قبول اصل تمامیت ارضی مقدم بر برقراری دموکراسیه. شما اول میپذیرید که ایرانی هستید و بعد تازه به عنوان شهروندان ایران میتونید راجع به مسائل ایران رای بدید.
#بدیهیات
این نوشته، آخرین توییت من تا اطلاع ثانوی خواهد بود. در شرایطی که لبهای ملت در داخل به انواع و اقسام روشها دوخته شده، از ایراندوستان حقیقی که امکان نوشتن دارند، میخواهم پارازیتپراکنیهای کلّاشان را بیپاسخ نگذارند.
بدرود
سخن مشروطهخواهان: استبداد نه، آزادی، دموکراسی و انتخابات آری!
آقای پهلوی! مشروطهخواهان در برابر استبدادی که میخواهید بنام دموکراسی و مردم درست کنید، ایستادهاند.
مشروطهخواهان میدانند که شما با برافکندن هرگونه قانون و «نظام حقوقی» و در افتادن به «نقطه صفر» برآنید که تصمیم در حوزه مصلحت عمومی و اداره کشور را به باندی فاسد و تبهکار بسپارید که یعنی همه چیز بازیچه میل شما و بازیگوشی باند تبهکارتان باشد و البته تاریخ صد و اندی ساله مشروطهخواهی نشان میدهد که میهنپرستان بر سر منافع ملی در برابر استبداد و مستبد کوتاه نمیآیند چه آن استبداد و مستبد بر صندلی قدرت نشسته باشد چه رویای آن را به سر بپرورد.
آنچه به مشروطهخواهان نسبت دادید و به آن تاختید همانند گفتارتان درباره ۱۶۰ هزار ریزشی و صدهاهزار استارلینک نادرست و ناراست بود.
دفترچهای که زیر نظر شما ساخته و پرداخته شده است به روشنی گویای آن است که باندی برآن است که برای سالیان، بیقانون و آیین، در اوج استبداد فرمان براند! در آن دفترچه آشکار است که گروهی برآنند که با بهانه « شرایط اضطرار» سیاست را در ذیل وضعیت اضطرار و در تعطیلی هر گونه «اراده عمومی» و «خواست شهروندان» قرار دهند.
اگر چه قطاری که شما آنرا هدایت میکنید بار خالی به ترکستان میبرد و راهش به تهران نیست و بنابراین نیازی به پرداختن به آن نمیبینم اما اگر میپندارید سخنان شما درست است و سخنان من نادرست میتوانیم در پیشگاه مردم گفتگو کنیم تا آشکارتر شود که شما رهسپار چه مقصدی هستید و سخن مشروطهخواهان به سوی دموکراسیست یا شما!
درود، من هم برگشتم
غمگینتر از همیشه و با چند تار موی سپید شده در اوج جوانی اون هم فقط در همین چند ماه
اخیر. کلیه خطهام هم بعد از گذشت ۴ماه همچنان مسدود مانده.
امیدوار میمانیم به آینده که جز این راهی نیست.
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
چنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند