ما چند تا رفیق قدیمی هستیم. بالای ۳۰ سال رفاقت. چند تا هم وسط راه، ۱۴-۱۵ سال پیش بهمون اضافه شدن.
طی بیست سال گذشته همهمون عوض شدیم. منظورم پیر شدن نیست. منظورم تغییر دیدگاه سیاسی هست.
همهمون از “باید رای داد” رسیدیم به “پس کی حمله میکنه”.
تف به ج.ا. و هر کسی که ازش حمایت کنه.
کم هم نیست، سنگ ج.ا رو به سینه میزنن که ادای روشنفکری بگیرن و متفاوت باشن. هرجا اینها رو دیدین، چنان خرابشون کنین که دیگه جرئت نکنن تو جمع دهن گشادشون رو وا کنن.
یه عدهای هستن که عاشق متفاوت بودنن. مهم نیست چی باشه، فقط متفاوت باشن کافیه. همه دنیا میگن ج.ا بده، اینا با یه ژست روشنفکری میان جلو و میگن “البته از نظر من خیلی هم اینجوری نیست …”. این آدمها دیوونه و احمق نیستن. اینا ابله و سادهلوح هستن. این خرهای سادهلوح که تعدادشون/
تو این وضعیت و احتمال حمله و خطر و جنگ، این احمقها چرا رفتن تو خونهشون خوابیدن؟
فقط هارت و پوت الکی! زورشون فقط به مردم کوچه و خیابون میرسه.
تف به ذات کثیفتون.
پس چرا هیچ پدافند هوایی فعال نشده؟ چرا صدای توپ ضدهوایی تو هیچ ویدیویی نیست؟
اینا زورشون فقط به ملت بدبخت میرسه! نهایت عملیات اطلاعاتیشون تشخیص چهار تا تار مو و فرستادن پیامکه.
تف به ذات کثیفتون که یک ملت رو بدبخت کردین.
@Persuasion_elli حرفش اشتباه نیست به نظرم. نمیگه که مسائل فنی مهم نیست. میگه اگه طرف بلد نباشه چجوری رفتار کنه تو محیط کار (و کار گروهی)، قابلیت فنی دیگه مهم نیست.
من شخصا ترجیح میدم یه فرد با قابلیتهای فنی متوسط ولی کارگروهی بالا برای تیمم بگیرم تا اینکه یه نفر با قایلیتهای فنی بالا ولی تکرو!
تنها مکالمهای که به انگلیسی تونستیم برقرار کنیم این بود که من هر چی میگفتم، سه تایی باهم میگفتن very good, very good.
یه اسپیکر بزرگ دارن با خودشون که از صبح که کار رو شروع کردن روشنه تا الان که مشغول تمیزکارین. حرفهای، تمیز، خوشحال.
رفتیم کاشی خریدیم، یه شرکت معرفی کردن که بیاد کاشی رو برامون بزنه. طرف اومد و قیمت داد و ما هم موافقت کردیم. امروز صبح سه نفر فرستادن برای کار. هیچ کدوم انگلیسی بلد نیستن! با Google Translate حرف میزنیم. کارشون هم خیلی خوبه. آهنگ و خندهشون هم از صبح براهه.
امروز یکی دیگه رو آوردن که جوونتره و اومده که کار یاد بگیره. رفتم دیدم تنها نشسته و داره سیمان رو نگاه میکنه. با کمک گوگل ترنسلیت فهمیدم که سیمان کم اومده و اون سه تا رفتن که سیمان بخرن. این رو هم اسکول کردن که بشین مواظب باش سیمان خوب سفت بشه. این هم نشسته چشم دوخته به سیمان!
تنها مکالمهای که به انگلیسی تونستیم برقرار کنیم این بود که من هر چی میگفتم، سه تایی باهم میگفتن very good, very good.
یه اسپیکر بزرگ دارن با خودشون که از صبح که کار رو شروع کردن روشنه تا الان که مشغول تمیزکارین. حرفهای، تمیز، خوشحال.