“If you’re watching this, it means I’m not around anymore.”
Pouria Hamidi, a young Iranian, died by suicide on Friday after learning that President Trump would pursue negotiations with the Iranian regime.
Before taking his own life, Hamidi recorded a final message:
“Making a deal with this regime is a betrayal of all those who were killed.
Please… I beg you… stop this deal.”
یعنی هنوز اینو نمیتونم هضم کنم.
اسرائیل «اجنبی» توی جنگ ۱۲روزه، قبل از زدن هر هدفی اطلاعیه و هشدار پخش میکرد با مختصات و نقشه و... که تا حد ممکن غیرنظامیها آسیب نبینن؛ با اینکه همین هشدارها عملیات رو لو میداد، ریسک رو برای نیروهای خودش بالا میبرد، ضمن اینکه ارتش اسرائیل مسئولیت اولش حفظ جان اسرائیلیهاست نه ایرانیها.
اونوقت جمهوری اسلامی «غیر اجنبی» با تیر جنگی و سلاح سنگین مستقیم مردم غیرنظامی رو گرفته به رگبار، هدفگیری سر و سینه به قصد کشت و حداکثر تلفات، و نه فقط اهداف خاصی بلکه همه، بدون هیچ ترحمی؛ پیر، جوان، بچه، کسایی که اصلا داشتن فرار میکردن، مجروحهایی که روی زمین افتاده بودن، آدمهایی که میومدن به این مجروحها کمک کنن، کسایی که مصدومها رو میبردن بیمارستان،... همه از دم، بگیر برو تا حتی پزشکهایی که این مجروحها رو مداوا میکردن که میخوان اعدام کنن.
برای ما که با فاصله شش ماه، فرق «اجنبی» و «غیراجنبی»تون رو هم دیدیم، هضم این وقاحت غیرممکنه که چطور فکر میکنی میتونی مردم رو از «اجنبی» و «بیگانه» بترسونی؛ اونم وقتی هنوز پیادهرو ها از خونی که «غیر اجنبی» ریخته سرخه، وقتی جسد قربانیانتون هنوز دفن نشده، و وقتی از دستهای «غیراجنبی»تون خون میچکه.
#R2PforIran #IranMassacre
حسین همدانی، سردار کشتهشده ج.ا. در سوریه میگوید،
قرار بود از سوریه بازگردد اما علی خامنهای گفت سوریه مثل مریضی میماند که خودش نمیداند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمیرود، شما باید ببریدش. دکتر که برود میگوید دارو نمیخواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمیرود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید، دارو را نمیخورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشد.
بازخوانی این خاطره در این روزها ما را به نتیجه مهلکی میرساند.
اسد قصد مقاومت و ادامه کشتار مردم را نداشت. معنی جملاتی که همدانی از خامنهای نقل میکند این است که آن جنایتهایی که در کشتار مردم سوریه دیده شد، تمامی به دستور علی خامنهای انجام شده.
ایده اصلی خامنهای در حکمرانی، کشتار تا هرجایی است که احساس نیاز شود.
چرا کسی از ایرانیها دفاع نمیکند؟
سم هریس، فیلسوف و نویسنده آمریکایی، در این ویدیو یک سؤال ساده اما آزاردهنده مطرح میکند.
چرا وقتی یک حکومت اسلامی هزاران نفر از شهروندان خودش را میکشد، جهانِ مدعی حقوق بشر تقریباً هیچ واکنش جدیای نشان نمیدهد؟
او میگوید طبق برخی برآوردها، بین ۱۲ تا ۱۶ هزار معترض در ایران کشته شدهاند.
اما خبری از کمپینهای بزرگ دانشگاهی، موجهای حمایتی سلبریتیها یا پوشش پررنگ رسانهای نیست. همانهایی که همیشه آمادهاند درباره حقوق زنان، اقلیتها و مسلمانان تحت ستم حرف بزنند، اینجا ناگهان ساکت میشوند.
به نظر هریس، مسئله کمبود اطلاعات نیست. مسئله استاندارد دوگانه اخلاقی است.
وقتی مسلمانها توسط یک حکومت اسلامی سرکوب میشوند، بخش بزرگی از جریان چپ غربی نمیداند چطور باید واکنش نشان دهد، چون نقد صریح این وضعیت به معنای نقد یک نظام دینی اسلامی است و این برایشان هزینهدار است.
او صریح میگوید اگر مسلمانان، مسلمانان دیگر را بکشند یا شکنجه کنند، حساسیت اخلاقی چندانی شکل نمیگیرد.
اما اگر پای اسرائیل یا یهودیان در میان باشد، حتی در پیچیدهترین شرایط، فوراً وضعیت اضطراری اخلاقی اعلام میشود.
هریس تأکید میکند این بیتفاوتی فقط محدود به ایران نیست. سوریه، یمن و سودان هم تقریباً از رادار اخلاقی رسانهها و فعالان غربی حذف شدهاند.
به گفته او، این سکوت در آینده بسیار بد قضاوت خواهد شد.
در بخش سیاسیتر بحث، هریس میگوید غرب باید خیلی زودتر کنار مردم ایران میایستاد و از تغییر رژیم حمایت میکرد.
