این روزها و شبها اینجوریه که
داری توی خیابون راه میری، یهو گریهات میگیره!
داری غذا درست میکنی، یهو گریهات میگیره!
داری با بچهها بازی میکنی، یهو گریهات میگیره!
یه غم سنگین و یه بغض خفهکننده سایه انداخته روی تکتک لحظات زندگی…
ما در شب اول محرم به یاد شما برای اباعبدالله اشک ریختیم و سینه زدیم، شما هم مارو نزد سیدالشهدا یاد کنید…
چقدر جای شما که نه، جای ما پیش شما خالیست آقاجان