همیشه دلم یه خونه میخواست لب دریا
که صدای موج های دریا توی گوشم بپیچه
در پنجره ها رو باز بذارم
رو به دریا سیگارمو روشن کنم
غذامو درست کنم و از خودم و زندگی پر سر و صدای بیرون دور بشم
اونقدر دور که وقتی توی این رویام به خودم میام و میبینم ساعت هاست توی نوشته های اَرشد گمشدم
همیشه دلم یه خونه میخواست لب دریا
که صدای موج های دریا توی گوشم بپیچه
در پنجره ها رو باز بذارم
رو به دریا سیگارمو روشن کنم
غذامو درست کنم و از خودم و زندگی پر سر و صدای بیرون دور بشم
اونقدر دور که وقتی توی این رویام به خودم میام و میبینم ساعت هاست توی نوشته های اَرشد گمشدم