد؟
اندیشکده چتمهاوس (Chatham House) – بریتانیا | سپتامبر ۲۰۲۶
۱. اسرائیل با انزوای بینالمللی فزایندهای روبهرو است
یاکوف کاتز مینویسد اسرائیلیها سالها به انتقادهای خارجی عادت کردهاند؛ از محکومیتهای سازمان ملل گرفته تا اعتراضهای دانشگاهی و اختلافات با دولتهای اروپایی. اما به اعتقاد او، وضعیت کنونی متفاوت است.
کاهش حمایت از اسرائیل اکنون نهتنها در اروپا، بلکه در آمریکا و حتی در میان بخشی از جریان راست سیاسی این کشور دیده میشود. برخی اسرائیلیها نیز هنگام سفر خارجی درباره صحبتکردن به زبان عبری یا آشکارکردن ملیت خود احساس نگرانی میکنند.
بااینحال، موضوع انزوای بینالمللی اسرائیل در رقابتهای انتخاباتی این کشور، پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر، جایگاه چندانی ندارد.
نتانیاهو بر دستاوردهای نظامی علیه حماس، حزبالله و ایران تأکید میکند. مخالفان او، از جمله نفتالی بنت و گادی آیزنکوت، بیشتر درباره مسئولیتپذیری در قبال وقایع ۷ اکتبر ۲۰۲۳، وضعیت گروگانها و اختلافات داخلی بر سر خدمت سربازی بحث میکنند.
نویسنده معتقد است مسئلهای مهم در این میان نادیده گرفته شده است: چگونه اسرائیل میخواهد روابط خود با متحدان سنتیاش را بازسازی کند؟
۲. کاهش محبوبیت اسرائیل در آمریکا
مقاله با استناد به نظرسنجی آوریل ۲۰۲۶ مؤسسه پیو، تصویری از تغییر افکار عمومی آمریکا ارائه میدهد.
کل بزرگسالان آمریکا با دیدگاه نامساعد
۶۰٪
آمریکاییهای زیر ۵۰ سال با دیدگاه نامساعد
حدود ۷۰٪
دموکراتها با دیدگاه نامساعد
نزدیک ۸۰٪
جمهوریخواهان با دیدگاه نامساعد
۴۱٪
آمار نقلشده در مقاله از نظرسنجی پیو، آوریل ۲۰۲۶. این ارقام میزان دیدگاه نامساعد را نشان میدهند، نه حمایت از قطع روابط آمریکا و اسرائیل.
طبق مقاله، سهم آمریکاییهایی که دیدگاه نامساعدی به اسرائیل دارند، از ۵۳ درصد در سال قبل به ۶۰ درصد افزایش یافته است. همچنین از سال ۲۰۲۲، دیدگاههای مساعد نسبت به اسرائیل حدود ۲۰ واحد درصد کاهش یافتهاند.
نویسنده میگوید این تغییر تنها به نظرسنجیها محدود نیست. در آمریکا و بریتانیا، سیاستمداران بیشتری خواستار محدودکردن یا توقف فروش تسلیحات به اسرائیل شدهاند.
او همچنین توضیح میدهد که بخشی از راست افراطی آمریکا، مشابه برخی منتقدان چپگرا، اسرائیل را متهم میکند که بر سیاست خارجی واشنگتن تأثیر نامتناسب میگذارد و آمریکا را درگیر جنگهایی میکند که منافع دو کشور در آنها یکسان نیست.
به ارزیابی کاتز، جنگ ایران این روند انتقادی را تشدید کرده است. بااینحال، مقاله سهم دقیق جنگ ایران را از سایر عوامل، مانند جنگ غزه، بهصورت آماری تفکیک نمیکند.
۳. چرا انتقادهای جهانی در انتخابات اسرائیل مطرح نمیشوند؟
نویسنده توضیح میدهد که بسیاری از اسرائیلیها انتقادهای خارجی را ناعادلانه میدانند و معتقدند جامعه جهانی شرایط امنیتی کشورشان را درک نمیکند.
او یادآوری میکند که حملات ۷ اکتبر، گروگانگیری و جنگهای چندجبههای تأثیر عمیقی بر افکار عمومی اسرائیل گذاشتهاند.
بااینحال، کاتز معتقد است بخشی از جامعه و سیاستمداران اسرائیل میان انتقاد مشروع از سیاستهای دولت و دشمنی با اسرائیل تمایز کافی قائل نمیشوند.
به اعتقاد او، ممکن است یک دولت خارجی ضمن محکومکردن حملات حماس و پذیرش نگرانیهای امنیتی اسرائیل، همچنان با سیاستهای نظامی یا سیاسی دولت نتانیاهو مخالفت کند.
نویسنده هشدار میدهد که نادیدهگرفتن چنین انتقادهایی میتواند روابط اسرائیل با متحدانش را بیش از پیش تضعیف کند.
۴. آیا تغییر نتانیاهو مشکل را حل میکند؟
کاتز معتقد است کناررفتن نتانیاهو ممکن است به کاهش تنش دیپلماتیک با برخی دولتهای غربی کمک کند، اما بهتنهایی باعث تغییر اساسی وضعیت نخواهد شد.
به نوشته او، اختلافات میان نتانیاهو، نفتالی بنت و گادی آیزنکوت در بعضی موضوعات اصلی امنیتی، از جمله آینده حماس و وضعیت غزه، کمتر از چیزی است که برخی ناظران خارجی تصور میکنند.
بنابراین، تغییر نخستوزیر لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاستهای امنیتی اسرائیل یا بازگشت سریع محبوبیت آن در اروپا و آمریکا نیست.
