«شاهنامه» واکنشی زبانی به تداخل معنی «خدا» در فارسی با «الله» است.ایرانیان خدا رو به معنای بزرگ و سرور به کار میبردند.تداخلش با الله حتی موجب یک خونریزی بزرگ شد.حاکم خود را «خدای شهر» خواند و فرمانده مسلمان این را کفر دانست.پس خداینامه به شاهنامه به معنی کتاب بزرگ تغییر کرد.
فردوسی از کتاب خود و مأخذ خود بارها به لفظ «نامه»، «نامه باستان»، «نامۀ خسروان»، «نامه شهریار» و جز اینها نام برده است، ولی هیچ کجا اثر خود را «شاهنامه» و یا به ضرورت وزن، «شهنامه» ننامیده است، مگر تنها در بیتی از هجونامه (منسوب به فردوسی) که آمده است : ۱۴/۱
البته میدونیم نخل سابقه در آیینهای بینالنهرین داشته و قدیمیتره. در واقع به نظر میرسه نخل از مراسمی مانند ایزیس یا تموز به سرو در ایران تغییر کرده باشه. سیاوش جای تموز و سرو هم جای نخل نشسته، مراسم هم که همان است و بعد در حسین تجلی پیدا کرد.
درباره سرو این نکته جالبه که یکی از نزدیکتر نمونههای زمینی «درخت کیهانی» اوستاست. هرویسپتخم به معنی «همه دارنده تخمها» و نماد زندگیه. اگر این فرض رو بپذیریم، تغییر مفهوم یه نماد از «زندگیبخشی» به «مقاومت کردن» جالبه.
@MontajabiAkbar وطنپرست باشد که در تعریف شما اینطور نیست.خطرش اینجاست که این دوگانهسازی تا ابد ممکن است. آنکه ماند و جنگ نکرد برابر آنگه ماند و جنگ کرد. آنکه در جنگخط مقدم نرفت با آنکه رفت، آنکه زیر تانکرفت و اوکه نرفت. این منطق حاکمان است چنانچه دیده و دیدم. همان که میگوید شهید دادیم پس…
خطر این منطق تبدیل کردن «وطن» به «کشور حاکمان» است. اینجا وطن تبدیل به سوژه حاکم میشود. چون نماندی یا نجنگیدی پس حقی نداری یا چون انتخاب تو رفتن بود پس «طرد» شدن هم میتواند انتخاب ما باشد. این نگاه تمامیتخواهانه و کاملا سیاسی به وطن است در واقع «وطن» را «مرز» دیدن است.
روزی که #مرجان_ساتراپی به تصمیم خانوادهی کمونیستش ایران را ترک کرد تا در امنیت زندگی کند، هزاران نوجوان و جوان ایرانی به جبههها رفتند تا امنیت کشور را حفظ کنند. او رفت تا خودش در امان باشد؛ آنان رفتند تا ایران در امان بماند. میان این دو انتخاب تفاوتی بنیادین وجود دارد.
@MontajabiAkbar نه اکبر جان مغالطهای نیست واقعا. شما آنکه رفت را در برابر آنکه ماند قرار میدهی. جنگ را تلاقی این ارزش/ضدارزش قرار میدهی و انتخاب را بدون در نظر گرفتن زمینهها و پیش و پسش در مقام یک کنش تعبیر میکنی. پس وطن، مرز سیاسی است. چون غیر از این کسی میتواند برود و نجنگد اما همچنان…
۸۰ روز اینترنت را قطع کردهاند، ۸۰ روزِ لعنتی و حالا باز کردنِ همان راهباریکه قبلی را طوری دستاوردِ کس و ناکس معرفی میکنند که توگویی شقالقمر شده است. آنکه فکر میکنید مائیم خودتانید و خودتان و خودتان.
@vinicheh با اصل حرف موافقم. برای همین تاکید کردم شواهدی هست نه قطعیتی. هرچند واکنش زبانی بخاراییان و اساسا مردم خراسان پس از قتلعامهای قتیبه و سعید ماجرا را هویتی و زبانی نشان میدهد. ما میدانیم ریشه اصطلاح امروز «از بیخ عرب شده» در همین دوران نهفته است.
شواهدی داریم که این مخالفت را تا قرن دوم عقب میبرد. ماجرای ابنقتیبه(حدودا۱۱۰ه.ق)، قتل عام بخاراییان و اتفاقا تغییر زبان دیوان به عربی. صاحب و … گویا بعدتر راه او را ادامه دادند. کشیدند.
5️⃣
مخالفتها با زبان فارسی از قرن ۳ شروع میشود و در ۴ و ۵ به اوج خود میرسد. صاحب ابن عباد و شاگردش بدیع الزمان همدانی و ثعالبی از مهمترین دشمنان آنند. این دشمنی نشان میدهد که عربیمآبان نگران قدرت گرفتن زبان فارسی هستند و فارسی دارد سنگر به سنگر عربی را به عقب میراند.