بسم الله الرحمن الرحیم
«أُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» (قرآن کریم)
با حکمت و اندرز نیکو، مردم را به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوهای نیکوتر گفتگو و استدلال نما.
در پیوند به اتفاقات تلخ و تأسف بار روزهای اخیر در هرات، بهویژه شهرک جبرئیل، و برخی رویدادهای مرتبط در کابل، لازم میدانم نکاتی را با مردم شریف و مؤمن افغانستان و نیز مسئولان عالیرتبه امارت اسلامی افغانستان در میان بگذارم:
۱. جایگاه امر به معروف و ضرورت رعایت حکمت و مدارا؛
بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست که «امر به معروف و نهی از منکر» از فرایض بزرگ الهی و از آموزههای اساسی دین مبین اسلام است؛ فریضهای که ندر فقه اسلامی، اعم از شیعه و سنی، جایگاهی والا داشته و همانند نماز، روزه و سایر واجبات دینی مورد اهتمام مسلمانان بوده است. مردم مسلمان افغانستان نیز به دینداری، پایبندی به ارزشهای اسلامی و علاقمندی عمیق به شعائر دینی در جهان اسلام شهرهاند و همواره با ایمان به خداوند متعال عاشقانه و خالصانه به تکالیف شرعی خویش عمل کردهاند.
تحولات اجتماعی و فرهنگی دهه های اخیر بر اثر تغییرات نسلی و پیشرفت تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطاتی باعث تفاوت در شیوه های رفتاری و تربیتی جامعه، مخصوصا نسل گردیده است که سطح فهم و برداشت از اصول و فروع احکام اسلامی را در میان اقشار مختلف جامعه دگرگون و چه بسا زمینه های سوء تفاهم و برداشت را باعث شده است.
فلذا نیاز است شیوه ها و مکانیزم های تطبیق اصل اسلامی « امر به معروف و نهی از منکر» هم به همان تناسب باید مبتکرانه و با در نظرداشت پیچیدگی های اجتماعی و فرهنگی جدید صورت گیرد.
بنابراین برخوردهای خشونت آمیز و خارج از تدبیر، حکمت و مصلحت دینی در جریان تطبیق برنامههای امر به معروف و نی از منکر در ولایت هرات، بهویژه در شهرک جبرئیل که باعث زخمی شدن شماری از مردم گردیده، موجب تأسف و تأثر است.
علاوه بر آن چنین رفتارهایی خلاف روح مدارا، حکمت و موعظه حسنهای است که قرآن کریم و سیره پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان دینی بر آن تأکید فرموده اند.
در فقه اسلامی، چه در فقه جعفری و چه در فقه حنفی، امر به معروف و نهی از منکر دارای مراتب، شرایط و ضوابطی مشخص بوده که مهمترین هدف آن اصلاح جامعه در مسیر الهی است. بدون شک مقدم بر هرگونه اقدام؛ اطمینان از اثرگذاری آن و نفی هرگونه فتنه و مفسده در جامعه اسلامی است.
یقینا هرگونه رفتاری که باعث سوء استفاده دشمنان و فاصله گرفتن مردم از نظام اسلامی شده و زمینه تبلیغات منفی و جنگ روانی علیه نظام اسلامی را فراهم ساخته و تضعیف آن را در پی داشته باشد با روح حاکم بر محتوا و ماهیت اصل اسلامی « امر به معروف و نهی از منکر» منافات دارد.
۲. خطاب به مردم شریف و مؤمن جامعه هزاره و شیعه افغانستان؛
مردم شریف افغانستان عموماً و جامعه متدین هزاره و شیعه خصوصاً، همواره خود را متعهد به ارزشهای اسلامی، دینی و ملی دانستهاند و سهم بزرگ و انکارناپذیر آنان در جهاد، مقاومت و مبارزه علیه اشغال و الحاد، گواه روشن این حقیقت است.
جامعه هزاره و شیعیان افغانستان «امر به معروف و نهی از منکر» را از اصول مسلم اسلامی دانسته و به آن باور و التزام عملی دارند. با این حال با توجه به تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی در میان نسل جوان و تلاش دشمنان برای ترویج فساد و خلق فتنه در جامعه اسلامی، ضرور است که همه دلسوزان جامعه مخصوصا علما و شخصیت های متنفذ و تاثیر گذار در میان مردم در زمینه رعایت کلیه شئون اسلامی همچون حفظ حجاب، اخلاق اسلامی و … در میان مردم و مخصوصا نسل جوان اهتمام ورزند.
امروز دشمنان افغانستان در کمیناند تا از هر حادثه و اختلاف برای ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت و نهایتا تبدیل افغانستان به جغرافیای بی ثباتی وجنگ داخلی بهره برداری کنند.
صدور اعلامیههای مشکوک بدون نام و آدرس در روز های اخیر و دعوت از مردم برای تظاهرات، تحریک احساسات عمومی و تلاش برای دامنزدن به اختلافات مذهبی و قومی، بخشی از همین پروژه خطرناک دشمنان مردم افغانستان است. مردم ما باید با هوشیاری، بصیرت و درایت، هر صدایی را که در صدد ایجاد تقابل و بحرانآفرینی در کشور است، صدای دشمنان صلح، آرامش و امنیت مردم دانسته و از اشتراک در هر تجمع غیرقانونی در روزهای آینده اجتناب نمایند.
در پنج سال گذشته، سیاست عمومی مردم هزاره و شیعه افغانستان تعامل و همکاری با نظام با هدف برقراری و تحکیم ثبات و آرامش در کشور بوده است. هرچند مشکلات و نگرانیهای عدیده غیر قابل انکار وجود دارد، اما باید راه حل را در گفتگو، تفاهم و درک متقابل جستجو کرد و تجربه زیسته ما نشان می دهد که تقابل و استفاده از مکانیزمهای تنش زا …
… راه حلی معقول و سودمند نبوده است.در عین حال، حفظ حقوق اساسی شهروندان، آزادیهای مذهبی و عدم محدودیت در برنامهها و مراسم دینی/ مذهبی، همچنان بخشی از حقوق مشروع و اساسی مردم به شمار میرود که باید از سوی نظام حاکم محترم شمرده شود.
۳. پیشنهاد به مسئولان عالیرتبه امارت اسلامی افغانستان؛
به مسئولان و مقامات عالیرتبه امارت اسلامی افغانستان پیشنهاد می کنم در شرایط حساس و پیچیده کنونی منطقه و جهان بیش از پیش متوجه توطئهها و جنگ ترکیبی دشمنان کشور بوده و با بصیرت دینی و تدبیر سیاسی به گونه ای کشور را رهبری و مدیریت کنند که علاوه بر حفظ وحدت ملی_اسلامی و تلاش برای تأمین امنیت عمومی و آسایش مردم، از هرگونه اقدامی که اسباب و ابزار تبلیغات و پرو پاگند دشمنان مردم افغانستان را فراهم می سازد اجتناب نمایند.
دشمنان بی رحمانه میکوشند از مسیر جنگ روانی، تحریک اختلافات مذهبی و قومی و ایجاد تنشهای اجتماعی، کشور را بار دیگر به سوی بحران و ناامنی سوق دهند.
از اینرو، انتظار میرود که مسئولان محترم با صبر، حوصلهمندی، سعهصدر و مهربانی با مردم رفتار نموده و در مسائل حساس اجتماعی و فرهنگی، از ظرفیت علما، متنفذین و بزرگان محلی بهره گیرند.
واقعیت این است که شرایط فرهنگی و اجتماعی در تمام مناطق کشور یکسان نیست و تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد که هر اقدامی بدون درنظرداشت حساسیت های اجتماعی و فرهنگی در جهت تطبیق پالیسی ها ممکن است پیامدها و تبعات جبران ناپذیری داشته باشد.
پیشنهاد میگردد اداره محترم امر به معروف و نهی از منکر در مناطق شیعهنشین با علما، روحانیون ومتنفذین همان محل مشورت نموده و بر اساس یک مکانیزم مشترک، هماهنگ و مورد توافق عمل نمایند تا از ایجاد حساسیت، سوءتفاهم و فتنه جلوگیری و وحدت، همدلی و آرامش جامعه حفظ شده و دسیسه های دشمنان ناکام گردد.
وَما عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ
دکتر جعفر مهدوی
کابل – ۲۲ جوزای ۱۴۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تأسف و تأثر، خبر ارتحال مرجع عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ اسحاق فیاض(رحمت الله علیه) موجب اندوه عمیق و تألم فراوان گردید.
آن فقیه وارسته و عالم ربانی، عمر پربرکت خویش را در راه نشر معارف ناب اسلامی، ترویج فرهنگ علوی، تدریس علوم دینی، تربیت شاگردان برجسته و هدایت معنوی جامعه اسلامی سپری نمود. حوزههای علمیه سالیان متمادی از محضر علمی، اخلاقی و فقاهتی ایشان بهرهمند بوده و آثار علمی و خدمات دینی آن مرجع بزرگوار، سرمایهای ماندگار برای امت اسلامی خواهد بود.
حضرت آیتالله العظمی فیاض، علاوه بر جایگاه ممتاز علمی و مرجعیت دینی، در عرصه خدمات اجتماعی و انسانی نیز منشأ آثار و برکات فراوان بودند. تأسیس شفاخانهها، دارالایتام، مراکز خیریه، حمایت از نیازمندان، دستگیری از فقرا و رسیدگی به محرومان، بخشی از خدمات ارزشمند و ماندگار ایشان به شمار میرود که نشاندهنده روح بلند، اخلاص و تعهد اجتماعی آن عالم فرزانه بود.