۵. آیا اسرائیل میتواند آمریکا را با شرکای آسیایی جایگزین کند؟
مقاله توضیح میدهد که برخی سیاستمداران اسرائیلی به دنبال گسترش همکاری با هند، کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای آسیایی هستند.
نویسنده تنوعبخشی به روابط خارجی را مفید میداند، اما تأکید میکند که هیچیک از این شرکا در آینده نزدیک نمیتوانند جایگزین آمریکا شوند.
او برای توضیح این وابستگی، تأمین قطعات یدکی هواپیماهای رزمی اسرائیل را مثال میزند.
جنگ ایران چگونه خاورمیانه را تغییر خواهد داد؟
اندیشکده بروکینگز (Brookings Institution) – آمریکا | ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ | نویسنده: فیلیپ اچ. گوردون (Philip H. Gordon)
این مقاله از مجموعه پژوهشهای بروکینگز با عنوان «پیامدهای ناخواسته: جنگ ایران چگونه ممکن است جهان را تغییر دهد» است.
جنگ ایران و تغییر توازن قدرت در خاورمیانه
فیلیپ گوردون، پژوهشگر اندیشکده بروکینگز و از مقامهای پیشین سیاست خارجی آمریکا، در این تحلیل معتقد است که جنگ سال ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بهجای تحقق اهداف اعلامشده واشنگتن، پیامدهایی ایجاد کرده که میتواند توازن قدرت در خاورمیانه را برای سالهای آینده تغییر دهد.
نویسنده در ابتدای مقاله، جنگ ایران را با مداخلات نظامی پیشین آمریکا در عراق، لیبی و سوریه مقایسه میکند. به اعتقاد او، این مداخلات اغلب پیامدهایی داشتهاند که با اهداف اولیه واشنگتن متفاوت بوده است؛ از جمله افزایش بیثباتی، تقویت گروههای مسلح، تشدید اختلافات داخلی و کاهش نفوذ آمریکا.
گوردون استدلال میکند که دولت دونالد ترامپ با اهدافی مانند تغییر حکومت ایران، تضعیف برنامه هستهای، کاهش توان نظامی جمهوری اسلامی، حمایت از معترضان و نمایش قدرت آمریکا وارد جنگ شد، اما به ارزیابی او، پیشرفت محدودی در تحقق بیشتر این اهداف به دست آورد.
در مقابل، نویسنده معتقد است جنگ موجب افزایش قدرت ایران برای اعمال فشار بر تنگه هرمز، تضعیف اعتبار آمریکا نزد متحدان منطقهای و تقویت جریانهای تندرو در ساختار قدرت ایران شده است.
او همچنین تأکید میکند که جنگ، بهجای نزدیککردن اسرائیل به کشورهای عربی، شکافهای موجود میان اسرائیل و بخشهایی از جهان عرب را عمیقتر کرده و اختلافات تازهای در روابط آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است.
چرا کشورهای عربی با جنگ ایران مخالف بودند؟
گوردون توضیح میدهد که در سالهای گذشته، بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس سیاست خود را در قبال ایران تغییر داده بودند.
امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۲ روابط دیپلماتیک خود با تهران را احیا کرد و عربستان سعودی نیز در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین به توافقی برای ازسرگیری روابط با ایران رسید.
این تغییر سیاست به معنای پایان نگرانی کشورهای عربی از ایران نبود. به گفته نویسنده، دولتهای منطقه به این نتیجه رسیده بودند که یک جنگ گسترده میتواند زیان اقتصادی و امنیتی بیشتری نسبت به ادامه روابط کنترلشده با تهران داشته باشد.
عربستان و امارات سرمایهگذاریهای بزرگی در فناوری، مراکز داده، خدمات مالی و زیرساختهای اقتصادی آغاز کرده بودند. موفقیت این برنامهها به ثبات منطقهای و اعتماد سرمایهگذاران خارجی وابسته بود.
از دید گوردون، بسیاری از رهبران عرب پیش از آغاز جنگ معتقد بودند که ایران از نظر نظامی و منطقهای تضعیف شده و در عین حال، تغییر حکومت در تهران میتواند بیثباتی پیشبینیناپذیری ایجاد کند.
به همین دلیل، کشورهای خلیج فارس عمدتاً با حمله نظامی مخالفت کردند، هرچند گزارشهایی درباره مواضع متفاوت برخی رهبران، از جمله ولیعهد عربستان، وجود داشت.
پیامد اول: کاهش اعتماد کشورهای خلیج فارس به آمریکا
نویسنده معتقد است یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، کاهش اعتماد متحدان عرب واشنگتن به توانایی آمریکا برای تضمین امنیت آنهاست.
به نوشته او، کشورهای عربی پیش از جنگ درباره خطر حملات تلافیجویانه ایران هشدار داده بودند، اما این نگرانیها نتوانست مانع تصمیم آمریکا و اسرائیل برای آغاز عملیات نظامی شود.
در جریان جنگ، تأسیسات انرژی و زیرساختهای غیرنظامی کشورهای منطقه هدف حملات قرار گرفتند و اختلال در تنگه هرمز خسارتهای اقتصادی گستردهای ایجاد کرد.
گوردون استدلال میکند که حتی توافقهای دفاعی و تضمینهای امنیتی آمریکا نیز نتوانستند از این کشورها در برابر حملات موشکی و پهپادی محافظت کامل کنند.
