@Mobarezazadi202 @Riseyour11 @Reporter_news2 سخت میشه قانع تان کرد
شاه عامل بدختی ایران نبود
اون تفکر مریض و ب انحراف کشیده شده خلقه به دورغ فدایی بود که روزگاری از منو شما دراورد که تا الان نفهمیدیم کی دوست و کی دشمنه
ما از خودمون از داخل همین احزاب داخل کشور خیانت دیدیم نه از کسی که ارزوی مقایسه شدن با امریکا رو داشت
@Erfan_daj یعنی نویسنده معتبرترین کتاب شیعه هرکی هرچی میگفته تو کتابش مینوشته؟
حتی توجه نمیکرده که با این کارش پیامبر و امام علی برادر رضاعی میشن و امام علی میشه عموی حضرت فاطمه!
حاجی داریم در مورد یکی از چهار کتب اصلی شیعه حرف میزنیم، شوخی نیست که.
@Gandom_sabz دشمن شما فقط اخوند نیست
طرفدار خر مذهبی هم هست
و هزار لا ابالی دیگر
کاری کنید استرس سر تا پای وجودتون رو نگیره که مریض احوال بشید
با ارزوی سلامتی
بعد از اون جریان خونه ای که ما توش کشته شدیم و نیمه ساز بود دیگه برای مادرم و برادرام حتی یه ساعت هم قابل تحمل نبود و به یه خونه دیگه ای که داشتیم رفتن. اون خونه رو یه سال بعد مادرم فروخت و هرگز به اون محله نرفت. مرگ ما برای مادر و برادرام خیلی سخت بود و غیر قابل تحمل ولی مادرم به خاطر برادرام سعی کرد روی پای خودش بایسته، ارس خیلی ضربه خورد آخه من نه فقط برادرش بلکه همبازیش بودم. اونا شبا نمیتونستن بخوابن ولی اینو به روی هم نمیاوردن، یه شب ساعت دو اروند شروع کرد به جیغ زدن، مادرم گفت چی شده؟ اون گفت ارس رو از وسط بریدن، مادرم چراغو روشن کرد، ارس گرمش شده بود با پا پتو روکنار زده بود و اروند فکر کرده بود اون پتو نصف بدن ارس هس، دستشو گرفت بهش آب داد و ارس را بیدار کرد، گفت این ارس هس اونم پتو، ولی اروند همینطور میلرزید….
تا چهار سال اول مادرم از همه میترسید، خاله یا مادر بزرگم که میومدن مادرم میترسید میگفت همه آدما میتونن قاتل باشن، به مادر بزرگ بیچاره ام میگفت: اگر قرار بود تو آدم بکشی به کارون چاقو میزدی؟ و اون بهش نگاه میکرد و اشک میریخت….
مادرم هنوز از پلیس میترسه، حتی یه سرباز وظیفه میبینه بدنش شروع میکنه به لرزیدن. مادر بیچاره من، چطور ممکن بود بتونه جنازه شوهر و بچه اش رو که چاقو خوردن ببینه؟ دو تا بچه افسرده رو که بابایی بودند بدون پدر بزرگ کنه؟شایعات مردم رو هم داشته باشه و ظلمهای دیگه هم روی دوشش باشه؟ این سخت بود براش اگه موند و هست به خاطر اروند و ارس بود یعنی فقط به خاطر شادی روح پدرم که مطمئن باشه اون بچه هاشو تنها نذاشت و در حد توانش براشون انجام داد و کوتاهی نکرد، اون نه از طرف فامیل خودش و نه از طرف فامیلای پدرم در این سالها به اندازه سر سوزنی توقع نداشت و کمکی نگرفت. آخه نمیخواست وقتی اروند و ارس بزرگ بشن فامیلا بگن شما با نون و کمک و حمایت ما بزرگ شدین.
قتل ما سیاسی بود و مثل بقیه پروژه قتلهای زنجیره ای کسی جوابگو نشد، وزارت اطلاعات مسئولیت رو به عهده نگرفت. چهل روز قبل از قتل، پدرم از بیرون اومد خونه و گفت در چهارراه باغ ملی یه ماشین جلوی من ایستاد و چهار نفر تو ماشین بودن و به من گفتن داری پاتو روی دم شیر میذاری، نابودت میکنیم.
و اینگونه بود که من و پدرم حمید حاجی زاده شاعر و نویسنده منتقد نظام نیمه شب ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ با ضربات چاقو توی خونمون در کرمان به قتل رسیدیم. پدرم با ۲۷ ضربه چاقو و من با ۱۰ ضربه.
اگه زنده بودم الان ۳۳ سالم بود ولی کشتنم، به کدامین گناه؟؟؟💔
#مهسا_امينی
#علیه_فراموشی
@Parsa_kakooi به همون دلیلی که سایپا و ایرانخودرو این چند سال تغییر نکردن. نمیدونن دارن لگن تولید میکنن؟ قطعا میدونن، ولی بازار انحصاری این فرصت رو بهشون داده که به ملت دهنکجی کنن. تیپاکس هم داره همین مسیر رو طی میکنه.