خیابان ها انار اناری شده اند !
یا سَنگ خورده به پیشانی اِشان ,
یا پیشانی اِشان را کوبیده اند به سنگ !
خیابان هم بازیگوشی های خودش را دارد .
علی باباچاهی l
آیا درخت هستیم که چون نِمیتوانیم متحرک باشیم باید جَفای تَبَر و جُورِ اَرّه را تَحمُل کنیم !
بَر کِشیده از نامه ی ابراهیم گلستان بَرای سیمین دانِشوَر l
ماه رنگ باخته خونین !
به زمین می نِگَرد ,
پیامبران تَکیدهرو از دگرگونیهایی هولناک نوید می دَهَند .
اغنیا افسردهاند و اشرار دست افشان و پا کوبانند .
اینان همه آیاتِ مرگ یا سقوطِ پادشاهنند .
ریچارد دوم l ویلیام شکسپیر l
بنده دلم پیشِ مشروطه است , ولی رِزقم از استبداد میرسد . نمیدانم چه بگویم ! نِمیتوان دل به دریا زد تا پای در گِل است . مَرد آنها بودند که یِکسره کَردند .
ندبه l بهرام بیضایی l
@IranianPlateau سیمین دانشور نیز یاد واره ای از نیما یوشیج دارد که در گفتگو با ناصر حریری می گوید ; ناتل خانلری که وزیرِ کشور شد . روزی نیما خانهٔ ما آمد با لبخندِ طنز آلودش و با نوعی سادگی گفت ; سیمین , ناتل خان شاعر است , نَکنَد بِفِرستَد مَرا بِگیرند که مصرع های شِعر را بلند و کوتاه کرده ام !
هر ایرانی باید به گذشتهٔ خود افتخار کند , نَه بَرای فَخر فروختن , بلکه برای آنکه بِداند چه مسئولیّتِ سَنگینی بَر دوش دارد تا این نامِ بلند را حِفظ کند .
محمدعلی فروغی l
@HajNooredin وَسواسی غریب در چیدمانِ میزانسِن . دِرام پَردازی و دکوپاژی دقیق l با مدادِ رَنگی روی کاغذِ بی خط l و بازیگردانیِ دقیق تَر اثرِ انگشتِ اثرِ هنریِ ناصر تقوایی است .
دوربیـن مثلِ قَلَمِـه . این قَلَـم میتونه دستِ کَسی باشه که باهاش خریـدهای روزانه اش رو بنویسـه و یا میتونه دستِ بودلـر باشه که باهاش شِعـر بگه .
عباس كيارستمى l