او پیشبینی میکند کشورهای خلیج فارس در آینده تلاش خواهند کرد وابستگی امنیتی خود به واشنگتن را کاهش دهند و همکاری نظامی و اقتصادی با اروپا، کره جنوبی، استرالیا و دیگر قدرتها را گسترش دهند.
بااینحال، نویسنده تصریح میکند که آمریکا همچنان شریک اصلی امنیتی کشورهای خلیج فارس باقی خواهد ماند و چین نیز در کوتاهمدت توان یا تمایل لازم برای جایگزینی کامل واشنگتن را ندارد.
پیامد دوم: افزایش اختلافات میان عربستان و امارات
به نوشته بروکینگز، جنگ ایران نهتنها کشورهای عربی را علیه یک تهدید مشترک متحد نکرد، بلکه اختلافات موجود میان آنها را تشدید کرد.
امارات در طول جنگ بیش از سه هزار حمله موشکی و پهپادی را تجربه کرد؛ رقمی که به گفته نویسنده، از مجموع حملات علیه دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بیشتر بود.
نفت بیشتر، جنگ همچنان ادامه دارد؛ چرا افزایش صادرات نفت نشانه شکست قریبالوقوع ایران نیست؟
جنگ دونالد ترامپ با ایران وارد هشتمین ماه خود شده است. در هفتههای اخیر، افزایش صادرات نفت کشورهای خاورمیانه باعث شده دولت آمریکا از پیشرفت در جنگ سخن بگوید. بااینحال، مکس بوت معتقد است که افزایش صادرات نفت به معنای نزدیکشدن ایران به شکست یا پذیرش شروط واشنگتن نیست.
بر اساس برآورد شرکت Kpler، صادرات نفت خام منطقه در سپتامبر به حدود ۷۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته است. کشورهای عمده صادرکننده نفت که متحد آمریکا هستند، روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت صادر کردهاند؛ درحالیکه این رقم در فوریه حدود ۱۹ میلیون بشکه بود. در مقابل، نویسنده میگوید ایران پس از آغاز محاصره دریایی آمریکا در ماه ژوئیه، نتوانسته نفت خود را از تنگه هرمز صادر کند.
ترامپ اعلام کرده که آمریکا تقریباً کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و پیروزی در جنگ نزدیک است. اما نویسنده این ادعا را خوشبینانه میداند و تأکید میکند که ایران هنوز نشانهای از پذیرش خواستههای اصلی واشنگتن، از جمله پایان برنامه هستهای، محدودکردن توان موشکی، قطع حمایت از گروههای منطقهای و تغییر نظام سیاسی نشان نداده است.
یکی از مهمترین نشانههای ادامه بحران، قیمت انرژی است. طبق ارقام مقاله، قیمت نفت برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه قرار دارد؛ یعنی حدود ۴۰ درصد بیشتر از پیش از جنگ. قیمت هر گالن بنزین در آمریکا از ۲٫۹۸ دلار به ۴٫۴۷ دلار و قیمت گازوئیل از ۳٫۷۵ دلار به ۶٫۵۲ دلار افزایش یافته است. در واکنش به این وضعیت، کشورهای گروه هفت اعلام کردهاند طی چهار ماه آینده ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و گازوئیل از ذخایر راهبردی خود آزاد خواهند کرد.
نویسنده توضیح میدهد که تنگه هرمز همچنان مسیر خطرناکی برای کشتیرانی است. آمریکا برای عبور برخی کشتیها از این منطقه، ناچار به استقرار گسترده نیروهای دریایی، از جمله دو ناو هواپیمابر، شده است؛ وضعیتی که به اعتقاد او در بلندمدت پایدار نیست.
بخش عمده افزایش صادرات نفت نیز از مسیرهای جایگزین، شامل دریای سرخ، مدیترانه و دریای عرب صورت گرفته است. این مسیرها طولانیتر و پرهزینهتر هستند. بر اساس آمار نقلشده در مقاله، هزینه حمل هر بشکه نفت از خاورمیانه به چین از حدود ۷ دلار پیش از جنگ به ۳۵ دلار افزایش یافته است.
جنگ همچنین به پالایشگاهها و تأسیسات فرآوری انرژی آسیب رسانده است. طبق گزارش، حملات منتسب به ایران حدود ۱۷ درصد ظرفیت تولید مجموعه عظیم گاز طبیعی مایع رأس لفان قطر را از مدار خارج کرده و تعمیر دو واحد آسیبدیده ممکن است تا سه سال طول بکشد.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده به فشار اقتصادی بر ایران میپردازد. او میگوید تورم سالانه ایران از ۸۰ درصد فراتر رفته و ارزش ریال به پایینترین سطوح تاریخی خود در برابر دلار رسیده است. بااینحال، استدلال میکند که فشار اقتصادی شدید لزوماً به تسلیم حکومت منجر نمیشود؛ زیرا جمهوری اسلامی، مانند دولتهای کوبا و کره شمالی، تجربه طولانی در تحمل تحریمهای آمریکا دارد.
مکس بوت سپس به توافقی اشاره میکند که به گفته او در ماه ژوئن میان ایران و دولت ترامپ شکل گرفته بود. بر اساس توصیف نویسنده، این توافق میتوانست در مقابل بازگشایی تنگه هرمز، دسترسی ایران به دهها یا حتی صدها میلیارد دلار دارایی مسدودشده یا مشمول تحریم را فراهم کند. او معتقد است اقدامات جریانهای تندرو در سپاه پاسداران، از جمله حمله به نفتکشها، باعث از بین رفتن این توافق شد.
