Asteral Library is A love letter to public libraries around the globe...
Thanks to @VPL (Vancouver Public Library) for providing me with opportunities to lose myself in books. You saved me a million times and will save me a million times more.
https://t.co/6BIV4EUmzO
از امضای توافق ناراحتم.
از جنگ ناراحتم.
از آتشبس ناراحتم.
از برد ج.ا. ناراحتم.
از برد ترامپ ناراحتم.
فرق چندانی نمیکنه برای ایرانی نتیجه هر دوسوی سکه، رنجه.
@maryamin برای من تجربه جالبی بود. انگار دو کتاب متفاوت رو میخونی. آمبیانس واژهها در انگلیسی و فارسی باهم متفاوتن و حس متفاوتی ایجاد میکنن.
طبعا ترجمه فارسی بیشتر به دلم نشست. اما برام جالب بود که جاهایی در مورد چخوف، زهر طنز انگلیسی بیشتر بود.
اینکه طالبان پس از خطبههای نماز جمعه این هفته قصد دارند زنانی را که در ملأعام نقاب بر چهره نداشتهاند شلاق بزنند، باید خشم و هراس را در وجدان هر انسان آزادهای برانگیزد.
سکوتتان را بشکنید!
سازمانهایی که برای دفاع از حقوق بشر فعالیت میکنند، تا این لحظه چه کردهاند؟ چرا این سطح از خشونت و سرکوب، تیتر اول رسانههای جهان نیست؟ چرا صدای زنان افغانستان بار دیگر در هیاهوی سیاست و جنگ گم شده است؟
از خواهرانمان در هرات بنویسیم. از زنانی که هر روز با محدودیت، تحقیر و تهدید روبهرو هستند. نگذاریم رنج آنها زیر اخبار جنگ مدفون شود.
#زنان_افغانستان
#زنان_هرات
#زن_زندگی_آزادی
از خودمون میپرسیدیم چطور ۸ سال جنگ رو دووم آوردن... همینطور که میبینید: جنوب رو میزنن... تهران خبری نیست جز هرازگاهی.
زندگی ادامه داره.
و ما در تهران کجا دانبم حال شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل رو؟
به من و دو نفر دیگه در دپلرتمان مجوز سیمکارت سفید دادن.* هیچکدوم نگزفتیم. بعد برای اینکه فرصت از دست نره شروع کردن به بقیه گفتن ... تا اینجا از ۱۵۰ نفر فقط یک نفر درخواست داده!
* به جای اینکه دسترسی روی اینترنت شرکت رو باز کنن که بتونیم کارهای پژوهشمون رو انجام بدیم!
خانوادهام به مراقبت احتیاج دارند و همین سطح از خدماتی که بهشون ارائه میدم خسته و فرسودهام کرده ولی چیزی که باعث فروپاشی روانیم شده اینه که توی این سن مامان و بابام در حال بهبود واقعی نیستند و هرلحظه ممکنه با مشکل جدیدی روبهرو بشیم که برای اونوقت خودم را تنها و ترسیده میبینم.
مردمی که اینترنت ندارند، مردمی که ادامه جنگ را مطالبه نمیکنند، مردمی که میخواهند زندگی کنند، مردمی که میدانند فرق میان بودن و نبودن زیرساخت چیست؛ بودن و نبودن پتروشیمی، بودن و نبودن پالایشگاه، بودن و نبودن زندگی و ... چه کنند؟ صدایشان را چگونه برسانند؟ به چه کسی بگویند؟
امروز جلسه تغییر برنامه (پلنینگ شیفت) دپارتمان بوده. من که افتادم در خونه. ولی گویا همهی برنامههای توسعه هالت شده. برنامههای رفاهی به کل پاک شده از سبد.
دیشب بعد از مدتها خواب ونکوور رو دیدم. داشتم مثل اون موقعها از شاپرز توی دنمن خرید میکردم. ولی توتفرنگی داشت. توتفرنگی بیسی! توی خواب به خودم گفتم لابد دهسال بعد شاپرز هم میوه میاره!
یک صد دلاری دادم و یک بسته کوچیک توتفرنگی گرفتم.
تورم حتا در خواب هم من رو رها نمیکنه!