ما نسلی هستیم که با کارتونهایی بزرگ شدیم که توش شاهزاده برای بدست آوردن پرنسس با همه میجنگید، به ما گفتن عشق به آدما شجاعت و قدرت میده. قرار نبود عشق ترس از تعهد و مسئولیت باشه.
وقتی میخواستم سوار اتوبوس زنجان به تهران بشم، یه خانوم جوون حدودا هم سن و سال خودم دم در بود که راهنماییم کرد و بهم گفت خوش آمدید. تو دلم گفتم تعاونیهای مسافربری چقدر شیک شدن. بعد که اتبوس حرکت کرد فهمیدم اون خانومه رانندهمون بود 🥹
چه قشنگ 😍
در حالی که دارم تو تمیز کردنِ خونهی جدیدِ رفیقم بهش کمک میکنم، دارم فکر میکنم که چقدر یه زمانی آرزو داشتم که خونهی خودم رو طبق سلیقهی خودم درستش کنم و یه روزایی بود که آرزوی خونهمون با تو رو داشتم 🥲
دیروز بعد از گذشتِ دو هفته بابام رو دیدم.
حرومزاده چجوری تونستی پس انداز یه عمرِ دو تا معلم رو بالا بکشی؟!
بابام از غصه یه پوست و استخون شده 😢 صداشم در نمیاد 😔
ریشه اصلی اورتینکینگ در ناامنی درونیه که خودش رو به شکل ترس از آینده، کمالگرایی بیمارگونه و نیاز به کنترل کامل وقایع نشون میده، چون فرد به دلیل اعتماد پایین، مدام در حال پیشبینی سناریوهای منفی و جستجو برای بهترین تصمیمه تا از تهدیدها یا شکست احتمالی در امان بمونه
صدامو داری رفیق من
از وقتی رفتی من یکی دیگهام
دلم تنگ شده برای تو
هر شب میبینم من خوابتو
کاش بودی الآن گوش بدی به حرفام
حس میکنم تنهام وقتی که من هرجا
اکیه آدما میرن، واسه پیشرفت هرکسی باید بره و تو خیلی باید خودخواه باشی که بگی نه به خاطر من بمون...
آدمی که توی مهاجرت از دست میدی، یه تجربه زیستیای برای همیشه از بین میره، دیگه چیز مشترکی با اون آدم نداری، رفته دیگه!
-رختکن بازندهها
-امیرحسین احمدی