نسلی #پاسارگادی، نسلی است که زیر سایه اهریمن زیست اما تمام کدهای روشنایی را پیش از رسیدن به سن بلوغ، بلعید.
در جهان ذهنی نسل شیک پاسارگادی، بازگشت
به نظام پادشاهی و طنینِ فریاد #جاویدشاه عینِ
مدرنیسم، آیندهنگری و جهشِ استراتژیک است
بخشی از مقاله مهم امروز 👇
#فوری
به زودی، من تنگه هرمز را قلمرویی
از ایالات متحده اعلام خواهم کرد
آشفتگی یا نگرانی برخی از مخاطبان بعد از این جمله ترامپ ناشی از خلط میان مفهوم حقوقی قلمرو و کنترل عملیاتی/استراتژیک است
اما حقیقت ادعای ترامپ چیه؟
۱/ از منظر حقوق بینالملل دریاها و عرف بینالمللی، هیچ کشوری نمیتواند یک آبراه بینالمللی را به قلمروی تریکو یا خاک رسمی خود پیوست کند
اصلا دلیل حضور ترامپ در تنگه همین است که
چرا رژیم بر تنگه هرمز ادعای مالکیت دارد؟
تنگه هرمز بخشی از خاک ایران است، اما نباید این آبراه گروگان حکومتی باشد
ترامپ یک حقوقدان نیست؛ زبان او زبان تجارت و بنبستشکنی اقتدارگرایانه است. وقتی او از واژه (Territory) استفاده میکند، منظور او اعمال سیادت عملیاتی، تضمین امنیت ترانزیت و نظارت نظامی مستقیم بر شریان انرژی غرب است، نه ادعای مالکیت ارضی یا اضافه کردن یک ایالت جدید.
۲/ مخاطبشناسی ادبیات ترامپ؛ از والاستریت تا پایگاه رای
ترسیم و هدفگذاری ترامپ از این اظهارات کاملاً مشخص است:
مخاطب داخلی آمریکا (توجیه قیمت بنزین و تورم):
ترامپ زیر فشار قیمت سوخت و نوسانات اقتصادی است.
او با این ادبیات حماسی به افکار عمومی آمریکا سیگنال میدهد که:
هزینهای که بابت افول اثرات جنگ یا نوسان سوخت میدهید، هدر نرفته؛ ما کلید اصلیترین شاهراه انرژی دنیا را برای همیشه در دست گرفتهایم.
سیگنال به متحدان منطقهای (اعراب و اسرائیل):
این موضع، پاسخی است به انتظارات قدرتهای منطقهای درباره خروج احتمالی آمریکا.
واشنگتن تصریح میکند که پس از پایان رژیم، منطقه را رها نخواهد کرد و چتر امنیتی خود بر تنگه را دائمی میسازد.
فشار روانی نهایی بر اتاق عملیات بیت/سپاه:
تبدیل کردن تنگه به خط قرمز عبورناپذیر، آخرین اهرمهای مانور یا باجگیری دریایی رژیم را بهطور کامل باطل میکند.
۳/ تنظیمگریِ معاهده امنیت انرژی با حکومت آینده ایران
کد اصلی این است: آمریکا به دنبال جایگیری در معماری نظم جدید است.
منظور واقعی ترامپ، بستن یک پیمان امنیت دریانوردی و زنجیره تامین انرژی با حاکمیت مشروع و نرمال بعدی (پهلوی) در ایران است.
در حکومت آینده، ایران حاکمیت ملی و حقوقی خود بر آبهای سرزمینیاش را خواهد داشت، اما در قالب یک همپیمانی استراتژیک با غرب، تضمین امنیت ترانزیت و ۵۰ درصد سهم انرژی در زنجیره تامین بلوک آمریکا (همان کدی که قبلاً باز شد) را رسماً تسلیم و تثبیت میکند.
پایان بندی ـ کسانی که از این اظهارات دچار هراس شدهاند، ظاهر کلام را با ساختار اجرایی اشتباه گرفتهاند. این اظهارات، نمایش اقتدار برای بریدن نفس رژیم در فاز پایانی و زمینهسازی برای توافقات عمیق ساختاری با ایرانِ پس از جمهوری اسلامی است؛ نه تجاوز به تمامیت ارضی ایران در فردای آزادی.
