این هفته خبر گم شدن چندین دختر در شبکههای اجتماعی پیچیده. یکی از اون دخترها مبینا محمدعلی پورثانی، ۱۹ ساله از اسلام شهر تهران هست.
اگر از این دختر خبر دارین با پدرش تماس بگیرید:
۰۹۱۹۶۳۰۲۳۲۰
یکی از معایب بچه آخر بودن اینه که حتی ۱۰۰ سالتم بشه، کلی علم و دانشم کسب کنی، باز خانواده جدیت نمیگیرن و اگه بهشون پیشنهاد انجام کاری رو بدی، از این گوش میدن تو از اون یکی میدن بیرون. ولی کافیه بچه اول یه چیزی بگه، میشه آیه قرآن! 😒
تو اینستا یه سری دوست قدیم مدرسه و دانشگاه که سلطنتی شدن یه جوری استوری میذارن و شاکی که انگار هرکی مخالف سلطنت و جنگه طرفدار جا هست و توضیح میدن چقدر جا بده!
من فکر کردم دیگه از این فاز گذر کردیم ولی مثکه نه، هربار با نفس عمیق از استوری این عزیزان عبور میکنم فقط…
امروز تولد عباس کیارستمی بود. عاشق شمارهی یک آقای کیارستمی ۱۶۶ روزه که در کنار ما نیست. توتبگ قشنگ و نازش، که عکس ایشون روش چاپ شده بود، ۱۶۶ روزه که یک گوشه افتاده؛ روش خیلی حساس بود و دلش میخواست توی همهی عکسها مشخص باشه.
#رها_بهلولیپور
بیش از ۳ هزار نفر بازداشت شدهاند؛ بسیاریشان زیر سایهی تهدید و سرکوب، بینام و بیصدا ماندهاند.
نامهایی که منتشر نشده، جانهاییاند که در سکوت به گروگان گرفته شدهاند.
حرف زدن از بازداشتیها و جانِ اسیرِ ما و عزیزان در خطر اعدام باید اولویت این روزهای رسانهها و تایملاینها باشه.
از اونجایی که کائنات با این جغرافیا مشکل داره، حالا که بخشی از ملت ایران مخالف تیم ملیان، اینطور داره نتیجه میگیره؛ اگه علاقه به تیم ملی مثل سال ۷۶ بود، الان ایران چهارتا گل از بلژیک خوردهبود و تا صبح باید زیرزبونی میخوردی که سکته نکنی.
دنیا راد میدونست عکس یه املت خوردن ساده چیزی رو حل نمیکنه و براش عواقب داره. نتیجه: روزانه هزاران زن اون تصویر رو عادی زندگی میکنن.
پرستو احمدی میدونست که بابت کنسرتش مجازات میشه. دقیقا در راستای مبارزه مدنی گام برداشت. شلاق تلخی که اون میخوره خبر از استیج زنان در آینده داره.
تهمینه منزوی، عکاس و هنرمند مستند ایرانی، سالها دوربینش را به سوی بخشهایی از جامعه گرفت که حکومت و جامعه ترجیح میدهند نبینند: زنان حاشیهنشین، بیخانمانی، اعتیاد، فقر، زخم، تنهایی و کرامت انسانهایی که از روایت رسمی حذف شدهاند.
حالا نام او با «کنسرت کاروانسرا»ی پرستو احمدی هم گره خورده است؛ اجرایی که در آن یک زن آواز خواند، بدون حجاب اجباری، برای مردمی که دوستشان داشت.
طبق گزارش ایرانوایر، تهمینه منزوی عکاس این کنسرت بود و نوشته است نتیجه آنهمه زیبایی برای او و دیگر اعضای گروه شد: ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری، و دو سال ممنوعیت خروج از کشور.
این فقط مجازات یک خواننده و گروه نوازندگان ان یا یک عکاس نیست. این مجازات هنر است. مجازات شکستن زنجیرها است. مجازات ثبت کردن لحظهای است که یک زن تصمیم گرفت صدایش را بلند کند.