نویسنده هشدار میدهد که ایران همچنان تعداد قابلتوجهی موشک و پهپاد برای هدف قرار دادن کشتیها و تأسیسات نفتی منطقه در اختیار دارد. طبق اطلاعات ذکرشده در مقاله، از ۲۸ سپتامبر دستکم هفت حمله به کشتیها در تنگه هرمز ثبت شده است. همچنین حضور حوثیها در منطقه بابالمندب میتواند صادرات نفت از مسیر دریای سرخ را با تهدید بیشتری مواجه کند.
در ادامه، مقاله به احتمال تشدید عملیات نظامی آمریکا پس از انتخابات میاندورهای نوامبر اشاره میکند. نویسنده میگوید نیروی دریایی آمریکا برای اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر و یک یگان اعزامی تفنگداران دریایی به منطقه آماده میشود؛ نیروهایی که به دو ناو هواپیمابر و حدود ۵۰ هزار نظامی آمریکایی مستقر در منطقه اضافه خواهند شد.
بااینحال، او تردید دارد که حملات هوایی بیشتر بتواند ایران را به پذیرش شروط آمریکا وادار کند؛ زیرا بهرغم حجم گسترده بمبارانهای قبلی، چنین نتیجهای تاکنون حاصل نشده است.
در پایان، مکس بوت استدلال میکند که راهحل نظامی برای پایان جنگ وجود ندارد و تنها مسیر واقعبینانه، ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن است.
تناقض قدرت
اورود دوم برای بازگشت به سلطنت به نیروی خاندان سورن متکی بود؛ اما پس از تثبیت قدرت و پیروزی بر روم، رهبر همین خاندان را از میان برداشت
این تصمیم، یک پرسش مهم دربارهٔ سیاست اشکانی مطرح میکند: چگونه شاه میتوانست از قدرت اشراف بهره ببرد، بیآنکه به رقیب آنها تبدیل شود
چطور یک خاندان اشرافی میتوانست در تاجگذاری شاهان ایران نقش داشته باشد، سرنوشت یک جنگ را تغییر دهد و با وجود پیروزی، رهبرش را به دست همان شاه از دست بدهد؟
در نخستین بخش از بررسی هفت خاندان بزرگ ایران باستان، به سراغ خاندان #سورن میرویم.
#پرچم_شیر_و_خورشید@SamanthaIrani
منابع و پایان بخش نخست
برای بررسی بیشتر:
• Marek Jan Olbrycht، مدخل «Orodes II»، دانشنامهٔ ایرانیکا:
https://t.co/5rgSWjZbkC
مدخل «Carrhae»، دانشنامهٔ ایرانیکا:
https://t.co/AqmlxrAk2b
• پلوتارک، زندگی کراسوس، بندهای ۲۱ و ۲۹ تا ۳۳
اما باید دقیق بود: انگیزهٔ واقعی شاه را نمیتوان با قطعیت از یک روایت تاریخی استخراج کرد.
✅ پایان بخش اول از سرفصل اول
@LionAndSunRI
https://t.co/5rgSWjZJaa
آیا ما با یک جنگ تمدنی مواجه هستیم ؟
متن کامل در تلگراف :
https://t.co/Cctm0VVSYp (فارسی)
Full Text On Telegraph :
https://t.co/8JstPDDs0l (English)
نویسنده : سیران
تحریریه پژوهشکده شیر و خورشید
https://t.co/TqnPSoyJiH
عنوان مقاله اندیشکده چتم هاوس: «خروج از تله هرمز؛ توافق برای بازگشایی تنگه هرمز باید چگونه باشد؟»
بر اساس تحلیل منتشرشده در اندیشکده بریتانیایی چتم هاوس، جنگ میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای نامشخص میان تشدید تنشها و تلاشهای دیپلماتیک شده است. ایران در مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات هستهای ارائه کرده، اما به نوشته این مقاله، دونالد ترامپ ظاهراً آن را رد کرده است.
نویسنده معتقد است که بازگشایی پایدار تنگه هرمز نیازمند توافقی دقیق، متقابل و قابل راستیآزمایی است. طبق آمار ارائهشده در مقاله، تردد کشتیها در این آبراه از حدود ۱۳۸ فروند در روز پیش از جنگ به تنها ۱۶ فروند در ۲۸ سپتامبر کاهش یافته است. همچنین آمریکا تا آن تاریخ مسیر ۱۲۲ کشتی تجاری را تغییر داده و صدها کشتی همچنان در خلیج فارس گرفتار ماندهاند.
این تحلیل پیشنهاد میکند که ایران محدودیتهای اعمالشده بر کشتیرانی تجاری را بهتدریج کاهش دهد و در مقابل، آمریکا بخشی از عملیات محاصره دریایی و تحریمها را بهصورت مشروط تعدیل کند. همچنین پاکسازی مینهای دریایی، تعیین مسیرهای امن، ایجاد سازوکار مشترک گزارش حوادث و نظارت کشورهای منطقه از جمله عمان و قطر و نهادهای بینالمللی ضروری دانسته شده است.
به اعتقاد نویسنده، توافق جدید نباید به حل همزمان تمامی اختلافات ایران و آمریکا وابسته باشد، بلکه باید ابتدا بر بازگرداندن امنیت کشتیرانی تمرکز کند. مقاله هشدار میدهد که انتخابات پیشروی آمریکا و اسرائیل و اختلاف بر سر دریافت عوارض عبور کشتیها از سوی ایران میتواند روند مذاکرات را پیچیدهتر کند.