#جاویدشاه
ج.ا در تلاش است تا پس از سقط شدن استالین قواد (خامنهای) با کمک گورباچف کودن (پوزیده) به پوتین ساخت طرقبه (قالیباف) تغییر ساختار دهد. زهی خیال باطل که برخلاف اربابشان روسیه، پادشاهی در ایران زندهتر از همیشه است.
#سرباز_شاهیم#موج_ضد_روسی
#فوری
اختصاصی ـ تشدید رعدآسای عملیات خشم اقتصادی؛
تیر خلاص خزانهداری آمریکا
بر تابوت اقتصادی رژیم ملایان
این اظهارات کمنظیر اسکات بسنت (وزیر خزانهداری آمریکا) و گزارش منابع آگاه در روزنامه تلگراف، فرآیندی را افشا میکند که در تحلیلهای قبلی تحت عنوان انتقال پرونده از فاز مهار به فاز انهدام کامل ساختاری بررسی کردیم.
وقتی کاخ سفید اختیار تام به بسنت میدهد و از تعبیر بیسابقهترین انزوای اقتصادی تاریخ یاد میکند، یعنی اتاق عملیات واشنگتن تصمیم گرفته کار را در ابعاد مالی و شریانهای بقا یکسره کند.
۱/ بسنت کیست و معنی رها کردن زنجیر او چیست؟
اسکات بسنت یک تکنوکرات ساده یا تحریمکننده اداری نیست؛ او معمار استراتژیهای انقباضی و متخصص جراحیهای مالی عمیق است.
شکستن پروتکلهای سنتی تحریم:
تا پیش از این، تحریمها شامل لیستگذاریهای قطرهچکانی اشخاص و شرکتها بود. اما اختیار تام به بسنت یعنی خزانهداری آمریکا آماده است فاز انهدام شبکهای را اجرا کند.
هدف قرار دادن صرافیها، ارز دیجیتال و بانکداری سایه:
اطلاعات درزکرده نشان میدهد برنامهای که برای هفته آینده تنظیم شده، انحلال کامل شبکه صرافیهای جابهجایی پول، انسداد کریپتووالتهای حاکمیتی و قطع کامل دسترسی رژیم به پول نقد در هر نقطهای از جهان است.
۲/ ترکیب محاصره دریایی و سیاهچاله مالی
اظهارات اخیر بسنت درباره (انزوای اقتصادی بیسابقهای که جهان تا به حال ندیده) در کنار توییت ترامپ مبنی بر کنترل کامل تنگه هرمز و محاصره دریایی، تصویر کامل این قیچی دو لبه را میسازد:
لبه فیزیکی: بستن کامل شریان صادرات نفت و واردات هرگونه کالا از طریق انسداد بنادر و تنگه هرمز
لبه مالی : خشکاندن فوری تمامی کانالهای ارزی خارج از کشور، مسدود کردن حسابها و فلج کردن شبکه نفوذ ارزی رژیم
۳/ چرا اثر این تصمیم فوری و کشنده است؟
همانطور که در بررسی فاکتورهای بیبولی رژیم اشاره شد:
حاکمیت سایه به رهبری علیاصغر حجازی برای نگهداری بدنه سرکوب، پرداخت حقوق نیروها و اداره حداقلهای کشور، نیازمند تزریق نقدینگی حیاتی بود.
با بسته شدن تمام راههای ارزی توسط بسنت و اجرای اختیار تام، رژیم حتی قادر نخواهد بود تسویههای خرد در حوزه واردات و پرداخت حقوق داخلی را انجام دهد.
پایان بندی ـ سخنان اسکات بسنت اثبات میکند که ائتلاف، مرحله فرصت دادن برای تغییر رفتار را کاملاً رد کرده است.
سناریوی (خشم اقتصادی) تکمله پروژه لودرهای تاریخ است؛ تیر خلاصی که خزانه خالی رژیم را رسماً به صفر مطلق رسانده و فروپاشی ساختاری در داخل را طی ماههای یا حتی هفتههای آینده غیرقابل اجتناب میسازد.
