اومدم هتل، اصلا این هتلی که شرکت گرفت خیلی بهتر از هتلی هست که من همش دارم رزرو میکنم
رئیس شرکت منو به شام دعوت کرده، حالا خودمو آماده میکنم تا شاید باهاشون توافق کنم
خیلی خسته شدم، خیلیییییی
اومدم هتل، اصلا انرژی نداشتم که برم فروشگاه، با خودم حرف زدم تا رفتم غذا خریدم
مسئولین فیات دارن با من همکاری میکنن، اون دو تا شرکت دیگه رو چیکار کنم
به هرحال وسیلههامو جمع کردم، آماده پرواز برای فردا هستم
تو زیبایی در چشمان من ...
رفتم خونه رو ببینم، متاسفانه خونه خیلی مشکل داشت. صاحبخونه گفت من چند هفته وقت میخوام تا خونه رو برات ردیف کنم
ایتالیاییها هم ما رو گیر آوردن
خب منم قبول نمیکنم، ولی متاسفانه خونه برای اجاره پیدا نمیشه
اون همکار آمریکایی وسط حرف زدن همکار ایتالیاییم حرف زدم، همکار ایتالیاییم قاطی کرد که چرا حرف منو قطع میکنی، ساکت باش
بجای اون آمریکایی، همه تو اداره ساکت شدن