نه میخواید لخت شید
نه هیز و هرزه اید
نه تجزیه طلبید
نه لیدری مسیح و اسماعیلیون و بنیادی و رجوی رو قبول دارید
با کومله و دموکرات و سلطنت طلب و منافقین و سرویس های جاسوسی که نیستید
اونایی که فحش رکیک جنسی میدن هم که نیستید
شیشه های سلف رو برای مختلط شدن هم نشکستید
/۱
در شورش بی رهبر میانه روها سرباز تندرو ها میشوند حتی اگر مخالف باشند. همانطور که در سوریه بودند. کسانی که علیه ظلم اسد برای سوریه بهتر قیام کردند و نهایتا بستر ظهور داعش و اشغال نظامی شدند.
انقلاب بی رهبر شورشی است که دزدیده میشود حتی اگر انقلابیون نخواهند.
او کسی است که بقیه را مرعوب میسازد. وقتی با کومله و داعش سوار یک اتوبوس میشوی واضح نیست چه کسی فرمان را در دست میگیرد؟! جنبشی با شعار زن و زندگی در تهران به گسل قومی در کردستان و شکاف مذهبی در کشتار شیراز میرسد. فقط بحث آشوب و ناتوانی نیروهای حفاظتی نیست، این قاعده است.
انبوه این نیروها به افسردگی میرسند. خواهید دید که میگویند ما این را نمی خواستیم، جنبش مصادره شد و ...
مهم ترین سوال اما این است: چه کسی روی صندلی می نشیند؟ چه کسی شورش بی رهبر را می دزدد؟
به شما عرض میکنم: تند ترین و افراطی ترین فرد. کسی که هیچ مرزی ندارد. خشن ترین گزینه ممکن.
شبیه مسافرانی که میگویند فعلا هواپیما را بگیریم بعد دعوا کنیم. این تنها نقطه مشترک همه اینهاست. اشتراکی که دیگر خواسته هایشان را حذف میکند و آنها را به کلیشه تبدیل میکند: سیاهی لشکر. طرف فکر میکند دارد برای خواسته خودش تلاش میکند اما صرفا پله به قدرت رسیدن خواسته دیگری است.