نتیجهگیری مقاله این است که بدون یک سازوکار اجرایی مشخص و قابل نظارت، خطر ازسرگیری درگیریهای نظامی در تنگه هرمز همچنان باقی خواهد ماند.
#توییت_طنز
وجدانی هر وقت ترامپ این را تکرار می کند
حتی من هم می خندم
حجم باورش برای دنیا خیلی خیلی سخت بود و هست
ولی واقعی اجرا کردند
طرح جنگ منطقه ای آقای خامنه ای
منظور ترامپ هست .
#دیوانگی یعنی گذار شجاعت از مرز عقلانیت .
#پرچم_شیروخورشید
بهرام چوبین؛ سرداری که شاه شد و افسانه گشت
@SamanthaIrani#پرچم_شیر_و_خورشید#فرزندان_پرچم
بهرام چوبین، یکی از برجستهترین سرداران دوران ساسانی، از خاندان اشرافی مهران (یکی از هفت خاندان بزرگ ایران که ریشه ی اشکانی داشتند) بود. نامش با دلاوری، تدبیر، و سرنوشت پرماجرایش در تاریخ ایران جاودانه شده است.
او قدی بلند، چهرهای کاریزماتیک، و استعدادی کمنظیر در جنگ داشت. بهرام در زمان هرمز چهارم، فرماندهی سپاه ایران را بر عهده گرفت و در جنگ با خاقان توران (ترکان هون) پیروزی بزرگی بهدست آورد!
(کشورهای تاجیکستان،ازبکستان،ترکمنستان،جنوب قزاقستان،قرقیزستان
غرب چین (اویغورستان یا سینکیانگ امروزی).
در این نبرد، او شخصاً پسر خاقان را کشت و دشمن را تا ماوراءالنهر عقب راند.
اما بهجای قدردانی، هرمز پاداش او را با بدبینی پاسخ داد(برخی منابع میگویند هدیه ی هرمز به او یک لباس زنانه بود )؛هرمز او را تحقیر و از فرماندهی عزل کرد. این بیعدالتی، جرقهٔ شورش را در دل بهرام شعلهور کرد.
بهرام، با پشتیبانی سپاهیانش، عَلَم طغیان برافراشت و علیه هرمز قیام کرد. هرمز کشته شد و پسرش خسرو پرویز گریخت. بهرام برای مدتی کوتاه (حدود ۱۱ ماه) خود را شاه ساسانی خواندو در این مدت اقدام به ضرب سکه با تصویر خود و با عنوان بهرام پیروز و بهرام شاه کرد. اما اشراف و کلیساها، که بهرامِ نظامی را شایستهٔ پادشاهی نمیدانستند، از خسرو پرویز حمایت کردند.
با کمک امپراتور بیزانس (موریقیوس)(روم شرقی)، خسرو بازگشت و بهرام شکست خورد. او به سرزمین ترکان گریخت، اما در آنجا با توطئهای کشته شد.
با اینکه عمر سلطنتش کوتاه بود، آوازهاش در تاریخ و حماسههای ایرانی چون شاهنامه ماندگار شد. فردوسی از او با احترام یاد میکند؛ سرداری که هم دلیر بود، هم باهوش، و هم اسیر تقدیر.
یاد و نام بهرام چوبین تنها در تاریخ نمانده؛ در جغرافیا نیز زنده است:
تنگهٔ بهرام چوبین در استان ایلام، منطقهای کوهستانی و سختگذر است که گفته میشود بهرام پس از شکست از خسرو پرویز، مدتی در آن پناه گرفت. این تنگه، یادآور آخرین روزهای زندگی سرداری است که روزی با شمشیر، تاج از سر شاه برداشت و خود شاه شد!
#رفراندوم_پرچم
#پادشاهی_انتخابی
بهرام چوبین؛ سرداری که شاه شد و افسانه گشت
@SamanthaIrani#پرچم_شیر_و_خورشید#فرزندان_پرچم
بهرام چوبین، یکی از برجستهترین سرداران دوران ساسانی، از خاندان اشرافی مهران (یکی از هفت خاندان بزرگ ایران که ریشه ی اشکانی داشتند) بود. نامش با دلاوری، تدبیر، و سرنوشت پرماجرایش در تاریخ ایران جاودانه شده است.
او قدی بلند، چهرهای کاریزماتیک، و استعدادی کمنظیر در جنگ داشت. بهرام در زمان هرمز چهارم، فرماندهی سپاه ایران را بر عهده گرفت و در جنگ با خاقان توران (ترکان هون) پیروزی بزرگی بهدست آورد!
(کشورهای تاجیکستان،ازبکستان،ترکمنستان،جنوب قزاقستان،قرقیزستان
غرب چین (اویغورستان یا سینکیانگ امروزی).
در این نبرد، او شخصاً پسر خاقان را کشت و دشمن را تا ماوراءالنهر عقب راند.
اما بهجای قدردانی، هرمز پاداش او را با بدبینی پاسخ داد(برخی منابع میگویند هدیه ی هرمز به او یک لباس زنانه بود )؛هرمز او را تحقیر و از فرماندهی عزل کرد. این بیعدالتی، جرقهٔ شورش را در دل بهرام شعلهور کرد.
بهرام، با پشتیبانی سپاهیانش، عَلَم طغیان برافراشت و علیه هرمز قیام کرد. هرمز کشته شد و پسرش خسرو پرویز گریخت. بهرام برای مدتی کوتاه (حدود ۱۱ ماه) خود را شاه ساسانی خواندو در این مدت اقدام به ضرب سکه با تصویر خود و با عنوان بهرام پیروز و بهرام شاه کرد. اما اشراف و کلیساها، که بهرامِ نظامی را شایستهٔ پادشاهی نمیدانستند، از خسرو پرویز حمایت کردند.