بیتردید، رحلت این شخصیت کمنظیر، ضایعهای بزرگ برای جهان اسلام، حوزههای علمیه، شاگردان، مقلدان و تمامی ارادتمندان اهلبیت(ع) محسوب میشود.
اینجانب این مصیبت بزرگ را به پیشگاه حضرت ولیعصر(عج)، مراجع عظام تقلید، حوزههای علمیه، شاگردان، خانواده معزز ایشان و عموم مسلمانان جهان تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید علو درجات، رحمت واسعه الهی و همجواری باانبیاء الهی و صالحان و برای بیت معظم له و کلیه بستگان و ارادتمندان ایشان صبر و اجر مسئلت مینمایم.
جعفرمهدوی
کابل- ۱۴ جوزای ۱۴۰۵
آیا «مسأله» افغانستان با تجزیه آن به «خراسان»، «هزارستان» و یا «ترکستان» حل خواهد شد؟!
پیشاپیش عید قربان را به کافه ملت مسلمان افغانستان تبریک و تهنیت عرض می کنم و با اغتنام از فرصت به یک موضوع به گونه مختصر اشاره می نمایم تا به اصطلاح «چه قبول افتد و چه در نظر آید»:
در ارتباط با نوع نگاه و قضاوت عموم مردم متأثر از امواج متلاطم و پر آشوب فضای مجازی تبصره ای نمی کنم!
اما با تأسف برخی از افراد معدود عموما کتاب خوانده و حتی صاحب کتاب هنوز نتوانسته اند مسایل اصلی جامعه افغانی را درک کنند؛ فلذا هنوز هم سرگردان و سردرگم روایت های کهنه و نخ نمای گذشته اند و گام در همان مسیری می زنند که پیشینیان رفتند و برای ما بجز کینه، نفرت و دشمنی و به اصطلاح «جنگ همه علیه همه» و وطنی ویران و شهروندانی سرگردان در جهان به یادگار نماندند.
با دریغ و درد که این عده هنوز هم مدینه فاضله ذهنی یا به اصطلاح کاخ رویاهای شان را در « خراسان »، « هزارستان » یا « ترکستان جنوبی » جستجو می کنند.
اساسا بدون فهم و حل مسأله یا مسایل اساسی افغانستان، این اسامی و نسخه نویسی ها ( با احترام به نظر شخصی افراد!) صرفا یک توهم و هذیان ذهنی بیش نخواهد بود و حتی در صورت تحقق این رؤیاهای محال، فردای خراسان، هزارستان یا ترکستان جنوبی هم بهتر از دیروز و امروز افغانستان نخواهد بود.
هبوط اخلاق در فضای واقعی _ مجازی و توهین ها و اتهاماتی که برخی از فعالین فضای مجازی اقوام علیه یکدیگر و یا علیه اقوام با عزت افغانستان روا می دارند به روشنی بیانگر این حقیقت تلخ است که مسأله یا مسایل اقوام غیر پشتون ( تاجیک، هزاره، اوزبیک و … ) با تجزیه طلبی و یا تغییر اسم افغانستان حل نخواهد شد، کمااینکه رؤیای پشتونستان خواهی برخی از وطنداران پشتون ما هم چیزی جز دور باطل شورش، کودتا، سقوط و ویرانی برای افغانستان نداشته است.
بنابراین پیشنهادم به همه اصحاب فکر و اندیشه وطنی این است که اندکی از فضای غبارآلود حاکم بر شبکه های اجتماعی و ذهنیت های متصلبانه قومی و طایفه ای فاصله گرفته و با مطالعه دقیق تاریخ افغانستان، منطقه و جهان و تأمل در مسایل جاری جامعه افغانی و درک ریشه های عمیق اجتماعی _ فرهنگی شان؛ راه حل ها و یا به اصطلاح نسخه های شفابخش را در همین جغرافیای سیاسی ( افغانستان ) و برای تقویت باهمی برادرانه همین اجتماع ( تمام اقوام باهم برادر افغانستان ) تجویز نمایند.
ناگفته نماند پیچیده بودن مناسبات سیاسی _ امنیتی منطقه و نظام بین الملل در ارتباط با هرگونه تجزیه طلبی، مختصات ویژه شرایط اجتماعی و اختلاط جمعیتی اقوام در تمام ولایات افغانستان عملا تجزیه و یا هر تغییر ساختاری در جغرافیای افغانستان را غیر ممکن ساخته است.
علاوه بر این، همه اقوام با هم برادر برای حفظ افغانستان عزیز با همین حدود و ثغور و با همین نام و با همین هویت، صدها هزار شهید و هزینه های سنگینی پرداخته اند و اکنون هم با همه مسایل دشواری که دارند برای حفظ این خاک مقدس تا پای جان ایستاده اند.
اِن شاء الله