این روزها تیمی از پزشکانِ امنیتی بەصورت سرزده وارد بیمارستانهای تهران میشوند تا هم بیمارانی که آثار ساچمه، قمه و گلوله بر تن دارند را شناسایی کنند و هم لیست پزشکان و پرستارانی که در حال مداوای این بیماران زخمی هستند را ثبت کنند.
سردسته این تیمِ امنیتی دکتر #محمد_نوروزی است.
۱/۴
فاصله غزه تا #ملکشاهی برای بعضیها هزاران کیلومتر نیست، بُع�� مسافتی است که «منافع» تعیین میکند. چشمی که برای غزه خون گریه میکرد، چطور روی خون ملکشاهی ریمل سکوت زده؟ انگار خون فقط وقتی رنگ دارد که بشود با آن پزِ ضدامپریالیستی داد.
در ۱۱ آذر ۱۳۰۰، میرزا کوچکخان در کوههای تالش یخ زد. سر میرزا پس از جدا شدن و نمایش در رشت، توسط خالو قربان نزد رضاخان برده شد. خالو قربان در پاداش این کار درجه سرتیپی گرفت و بلافاصله برای نبرد با سیمیتقو به آذربایجان اعزام شد.
تیم ملی والیبال ایران صربستان را در مرحله یک هشتم نهایی قهرمانی جهان شکست داد. صربستان در گروهی برزیل را حذف کرده بود. این پیروزی را بیشتر از همه مدیون روبرتو پیاتزا هستیم که ایران را در قعر لیگ جهانی تحویل گرفت و امروز به هشت تیم برتر دنیا رساند.
عجب تیمی ساختید آقای پیاتزا.
بعد از ممنوعکاری، تصمیم گرفتم دربارهی همکاران سابقم در حوزهی ورزش چیزی ننویسم. چون این کار را اخلاقی نمیدانستم و هنوز هم تلاش میکنم به این عهد با خودم پایبند بمانم.
اما دربارهی پخش زندهی مسابقات فوتبال باید چند نکته را بگویم:
در تمام دنیا پخش زنده ارزشمند است و قیمت بالایی دارد. ولی همان قیمت برای یک شهروند اروپایی بسیار پایین محسوب میشود؛ با ماهی ۹ تا ۲۴ یورو میتواند پکیج کامل لیگهای انگلیس، بوندسلیگا، لالیگا، سریآ ایتالیا و حتی لیگ قهرمانان اروپا را ببیند. رقمی ناچیز برای کارمندی که ۲۵۰۰ تا ۳۵۰۰ یورو در ماه حقوق دارد و البته خرید اشتراک پلتفرمها مثل فیلیمو در ایران هم در همین حدود ۱۰ یورو در ماه است البته با حقوق ۱۵۰ تا ۲۰۰ یورویی یک کارمند در ایران .
حالا چرا هیچوقت دربارهی د��دیهای صداوسیما حرف نمیزنیم؟ دلیل ساده است: تنها دلخوشی خیلی از مردم همین فوتبالهای خارجی است که شبها پخش میشود. البته همین پخش هم با سانسورهای احمقانه و آزاردهنده همراه است که اعصاب آدم را خرد میکند.
اما بحث اصلی اینجاست که اصلاً این سیگنالها چطور به دست صداوسیما میرسد؟
سیگنالی که بدون لوگو و با کیفیت بالا دزدیده میشود. برای هر مسابقه، بسته به اهمیتش، صداوسیما حدود ۱ تا ۱.۵ میلیون تومان هزینه میکند (چند سال پیش ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان بود). دوستانی هم زحمت میکشند پارامتر را پیدا میکنند، رمز را میشکنند و به تلویزیون میفروشند.
تلویزیون هم با یک برنامه که ۱۰ تا ۱۵ میلیون خرج دارد (گزارشگر، مجری و کارشناس)، مسابقه را پخش میکند و قبل، وسط و بعدش تبلیغات و زیرنویس میفروشد. گاهی هم حتی تبلیغات دور زمین مسابقات مثلاً در لالیگا را با ن��مافزار عوض میکند و تبلیغ اسنپ جایگزین میگذارد!
خلاصه: یک دزدی ۱ میلیونی (که حتی ۱۰ یورو هم نمیشود) برای صداوسیما گاهی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد درآمد در یک شب میآورد. تازه آمار بیننده هم بالا میزنند که شبکهشان فلان درصد مخاطب دارد.
�� بعد، یک آدم بیعقل پیدا میشود که منت سر مردم بگذارد: «غر نزنید، حال کنید که ما بازیها را مجانی پخش میکنیم!»
این فقط برای خودنمایی در برابر یک فرقهی خاص داخل صداوسیماست؛ همانها که خود را «نژاد برتر و انقلابیتر» میدانند و همهی مردم را رعیت و زیردست، بیحقِ فکر و نظر.
امیدوارم روزی تلویزیون ایران با افتخار مثل بین اسپورت هاب پخش کننده مسابقات دنیا در خاورمیانه بشود و هیچ منتی هم رو سر مردم نگذارد.