#جاویدشاه
#فکت
اختصاصی ـ چرا فروپاشی رژیم نه سالها بلکه
به سرعت رخ میدهد؟ رد مغالطه عراقیزهسازی
کسانی که مدعیاند (تحریم و انزوای اقتصادی مانند
عراق سالها طول میکشد و مردم زودتر از حکومت
از پا میافتند) الگوی ذهنی خود را بر اساس عراق
دهه ۱۹۹۰ ساختهاند.
اما این شبیهسازی از ریشه باطل است
ایران ۲۰۲۶ کوچکترین شباهتی به عراق ۱۹۹۰ ندارد
این ۳ دلیل بنیادی افشا میکند که چرا روند فروپاشی رژیم به مراتب سریعتر از تمام پیشبینیهای سنتی است:
۱/ جامعه ایران؛ وجود انقلاب زنده و آلترناتیو مشروع
عراق دهه ۹۰ جامعهای بدون آگاهی جمعیِ مدرن
و مهمتر از همه بدون آلترناتیو ملی بود.
مردم عراق در آن دوره منتظر هیچ جایگزینی نبودند؛ تنها در یک ساختار قبیلهای-توتالیتر محصور شده بودند.
اما جامعه ایران اکنون در دل یک انقلاب ملی زنده و آگاه قرار دارد. جامعه نه تماشاچی، بلکه بازیگر اصلی است.
مهمتر از آن، برخلاف عراق، در ایران یک آلترناتیو مشروع، شناختهشده و منسجم (با محوریت پادشاه رضا پهلوی) وجود دارد که تمام مشروعیت ریزشکرده از رژیم در آن انباشت شده است.
این آلترناتیو، انگیزه و افقِ روشنِ عبور را برای جامعه زنده نگهداشته است.
از طرفی نبود آلترناتیو روشن در عراق چشم انداز رژیم چنج را کور کرده بود و قدرتهای جهانی در مشارکت در پروژه رژیم چنج دچار تعلل بودند.
اما در مورد ایران، امروز قدرتهای جهانی(اسرائیل ، آمریکا، بریتانیا) نه تنها منتظر سقوط رژیم بلکه خودشان را برای آن آماده کردند.
۲/ جهان متفاوت و ایدئولوژیِ زنگزده؛ ماشین سرکوب دلار میخواهد، نه شعار!
سرکوب در عصر جدید: در جهان امروز و در سیستمهای امروزی، سرکوب مدرن با عقیده و ایدئولوژی کار نمیکند؛ با نقدینگی، جیرهخواری و امتیازات مافیایی میچرخد.
بیبولی یعنی پایان فرمانبری: سرکوبگرِ امروزِ جمهوری اسلامی (از سپاه و فراجا تا کادرهای بدنه) برای دلار، سهمیه و تضمین آینده مالی دست به جنایت میزند.
وقتی خزانه خالی شد، وقتی ترامپ تنگه را بست و اسکات بسنت شریانهای مالی را خشکاند، دلار متوقف میشود. ماشین سرکوبی که دلار دریافت نکند، حتی یک روز هم با ایدئولوژیِ ورشکسته پای کار نمیماند و شانه خالی میکند.
۳/ تفاوت ساختار بعث مرکزی با مافیای رانتی-موازی ملایان
ساختار عراق: رژیم بعث یک ساختار تکمحوری، کاملاً امنیتی-عشیرهای و خشک بود که حول شخص صدام و کادر وفادار تکریتی اداره میشد و اقتصاد برایش صرفاً ابزار توزیع کوپن بود.
اما جمهوری اسلامی یک ساختار مافیایی، هلدینگی و توزیع رانت است. حیات تمام باندهای قدرت (از بیت و سپاه تا نهادهای موازی) به ورودی جریانات مالی وابسته است.
در یک ساختار رانتی، به محض اینکه میزان مصرف و هزینهها از ورودی مالی بیشتر شود، موازنه میان باندهای مافیایی برهم میخورد. برادران قاچاقچی و باندهای سایه برای سهمِ باقیمانده به جان هم میافتند.