با کمک امپراتور بیزانس (موریقیوس)(روم شرقی)، خسرو بازگشت و بهرام شکست خورد. او به سرزمین ترکان گریخت، اما در آنجا با توطئهای کشته شد.
با اینکه عمر سلطنتش کوتاه بود، آوازهاش در تاریخ و حماسههای ایرانی چون شاهنامه ماندگار شد. فردوسی از او با احترام یاد میکند؛ سرداری که هم دلیر بود، هم باهوش، و هم اسیر تقدیر.
یاد و نام بهرام چوبین تنها در تاریخ نمانده؛ در جغرافیا نیز زنده است:
تنگهٔ بهرام چوبین در استان ایلام، منطقهای کوهستانی و سختگذر است که گفته میشود بهرام پس از شکست از خسرو پرویز، مدتی در آن پناه گرفت. این تنگه، یادآور آخرین روزهای زندگی سرداری است که روزی با شمشیر، تاج از سر شاه برداشت و خود شاه شد!
#رفراندوم_پرچم
#پادشاهی_انتخابی
🧵رشتهتوییت «آرژانتین یا فلسطین؟ دو رؤیا برای یک ملت»
@SamanthaIrani
1⃣
سال ۱۸۹۶
هرتسل، پدر صهیونیسم، فصلی از کتابش رو به یه سؤال عجیب اختصاص داد :
«فلسطین یا آرژانتین؟» 🇵🇸🇦🇷
این سؤال از کجا اومده بود؟
از مردی که چند سال قبلتر، تنها، همین آزمایش رو شروع کرده بود...
🧵رشتهتوییت «آرژانتین یا فلسطین؟ دو رؤیا برای یک ملت»
@SamanthaIrani
1⃣
سال ۱۸۹۶
هرتسل، پدر صهیونیسم، فصلی از کتابش رو به یه سؤال عجیب اختصاص داد :
«فلسطین یا آرژانتین؟» 🇵🇸🇦🇷
این سؤال از کجا اومده بود؟
از مردی که چند سال قبلتر، تنها، همین آزمایش رو شروع کرده بود...
مارگارت هیلدا تاچر (Margaret Hilda Thatcher)🇬🇧 (۱۹۲۵–۲۰۱۳) نخستوزیر بریتانیا از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ بود. او نخستین زنی بود که در بریتانیا به مقام نخستوزیری رسید و طولانیترین دوران نخستوزیری در قرن بیستم بریتانیا را داشت.
@SamanthaIrani#پرچم_شیر_و_خورشید#فرزندان_پرچم
تاچر به دلیل سیاستهای اقتصادی و سیاسی خاصش به لقب "بانوی آهنین" (Iron Lady) معروف شد؛ لقبی که در اصل از سوی رسانههای شوروی به او داده شد، اما خودش و حامیانش آن را با افتخار پذیرفتند.
او نماینده حزب محافظهکار بود و سیاستهایش را میتوان تلفیقی از لیبرالیسم اقتصادی و محافظهکاری سیاسی دانست. این سیاستها بعدها به اصطلاح تاچریسم (Thatcherism) شناخته شدند.
🔸ورود به سیاست ؛
تحصیلات و سابقهٔ حرفهای: دکترای شیمی از آکسفورد (Somerville College)، بعد از جنگ در تجارت و وکالت فعال شد و سپس وارد سیاست شد. او در ۱۹۵۹ نمایندهٔ انتخابشدهٔ حوزهٔ Finchley در پارلمان شد و در دههٔ ۷۰ به کابینهٔ حزب محافظهکار راه یافت.
بالا آمدن در حزب: در دولت ادوارد هیث (۱۹۷۰–۷۴) وزیر آموزش بود و نهایتاً در سال ۱۹۷۵ رهبری حزب محافظهکار را بهدست آورد و در ۱۹۷۹ با وعدهٔ کنترل تورم و مهار قدرت اتحادیههای کارگری به نخستوزیری رسید.
🔸سیاست داخلی؛
اقتصاد: اجرای سیاستهای بازار-آزاد (مُحور روی کنترل تورم «مونتاریسم»)، خصوصیسازی شرکتهای دولتی بزرگ (گاز، برق، مخابرات، بخشهایی از حملونقل) و کاهش نرخ مالیات بر درآمد.
روابط کار و جامعه: محدودسازی نقش اتحادیههای کارگری (از جمله تقابل بزرگ با اتحادیهٔ معدنچیان در ۱۹۸۴–۸۵) و افزایش نابرابریِ منطقهای و اجتماعی که همواره از نقاط مناقشهبرانگیز میراث او بوده است.
شکست سیاسی داخلی: «پُلِ جامعه» (Community Charge یا Poll Tax) و فشارهای داخلی نهایتاً به تضعیف موقعیت او و کنارهگیریاش در ۱۹۹۰ انجامید.
🌐سیاست خارجی؛
تاچر در عرصهٔ بینالملل با سه مشخصهٔ کلی شناخته میشود:
۱) همگرایی قوی با سیاست خارجی و ایدئولوژیکِ ایالات متحده در دههٔ ۸۰ (دوستی نزدیک با رونالد ریگان)
۲) ضدّ کمونیسم و نقش فعال در پایانِ جنگ سرد، و ۳) رویکردی پیچیده و دوگانه نسبت به اروپا: حمایت از بازار واحد اقتصادی اما مخالفت با فدرالیزه شدنِ قاره و ارادهٔ مستقلِ بریتانیا.