جمهوری اسلامی نه فقط از زنی که میخواند میترسد، بلکه از زنی که دوربین به دست میگیرد و آن لحظه آزادی را برای حافظه مردم ثبت میکند هم میترسد، از نوازندگانی که با او همراهی می کنند هم وحشت دارد.
تهمینه منزوی نشان میدهد که گاهی مقاومت یعنی دیدن، ثبت کردن، و اجازه ندادن به حکومت که زیبایی، صدا و حقیقت را دفن کند.
#تهمینه_منزوی
#پرستو_احمدی
#زن_زندگی_آزادی
وقتی میفهمن تو خونمون من آشپزی نمیکنم و پارتنرم امور غذایی رو به عهده داره با تعجب میگن مگه میشه؟ یعنی تو اصلا بلد نیستی؟؟
آقا جان من متنفرم از آشپزی، عوضش کارای دیگهی خونه با منه…
حالا اگه پارتنرم اینو میگفت احتمالا کسی تعجب نمیکرد، ولی از زن همه انتظار دارن آشپزی بلد باشه!
@2005Pone2005 ببین خیلی رو روال طبیعی کارها تقسیم شدن… من آشپزی دوست ندارم ولی پارتنرم دوست داره. آشپزی و خرید آذوقه با اونه، تمیزکاریها و مرتب کردنا با من…
هرچه زودتر ما ایرانیان متوجه شویم که نه امام زمانی میآید سوار بر اسب سفید و نه منجیای با پهپاد سیاه، زودتر به سمت سرمنزل مقصود حرکت خواهیم کرد.
ایران متعلق به همه است: از مذهبی تا سکولار، جمهوریخواه تا پادشاهیخواه و اصلاحطلب تا برانداز.
باید طرحی نو در اندازیم.
هفتم ژانویه بود که بهم پیام داد «این قضیه بیستونه، سی روز دیگه تمومه. ما چه بخوایم چه نخوایم، آمریکا تصمیم خودش رو گرفته و پهلوی قراره به قدرت برسه. تو هم برای آینده خودت که شده باهاش مخالفت نکن.» بهش گفتم من فعال حقوق بشرم و اینکه کجا بایستم به اینکه آمریکا برای ما چی خواسته یا چه کسی قراره به قدرت برسه ربطی نداره.
حالا که چند ماه گذشته، بیشتر از همیشه فکر میکنم آدم باید جایی بایسته که فکر میکنه بهش تعلق داره، جایی که با ارزشهاش سازگاره، نه بر اساس اینکه دیگران برای ما چه تصمیمی گرفتن یا شرطبندی روی اینکه چه کسی قراره به قدرت برسه.
حالا بماند که برای چنین پیشبینیهایی هم حداقل باید دانش و درک درستی از مناسبات قدرت داشت، نه اینکه دل به پروپاگاندا داده باشی و اسمش را تحلیل سیاسی بذاری.
حکومت یک عمر از خون کشتهشدگان جنگ ایران و عراق استفاده ابزاری کرد. به هر چیزی اعتراض کردیم، گفتند خون شهدا پایمال شد! از گشت ارشاد و حجاب اجباری گرفته تا فساد و ناکارآمدی، همیشه خون شهدا را سپر کردند تا همه را ساکت کنند. حالا خون کشتهشدگان اعتراضات دیماه هم به همان سرنوشت دچار شده، ابزاری برای ایجاد خفقان، بستن دهان منتقدان و فرار از پاسخگویی. واقعا شرمآوره که خون این افراد، بهجای آنکه مطالبهگر حقیقت و عدالت باشد، به ابزاری برای جلوگیری از پرسشگری و مصون کردن عدهای از نقد و پاسخگویی تبدیل شده …
#دیماه_خونین
#زن_زندگی_آزادی