این همان نقطهای است که ساختار نه از بیرون، بلکه از درون دچار جفتگیریِ خونین و فروپاشیِ ملخوار میشود.
پایان بندی ـ در عراق، حکومت پول نداشت اما جامعه هم بدیل و اراده انسجامیافته نداشت؛ لذا فروپاشی سالها طول کشید.
اما در ایران، بیپولیِ رژیم متقاطع شده است با اراده ملی، وجود آلترناتیو مشروع و ماشین سرکوبی که جیرهاش قطع شده است.
وقتی شریان مالی قطع شود، حکومتهای رانتی نه در یک افق چندساله، بلکه در یک چشمبههمزدن و با سرعتی باورنکردنی فرو میریزند.
#جاویدشاه
#فوری
اختصاصی ـ همسنگران و همزرمان گرامی دایره تحلیلی ما بر اساس رصد دقیق فیزیک میدان و مهندسی معکوس پروژه رژیم چنج، تصمیم دارد بدنه نخبگانی و آحاد مبارزان جبهه #انقلاب_شیروخورشید را برای سه ماه داغ، سرنوشتساز و طوفانی پیشرو پیشاپیش آماده کند.
سرعت تحولات در سه ماه آینده به شدت شتاب گرفته و روند فروپاشی رژیم با فرکانسی نجومی به حرکت درمیآید. در این فاز حساس، باید چشمان خود را باز کنیم تا مغز اصلی بازی را دریابیم: جنگ پیشرو، یک جنگ روانی-سیاسیِ مطلق است. این نبرد استراتژیک نه تنها تا ثانیه سقوط رژیم، بلکه با شدتی مضاعف پس از سقوط ساختار نیز ادامه خواهد داشت.
فراموش نکنید که بقایای فکری فاجعه ۵۷ و جریانهای خائن به کشور، پس از دلیت شدن فیزیکی رژیم، در قالبهای جدیدی همچون کنشگر سیاسی، مجری، خبرنگار و تحلیلگر، جنگ سیاسی سنگینی را علیه منافع ملی آغاز خواهند کرد
جریانهایی که سرِ هر کدام از آنها به یک قدرت منطقهای یا جهانی وصل است تا فرآیند احیای ایران را کند کنند
پادشاه ایران، بر اساس اصول آزادی و دموکراسی، نه میتواند و نه میخواهد جلوی آزادی بیان و فعالیتهای سیاسی را بگیرد.
بنابراین، این وظیفه ملی و میهنی ماست که با آمادگی روانی، دانش چندبعدی و آگاهی فراتحلیلی به مصاف دشمنان ایران برویم.
ما باید زمین لرزان، باتلاقی و غبارآلود صحنه سیاسی ایران را که منافع ملی را تهدید میکند، به زمینی سفت، محکم و آهنین برای قدمهای استوار پادشاه رضا پهلوی تبدیل کنیم.
دکترین اساسی ما در این نبرد، شکستِ تمامعیارِ فضای فکریِ پنجاههفتی است.
تفکرات چپزده، برداشتهای غلط و رمانتیک از ساختار سیاست، نگاه بدبینانه به غرب و اسرائیل، ندانستن ظرفیتهای ژئوپولیتیک کشور و عدم درک روانشناسی تودهها، همان عوامل مهلکی بودند که در دوران آریامهر آن فاجعه بزرگ را رقم زدند
امروز وظیفه تاریخی ما این است که با کنار زدن این تومورهای فکری، حاکمیت پهلوی را با افکار عمومی و بدنه سیاسیون کشور یکپارچه و همراستا کنیم
ما باید چنان عقلانیت محض سیاسی را در جامعه تزریق کنیم که پادشاه بتواند در میزهای دیپلماسی بینالمللی، حداکثرِ حداکثرها را برای ایران محقق کند؛ و این امر، نیازمند یک ملت آگاه و سیاسیونی دانا و سیّاس است.