♦️سیاست خاورمیانه در دوران تاچر؛
🔹فلسطین و اسرائیل (بخش اصلی)
رویکرد کلی: تاچر از امنیت اسرائیل حمایت میکرد، اما معتقد بود صلح پایدار فقط از طریق بهرسمیت شناختن حقوق مشروع فلسطینیها ممکن است.
سفر تاریخی به اسرائیل (۱۹۸۶): نخستین نخستوزیر بریتانیا بود که به اسرائیل سفر کرد. در عین تمجید از اسرائیل، تأکید کرد که فلسطینیها باید امکان خودتعیینی داشته باشند.
موضع نسبت به PLO: تا میانه دهه ۱۹۸۰، دولت او حاضر به گفتوگو با سازمان آزادیبخش فلسطین نبود، مگر اینکه تروریسم را کنار بگذارد و موجودیت اسرائیل را بپذیرد. اما از ۱۹۸۸ به بعد، لندن بهتدریج مواضع نرمتری اتخاذ کرد و تماسهای غیرمستقیم برقرار شد.
نقش اروپایی: بریتانیا تحت رهبری تاچر بخشی از اجماع اروپایی بود که در بیانیهٔ ونیز (۱۹۸۰) بر ضرورت نقش سیاسی فلسطینیها و راهحل دو-دولتی تأکید کرد. این سیاست گاهی باعث تنش با تلآویو و واشینگتن میشد.
🔹ایران
پس از انقلاب ۱۹۷۹: روابط لندن و تهران دچار بحران شد (قطع روابط در ۱۹۸۰). در دوران جنگ ایران-عراق، دولت تاچر آشکارا از عراقِ صدام حسین حمایت سیاسی و تسلیحاتی کرد و با ایران روابطی تیره داشت.
فتوای سلمان رشدی (۱۹۸۹): روابط را به نقطهٔ بحرانی تازهای کشاند؛ لندن روابط دیپلماتیک را به حداقل رساند.
♦️اقدامات مهمِ بینالمللی:
جنگ فالکلند (۱۹۸۲): تصمیم به اعزام نیروی دریایی و بازپسگیری جزایر باعث افزایش شدید محبوبیت و پیروزی انتخاباتیِ او در ۱۹۸۳ شد؛ این حادثه از نقاط عطف رهبری تاچر در عرصهٔ بینالملل است.
همکاریِ نزدیک با ریگان و نقشِ ضدّ کمونیستی: همفکری و هماهنگی با سیاستهای خارجیِ ایالات متحده در دههٔ ۸۰ (نشانِ «رابطهٔ ویژه» «special relationship»).
مکاتبه و تعامل با گورباچف: تاچر یکی از رهبران غربی بود که نسبت به گورباچف ابراز خوشبینی کرد («I like Mr. Gorbachev، we can do business together») و در فرآیندِ کاهش تنشها و مذاکرات تسلیحاتی نقشی مثبت ایفا کرد.
پیشبردِ بازار واحد اروپایی در مقابلِ فدرالیسمِ قارهای: همکاری برای ایجادِ بازار واحد اقتصادی و همزمان مخالفت با تحکیمِ قدرتِ بروکسل؛ سخنرانیِ برجس معرفِ این خط است.
#رفراندوم_پرچم
#پادشاهی_انتخابی
#گفتمان_پیشرو
مارگارت هیلدا تاچر (Margaret Hilda Thatcher)🇬🇧 (۱۹۲۵–۲۰۱۳) نخستوزیر بریتانیا از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ بود. او نخستین زنی بود که در بریتانیا به مقام نخستوزیری رسید و طولانیترین دوران نخستوزیری در قرن بیستم بریتانیا را داشت.
@SamanthaIrani#پرچم_شیر_و_خورشید#فرزندان_پرچم
تاچر به دلیل سیاستهای اقتصادی و سیاسی خاصش به لقب "بانوی آهنین" (Iron Lady) معروف شد؛ لقبی که در اصل از سوی رسانههای شوروی به او داده شد، اما خودش و حامیانش آن را با افتخار پذیرفتند.
او نماینده حزب محافظهکار بود و سیاستهایش را میتوان تلفیقی از لیبرالیسم اقتصادی و محافظهکاری سیاسی دانست. این سیاستها بعدها به اصطلاح تاچریسم (Thatcherism) شناخته شدند.
🔸ورود به سیاست ؛
تحصیلات و سابقهٔ حرفهای: دکترای شیمی از آکسفورد (Somerville College)، بعد از جنگ در تجارت و وکالت فعال شد و سپس وارد سیاست شد. او در ۱۹۵۹ نمایندهٔ انتخابشدهٔ حوزهٔ Finchley در پارلمان شد و در دههٔ ۷۰ به کابینهٔ حزب محافظهکار راه یافت.
بالا آمدن در حزب: در دولت ادوارد هیث (۱۹۷۰–۷۴) وزیر آموزش بود و نهایتاً در سال ۱۹۷۵ رهبری حزب محافظهکار را بهدست آورد و در ۱۹۷۹ با وعدهٔ کنترل تورم و مهار قدرت اتحادیههای کارگری به نخستوزیری رسید.
🔸سیاست داخلی؛
اقتصاد: اجرای سیاستهای بازار-آزاد (مُحور روی کنترل تورم «مونتاریسم»)، خصوصیسازی شرکتهای دولتی بزرگ (گاز، برق، مخابرات، بخشهایی از حملونقل) و کاهش نرخ مالیات بر درآمد.
