نکتهای که کسی توجه نمیکنه: ما هیچکس رو واقعاً تجربه نمیکنیم. نور میخوره به طرف مقابل، میاد از چشم وارد میشه و داخل مغز تصویرسازی میکنم، که چشم و مغز میتونن تحریفش کنن.
یه نسخه از طرف مقابل رو بازسازی و تجربه میکنیم. یعنی رفتاری که با هرکس داریم، قبلش و در اصل با خودمونه.
از فمنیسم خوشم نمیاد، چون میگه واسه عشق چورتکه بیار، که ۵۰٪ از اموال مرد، مال زنشه. این قوانین حقیرانه، در مورد زنی که من میشناسم و باید دنیا رو باید به پاش داد، کاربردی نداره.
کصخلهای بیدرایت چقدر زندگی باهاتون کسلکننده و حوصله سربره. ذوق و شوق رو در آدم میکشید.
من ماه و ستاره درمیاد خوشحال میشم. یه باد خنک میخوره به صورتم ذوق میکنم. بعد شما برف و بارونم به کیرتونه. قرمساق از آسمون داره آب میاد میفهمی؟ چرا عادیه واستون؟
عصبانیت چه پدیده جالبیه
در یک لحظه با یه محرک کوچیک آمپر احساساتت میتونه اونقدر بالا بره که برای مدت (کوتاه)ی موضع و حست به «همه» مسائل زندگیت عوض میشه.
چند دقیقه بعد اون حالت عین یه نمودار نزولی میاد پایین، پایین و پایینتر..
میشی همونی که قبلش بودی
روند قابل تاملیه