چیزی به ورود ما به دوران گذار نمانده است. راهبرد کلان پادشاه، سقوط نرم رژیم و گذار نرم از آن است:
۱. برای سقوط نرم: ما باید پیروزِ مطلقِ جنگ روانی باشیم؛ چرا که هدف ائتلاف (پادشاه، ترامپ و نتانیاهو) نیز همین است. سقوط یک ایدئولوژی فاشیستی اگر با جنگ روانی، سلبِ ارادهٔ پیادهنظام و شکست روانی حامیانش همراه نباشد، قطعاً سقوطی سخت و خونین خواهد بود؛ سناریویی که نه شاه ایران خواهان آن است و نه متحدان جهانی.
هر چه قدر که دانش سیاسی و آمادگی روانی ما بیشتر باشد انسان ایرانی و جوانان کمتری در روند سقوط رژیم کشته میشوند.(اهمیت موضوع را درک کنید)
۲. برای گذار نرم: ما باید پیروز چیره دستِ جنگ سیاسی باشیم. این یعنی هیچ چهره، رسانه، گروه یا حزبی نباید بتواند چتر رهبری ملی و فراجناحی پادشاه بر کل ملت را خدشهدار کند.
پادشاهیخواهان در خط مقدم این نبرد سیاسی باید با زیرکی، هوشمندی، انعطاف ساختاری و صبر استراتژیکِ بسیار بالا خود را کالیبره کنند تا هیچ جریان سهمخواهی نتواند جامعه را دچار قطببندی و جناحیگری کند.
جامعه ایران نباید به سمت هیچ جناحی غش کند. این امر نیازمند کنشگری آگاهانه و رفتار سیّاسانه ماست تا بتوانیم فقط با زبان، منطق و بدون درگیری فیزیکی، پایگاه اجتماعی جریانها و چهرههایی که به دنبال باجخواهی و سهمخواهی از سفره ایران هستند را پودر و دلیت کنیم.
از این رو فعالیت دایره تحلیلی ما چند برابر خواهد شد. امید داریم که کمبود امکانات و نیرو، ما را از این مهم باز ندارد. حمایت های شما تاکنون عامل دیدهشدن محتوای حیاتی و ضروری این صفحه بوده است.
با سپاس
#جاویدشاه
دو بیتی «سرباز شاه» تقدیم به یک ملّت که همگی سرباز شاه هستند.
به نام پهلوی هر یک به راهیم
زِ نور و خاتمِ شامِ سیاهیم
شَوَد ایران رها از بندِ اشغال
که یک ملّت همه سربازِ شاهیم
#پاينده_ایران#جاویدشاه
رژیم در یک سقوطِ آزادِ فیزیکی است؛
چه بمبی رد و بدل بشود و چه نشود
رژیم ملایان در حال تبخیر شدن است.
بنابراین چرخدندهای پروژه رژیم چنج که جلوی چشمتان در حال چرخیدن هستند را ببینید نه هیاهوی رسانهها را
خروجی نهاییِ پروژه، خفگیِ کامل رژیم است
پادشاه کارتِ ملتِ ایران را در دست دارد
نتانیاهو کارتِ موساد و IDF را
و ترامپ کارتِ اسکات بسنت و محاصرهٔ دریایی را
ملت در خیابان راهِ بقای رژیم را بسته
موساد در بدنهٔ رژیم نفوذ را قفل کرده
و ترامپ در حسابهای بانکی و شریانِ مالیشان را دلیت کرده است
سپیدهدمِ پیروزی نزدیک است
#جاویدشاه
#فوری
🚨 اختصاصی ـ در آستانه سقوط جمهوری اسلامی و بازگشت رضاشاه دوم به کشور یک پروژه کثیف و نفوذ ادراکی، با هدف انهدام نماد تداوم ملی از طریق دوگانهسازی حقوقی شروع به کار کرده است:
کمپین کثیف «نگویید پادشاه؛ بگویید رهبر انقلاب»
هشدار به تمام نیروهای جبهه پادشاهی پهلوی
پنجاهوهفتیها نبرد اصلی را از جنگ خیابانی
به جنگ شناختی و ادراکی (مفهومی) کشاندهاند.
ساخت کمپین، تدوین و انتشار متون استدلالی و ترویج این ادعای واهی که (رضاشاه دوم تا پیش از سوگند قانونی، پادشاه نیست و صرفا رهبر انقلاب است، یک سوءتفاهم ساده حقوقی نیست؛
این یک خنجر ادراکی از پشت، برای انباشتزدایی از اقتدار نمادین و قطبیسازی نیروهای مبارز است.
زمان برخورد بیرحمانه فرا رسیده است
۱/ کالبدشکافی عملیات نفوذ:
طراحان این پروژه با خباثت آگاهانه، در حال تقلیل دادن یک نهاد چند هزارساله به یک فرم حقوقی صوری هستند.
پاسخ فلسفی و تاریخی ما قاطع و آسیبناپذیر است:
نهاد پادشاهی، یک سنت جاریِ تاریخی است، نه یک قراردادِ اعتباریِ صوری
یعنی چی ؟
یعنی قانون اساسی مشروطه و مجلس و سوگند خالقِ پادشاهی در ایران نبودهاند، بلکه تنها ناظم و بازخوانِ یک حقیقتِ تمدنی بودند که هزاران سال پیش از پیدایش حقوق مدرن وجود داشته است.
قاعدهی گسستناپذیر پادشاه مرد، زنده باد پادشاه:
در سنت سیاسی ایران، تداوم پادشاهی لحظهای قطع نمیشود. با درگذشت پادشاه پیشین، پادشاه بعدی قائمبهذات و بر اساس سنت تاریخی پادشاه است.
مغلطهی سوگند:
سوگند پادشاهی، علتِ ایجادی (خالقِ پادشاهی) نیست؛ بلکه علتِ إعلانی (آغاز رسمیِ اعمال قدرت اجرایی در صورت استقرار ساختاری) است.
منقطع دانستن پادشاهی به بهانهی عدم ادای سوگند، نادانیِ محض یا خباثتِ سازمانی است.
۲/ تفکیک آزادی فردی از جنگ شناختی
مرز میان رفتار فردی و پروژهی نفوذ باید با شمشیر تحلیل جدا شود:
سطح فردی (آزاد):
هر شهروندی در ادبیات روزمره آزاد است بگوید شاهزاده، آقای پهلوی یا پادشاه. تکثر گفتاری حق جامعه است.
سطح کمپینسازی (پروژه نفوذ):
اما زمانی که جریانی اقدام به دستگاهسازی مفهومی، نگارش مقاله، و راهاندازی کمپین میکند تا اثبات کند ایشان پادشاه نیست، موضوع از مرز ادبیات فردی عبور کرده و مستقیماً وارد فاز عملیات روانشناختیِ سازمانیافته شده است.
۳/ اهداف سهگانهی اتاق عملیات چپ از این دوگانهسازی
مشروعیتزدایی از مرجعیت پهلوی
تبدیل نماد تداوم ملی به یک رهبر موقت
ایجاد دوگانهی ساختگی و قطبیسازی کاذب میان عنوان (رهبر انقلاب شیر وخورشید) و (پادشاه)، جهت فرسایش توان رزمی مبارزان در جنگهای داخلی.
قطع پیوند تاریخی و گسستن زنجیره تداوم میان گذشته، حال و آیندهی ایران
۴/ چرایی تواضع شخصِ پادشاه و مسئولیت ملی ما
در کنار تمام ادلههای تاریخی و حقوقی، یک پرسش ادراکی کلیدی وجود دارد:
چرا پادشاه رضا پهلوی اصرار بر پادشاه خطاب شدن خود نمیکند؟
و چرا وظیفه ماست که به همه گوشزد کنیم او پادشاه است نه شاهزاده؟
در سریال معروف بازی تاج و تخت، شخصیت جافری براتیون مدام با صدای بلند تکرار میکرد:
من پادشاهم! من پادشاهم! (!I am the King)
هر بار که این جمله را تکرار میکرد، پاسخ تیریون لنیستر تیز و بیرحمانه بود:
هر کس که مجبور باشد بگوید "من پادشاهم"، پادشاه واقعی نیست.
(Any man who must say, 'I am the King', is no true king)
این دیالوگ، حقیقت عمیقی را فاش میکند:
پادشاه واقعی نیازی ندارد که مدام عنوان خود را فریاد بزند.