روابط کار و جامعه: محدودسازی نقش اتحادیههای کارگری (از جمله تقابل بزرگ با اتحادیهٔ معدنچیان در ۱۹۸۴–۸۵) و افزایش نابرابریِ منطقهای و اجتماعی که همواره از نقاط مناقشهبرانگیز میراث او بوده است.
شکست سیاسی داخلی: «پُلِ جامعه» (Community Charge یا Poll Tax) و فشارهای داخلی نهایتاً به تضعیف موقعیت او و کنارهگیریاش در ۱۹۹۰ انجامید.
🌐سیاست خارجی؛
تاچر در عرصهٔ بینالملل با سه مشخصهٔ کلی شناخته میشود:
۱) همگرایی قوی با سیاست خارجی و ایدئولوژیکِ ایالات متحده در دههٔ ۸۰ (دوستی نزدیک با رونالد ریگان)
۲) ضدّ کمونیسم و نقش فعال در پایانِ جنگ سرد، و ۳) رویکردی پیچیده و دوگانه نسبت به اروپا: حمایت از بازار واحد اقتصادی اما مخالفت با فدرالیزه شدنِ قاره و ارادهٔ مستقلِ بریتانیا.
♦️سیاست خاورمیانه در دوران تاچر؛
🔹فلسطین و اسرائیل (بخش اصلی)
رویکرد کلی: تاچر از امنیت اسرائیل حمایت میکرد، اما معتقد بود صلح پایدار فقط از طریق بهرسمیت شناختن حقوق مشروع فلسطینیها ممکن است.
سفر تاریخی به اسرائیل (۱۹۸۶): نخستین نخستوزیر بریتانیا بود که به اسرائیل سفر کرد. در عین تمجید از اسرائیل، تأکید کرد که فلسطینیها باید امکان خودتعیینی داشته باشند.
موضع نسبت به PLO: تا میانه دهه ۱۹۸۰، دولت او حاضر به گفتوگو با سازمان آزادیبخش فلسطین نبود، مگر اینکه تروریسم را کنار بگذارد و موجودیت اسرائیل را بپذیرد. اما از ۱۹۸۸ به بعد، لندن بهتدریج مواضع نرمتری اتخاذ کرد و تماسهای غیرمستقیم برقرار شد.
نقش اروپایی: بریتانیا تحت رهبری تاچر بخشی از اجماع اروپایی بود که در بیانیهٔ ونیز (۱۹۸۰) بر ضرورت نقش سیاسی فلسطینیها و راهحل دو-دولتی تأکید کرد. این سیاست گاهی باعث تنش با تلآویو و واشینگتن میشد.
🔹ایران
پس از انقلاب ۱۹۷۹: روابط لندن و تهران دچار بحران شد (قطع روابط در ۱۹۸۰). در دوران جنگ ایران-عراق، دولت تاچر آشکارا از عراقِ صدام حسین حمایت سیاسی و تسلیحاتی کرد و با ایران روابطی تیره داشت.
فتوای سلمان رشدی (۱۹۸۹): روابط را به نقطهٔ بحرانی تازهای کشاند؛ لندن روابط دیپلماتیک را به حداقل رساند.
♦️اقدامات مهمِ بینالمللی:
جنگ فالکلند (۱۹۸۲): تصمیم به اعزام نیروی دریایی و بازپسگیری جزایر باعث افزایش شدید محبوبیت و پیروزی انتخاباتیِ او در ۱۹۸۳ شد؛ این حادثه از نقاط عطف رهبری تاچر در عرصهٔ بینالملل است.
همکاریِ نزدیک با ریگان و نقشِ ضدّ کمونیستی: همفکری و هماهنگی با سیاستهای خارجیِ ایالات متحده در دههٔ ۸۰ (نشانِ «رابطهٔ ویژه» «special relationship»).
مکاتبه و تعامل با گورباچف: تاچر یکی از رهبران غربی بود که نسبت به گورباچف ابراز خوشبینی کرد («I like Mr. Gorbachev، we can do business together») و در فرآیندِ کاهش تنشها و مذاکرات تسلیحاتی نقشی مثبت ایفا کرد.
پیشبردِ بازار واحد اروپایی در مقابلِ فدرالیسمِ قارهای: همکاری برای ایجادِ بازار واحد اقتصادی و همزمان مخالفت با تحکیمِ قدرتِ بروکسل؛ سخنرانیِ برجس معرفِ این خط است.
#رفراندوم_پرچم
#پادشاهی_انتخابی
#گفتمان_پیشرو
رشتو: صعود نادرشاه افشار — از چوپان خراسانی تا فاتح جهان
(رشتهای درباره نبوغ، شایستگی و جایگاه جهانی نادرشاه)
نادر پادشاهی که نه برای خون بلکه لیاقت و شایستگیش او را یکتا کرد .
تاریخ یعنی آینده 👌🏽
#پرچم_شیر_و_خورشید#فرزندان_پرچم@SamanthaIrani
🟥پادشاهی انتخابی◀️سامانه ای #مدرن از دل تاریخ ایران
این رشتو در سه بخش، مزایا، تاریخ و تطبیق خواهد بود.
🟥قسمت اول: مزایا
1️⃣اقتصاد قوی🟰قدرت سیاسی
✔️بازگردانی سریع سهام های شاهنشاهی به ایران
✔️گریز از خطر #جمهوری_ایرانی
✔️میانبری برای بازگشت به شکوه ایران
@SamanthaIrani
1/10