او این وضعیت را یک شکست دوحزبی در سیاست خارجی آمریکا میداند و معتقد است دولتهای مختلف، با وجود اختلافاتشان، در عمل مردم ایران را تنها گذاشتهاند.
جمعبندی او روشن است.
مسئله فقط ایران نیست. مسئله ورشکستگی اخلاقی کسانی است که از حقوق بشر به عنوان یک ارزش جهانی حرف میزنند، اما فقط زمانی که با چارچوب فکری و سیاسیشان سازگار باشد.
@samhariss
https://t.co/dU6CVrvCcO
بله، من خائن به علی خامنهای هستم، چون علی خامنهای جنایتکار خائن به ایران و مردمش است.
از تبلیغات رایگان و گسترده سپاسگزارم.
بار بعد از نسخهی بهتری از هوشمصنوعی استفاده کنید.
بیایید این دروغ را با ریاضی نابود کنیم.
میگویند رژیم ایران «نمیتوانسته» ۳۶ هزار نفر را بکشد.
فقط تهران حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون جمعیت دارد.
اصفهان حدود ۴ میلیون.
مشهد حدود ۳ میلیون.
تبریز حدود ۲ میلیون.
دهها شهر دیگر با جمعیت میلیونی.
سردخانهها آنقدر پُر هستند که مقامات مجبور شدهاند اجساد را در کامیونهای یخچالدار حمل گوشت و کانتینرهای بزرگ نگه دارند.
حتی شهرهای کوچک ایران هم از کشته شدن دهها یا صدها نفر خبر میدهند.
حالا این را در ۲۰ تا ۳۰ شهر بزرگ ضرب کنید.
نتیجه روشن است: آمار واقعی کشتهشدگان در ایران بسیار بیشتر از چیزی است که گزارش میشود.
این جنگ نبود.
این کشتار مردم بیسلاح توسط یک رژیم بود؛ در عرض چند روز، نه چند سال.
هر کسی که هنوز وانمود میکند خلاف این است، گیج نشده.
او همدست جنایتکاران است
آمریکا تو جنگ کره هم نباید دخالت میکرد و باید میذاشت خود مردم کره حلش کنن. حالا اگه دیگه کشور آزاد کره جنوبی وجود نداشت و بهجاش یه کره شمالی واحد داشتیم هم هیچ ایرادی نداشت.
با دستان بسته کشته شده.
باید بپذیریم که آنها که در مقابل ما ایستادهاند از جنس انسان نیستند.
ترمیم ایران، نیازمند یک جراحی بزرگ است. نسل این وحوش را باید منقرض کرد.
جنگ بد است؟ کشتههای فراوان دارد؟ کشور ویران میشود؟ خطر امنیتی برای کشور ایجاد میکند؟
بسیار خب. جلوی جنگ را بگیرید. کارزاری به راه بیاندازید و از ج.ا. بخواهید گفتگو با شاهزاده رضا پهلوی برای واگذاری قدرت و انجام رفراندوم را آغاز کند.
ممانعت از جنگ راه حل سادهای دارد. از برکناری خامنهای سخن بگویید اگر نگران ایران و مردمش هستید؟
تجربه عراق و افغانستان را به رخمان میکشید؟ همین را به علی خامنهای و دولتش بگویید.
سالها کتاب ورق زدید و نان سخن گفتن از کرامت انسان و حقوق بشر را خوردید.
اما به همین اندازه هم نمیفهمید که در چنین نقطهای باید برای کنار زدن حاکمان بکوشید نه ملامت مردمان.
من در ظرفیت حرفهایام هرگز حامی هیچ چهره سیاسی خاصی نبودهام و آگاهانه کوشیدهام چنین بمانم. بهایش را هم دادهام؛ از همه طرفها هم نقد شدهام و هم ستایش. درباره رضا پهلوی نیز همین بوده. میدانم همسرش از من دلخور است، برخی اطرافیانش به من بدبیناند و خود او تاکنون به درخواستهای مصاحبهام پاسخ مثبت نداده. اما هیچکدام از اینها مجوز بستن چشم بر واقعیت نیست، و نه توجیه بغض و کینه.
نفرت، عقل را معیوب میکند. دیروز میگفتند توان رهبری ندارد، حمایتها ساختگی است و اگر راست میگوید فراخوان بدهد. امروز که میلیونها نفر به میدان آمدهاند، همانها میگویند برنامه ندارد و مسئول جان کسانی است که جمهوری اسلامی قتلعام کرده. این وارونگی اخلاقی حیرتانگیز و شرمآور است.
با او مخالف باشید، حقتان است. نقد کنید، سؤال بپرسید، حتی ردش کنید. اما وقتی خصومت شخصی یا ایدئولوژیک شما را به جایی میرساند که جنایتکار را تطهیر و قربانی و نماد اعتراض را متهم میکنید، دیگر نامش نقد نیست؛ ایستادن آگاهانه در جبهه شر است.
اگر برای این سلاخی حکومت، هنوز در پی مقصران دیگرید، شما ناظر بیطرف نیستید، دنبال زیربغل مارید. شما در پاک کردن صورت مسئله و تبرئهٔ قدرت شریکید. اینها در حافظهٔ جمعی باقی میمانند.