پادشاه رضا پهلوی دقیقاً همین شخصیت است.
او هرگز در هیچ سخنرانی، مصاحبه یا بیانیهای نگفته من پادشاهم یا من باید پادشاه باشم.
او حتی وقتی میلیونها ایرانی فریاد میزنند King Reza Pahlavi، با تواضع و آرامش پاسخ میدهد که من فقط یک خدمتگزار ملت هستم.
او میداند که پادشاهی واقعی، در قلب و ذهن مردم است، نه در تکرار یک کلمه.
به همین دلیل، این وظیفه ماست که او را پادشاه خطاب کنیم. نه برای خوشایند او، بلکه برای احترام به تاریخ، به نماد وحدت ملی، و به مردی که بدون ادعا و بدون اصرار، بزرگترین امید این ملت شده است.
هرگاه کسی بگوید او که خودش را پادشاه نمیداند!، جواب شلاقی ما این است:
دقیقاً به همین دلیل او پادشاه واقعی است.
در نهایت، قدرت پادشاه ناشی از قدرت ملت است. پس پادشاه خطاب کردن ایشان، یعنی قدرتنمایی از سوی ملت.
ضمنا از خودتان بپرسید رژیم جمهوری اسلامی و تمام پنجاهوهفتیها از کدام عنوان بیشتر عصبانی میشوند؟
شاه یا شاهزاده؟
نکته: این کمپین تازه شروع به کار کرده است
هر اکانتی را که دیدید این کمپین را گسترش میدهد بلاک کنید و اکانتش را زیر همین پست بگذارید تا دیگران هم آگاه شوند
#جاویدشاه
📌۲۲ امرداد:🇺🇸🇮🇱
سه پترن از لئون:
۱-پرزیدنت دانلد #Trump, تنها راه پیروزی شما در انتخابات میان-دوره کنگره،سقوط رژیم ایران است!
۲-کینگ بی بی #Netanyahu, تنها راه
پیروزی شما در انتخابات سراسری اسرائیل،سقوط رژیم ایران است!
۳-دو مورد ذکر شده،فقط زمانی نتیجه درست میدهند،که قبل از حذف رژیم،جایگزین(آلترنتیو)،
مشخص و مذاکره و متحد و تجهیز شود،و اکنون به این نتیجه میرسیم که تنها راه پیروزی راست گرایان اسرائیل و امریکا،سقوط رژیم و بازگشت #رضاشاه_دوم به عنوان شاه به ایران است! پارتیزان ها را مسلح کنید تا از خود دفاع کنند.رونالد ریگان باشید جناب پرزیدنت.ملت ایران دوستان واقعی شما هستند،نه پیمان مکه!!!
دوستان چرا بعضیا اینقدر شکر میخورن؟
این باوری که بعضیا به آخوند دارند
اگه آخوند خودش به خودش داشت
ادعای خدایی میکرد چرا ادعای آخوندی بکنه خب؟
معادله ساده است:
شاه گفت: تضعیف حداکثری + ریزش حداکثری
رژیم رو یک بدن تصور کنید
پول فروش نفت رو هم کالری
و حساب هاش رو هم پروتئین
حالا این کالری و پروتئین کاملا از ۹ اسفند قطع شده
این یعنی نه تنها عضله و انرژی جدید دریافت نکرده بلکه همون میزان عضله و چربی هم که داشت(نیرو و پیاده نظام برای سرکوب) رو از دست داده تا حدود زیادی(ریزش حداکثری)
تازه داره خودشو نشون میده و دو ماهه دیگه با یک بدن نحیف و ضعیف روبرو خواهید شد
دریافتی کالری و پروتئین این بدن حداقل ۹۰ برابر کاهش پیدا کرده
حالا اگه مشت بزنه(سرکوب کنه) همون زوری رو وارد میکنه که قبل قطع جیره غذاییش داشت ؟
میتونه همون آسیبی رو بزنه که قبلش زد؟
کسانی که باورشان به آخوند و بقای او بیشتر از باورشان به استراتژی شاه و ضربههای ائتلافه؛
اصن چرا اینور وایستادن؟
خب برن طرف آخوند دیگه
#جاویدشاه
#فوری
اختصاصی ـ ترامپ دروغ نمیگوید؛ رژیم واقعا بی پول شده است
اگر میخواهید بدانید خزانه رژیم چطور به استخوان
رسیده، این ۴ دلیل غیرقابلانکار را بخوانید:
آنهایی که میگویند رژیم هنوز پول دارد، آناتومی سقوط اقتصادی را نمیشناسند. اثرات فلجکننده بیپولی ناگهانی رخ نمیدهد؛ این بحران لایهبهلایه عمیقتر شده و از شهریورماه اثرات ویرانگر و ملموس خود را در کف خیابان و ساختار بوروکراتیک دولت نشان خواهد داد.
۱/ قفل شدن شریان نفتی؛ مسدودی حسابهای شرکت ملی نفت توسط بانک دولتی!
وقتی یک رژیم نفتی به نقطهای میرسد که بانک دولتی صنعت و معدن حسابهای شرکت ملی نفت را مسدود میکند، یعنی خط قرمز نهایی رد شده است.
در هیچ سیستم اقتصادی نرمالی یک بانک دولتی دست روی حساب اصلیترین منبع درآمدی کشور نمیگذارد؛ مگر اینکه ناترازی و بیپولی به حدی رسیده باشد که ارکان درونی حاکمیت برای نقدینگی خرد خود، به جان یکدیگر افتاده باشند. شرکت ملی نفت دیگر پولی ندارد که حتی بدهیهای درونیاش را تسویه کند.
۲/ قربانی کردن ۵ میلیون بازنشسته؛ اولین نشانه سقوط ساختاری
یک قاعده تاریخی در رژیمهای مفلوک وجود دارد:
وقتی پول تمام میشود، اول صف مستمریبگیران و خدمات عمومی قطع میشود تا هزینههای سرکوب تامین شود.
اعتراف رسمی اکبر قربانی (دبیر خانه کارگر) مبنی بر ناتوانی سازمان تامین اجتماعی در پرداخت مستمری ۵ میلیون بازنشسته و ازکارافتاده و عجز در پرداخت مطالبات داروخانهها و بیمارستانها، خبر از یک فاجعه میدهد.
رژیم حتی قدرت تامین وامهای بانکی با بهره بالا برای پوشش این کسری را ندارد. وقتی حکومت از دادن حقوق بازنشسته عاجز شد، یعنی خزانه رسماً خالی است.
۳/ شوک انتحاری بنزین؛ دستاندازی مستقیم به جیب مردم
تصمیم برای گران کردن چند برابری قیمت بنزین در این شرایط امنیتی حاد، یک تصمیم عقلانی یا کارشناسی نیست؛ یک شوک انتحاری از روی استیصال است.
حکومتی که ادعا میکرد صادرات نفت دارد و مبالغ میلیاردی وارد کشور میکند، حالا برای تامین هزینههای جاری و روزمره خود ناچار شده دست در جیب مردم کند. گران کردن چندبرابری بنزین در حکومت نفتی، آخرین تیر ترکش خزانهای است که ته کشیده است.
۴/ فراخوان و بازگشت مالهکشان صادراتی؛ تعطیلی شعبههای خارج از کشور
بازگشت سراسیمه و ناگهانی چهرههای اصلاحطلب، خونشور و مهرههای صادراتی از خارج به داخل کشور، نشانهای عمیق از خشک شدن سرچشمههای مالی است.
رژیم دیگر بودجه و ارز کافی برای تامین مالی شبکه نفوذ، رسانهها و صادراتیهای خارجنشین خود را ندارد.
پایان بندی ـ توییت ترامپ و تاکید او بر بیپولی و تورم ۳۰۰ درصدی یک بلوف سیاسی نیست؛ یک ارزیابی دقیق از خزانهای است که به صفر رسیده.
رژیم شاید بتواند با ماشین سانسور اخبار را پنهان کند، اما در شش ماه دوم سال، واقعیتِ خزانه خالی با قطع خدمات، جهش قیمتها و فروپاشی شریانهای خدماتی، خود را به کل جامعه دیکته خواهد کرد.
#جاویدشاه