She’s got 4️⃣ days left to rehearse for her big moment… 😂
Be the first to get your hands on The Life of a Showgirl: The Crowd is Your King Edition on Summertime Spritz Pink Shimmer Vinyl only at @Target starting 10/3. Select stores open at midnight. While supplies last ❤️🔥
https://t.co/QdtFyO4wdK
تمام دوران کاری حرفه ایت مشغول پرونده سازی های بی پایه اساس بودی و در جهت منافع شخصیت به هر شایعه ی مزخرفی دامن زدی،
زمین خیلی گرده و خدا خیلی بزرگ،
شاکر باش که تقاصشو تو همین دنیا پس دادی رفیق
من صدای دادخواه فرزندم هستم که چندین بار احضار شدم، سر مزا ر فرزند باز داشت شدم واز سر مزار رفتن منع وباهمین مرا نیز تهدید می کنن اما من خواستار عدالتی هستم که برای ما اجرا نمی شود
#سیاوش_محمودی#صدایمنو_بشنوید
«پیام دقیق به ما رسیده است: خفه میکنیم»
مگر قرار نیست برای ایران و آزادی قربانی دهیم؟ ما حاضریم.
زادروز توماج است و خبری از وضعیتش نداریم. چون قدرت و ثروت این مردم و سرزمین دست شماست، چنین رفتارهایی که فراتر از تعریف بیقانونی هستند، پیام علنی دشمنی با مردم است که: «ما سرکوب، محو و حذف میکنیم و هیچ پاسخی هم نخواهیم داد».
درحالیکه مردم داخل کشور، هر روز بیشتر در فقر و فلاکت فرو میروند و هر روز شرایط زندگی سختتری را تجربه میکنند، و آمار خودکشی سر بهفلک کشیدهاست، همچنان بر طبل تمامیتخواهی خود میکوبید و پایتان را از هر گلویی که کوچکترین صدایی از جانب مردم برآورد، بر نمیدارید. تا صدای مردم را نشوید. هر شهروندی کوچکترین حرفی بزند، نقد یا اعتراضی کند او را آزار میدهید، بازداشت و زندانی یا اعدام میکنید!
اگر بازداشتها، زندانی کردنها و اعدامهای لجام گسيختهای که خصوصا در این ایام علنیتر و بیشتر از همیشه شدهاست، شیوه درست حاکمیت بود، بعد از چند دهه و چندین سال خونبار، صداهای معترض و مخالف خاموش شده بودند، که نشدند و نخواهند شد.
در سالگرد قتل محمد مختاری، یکی از قربانیان پروژه حذف دگراندیشان، به شما یادآوری میکنیم همان را که بر سر مزار او گفته شد و علیرغم تجربه انواع سرکوب و حذف و فشار و انزوا، تا امروز برسر همان حرف ماندهایم. هنوز، کم نیستند آنان که حاضرند جانشان را فدای ایران کنند، کم نیستند آنانی که به هیچ طریقی به نظم مدنظر شما تن ندادند و نخواهند داد و بر سر پیمان با مردم و جامعه ماندهاند:
«پیام دقیق به ما رسیده است؛ خفه میکنیم.
ما هم حاضریم. مگر قرار نیست برای آزادی بیان قربانی بدهیم؟ حاضریم.»
چارهای نخواهید داشت جز اینکه به این بیقانونیهای مستبدانه پایان دهید. جز اینکه توماج و سایر زندانیان عقيدتی و سیاسی، را آزاد کنید. خانوادههای دادخواه در حبس و آنها که به ناحق زیر حکمهای سنگین و اعدام هستند، رها کنید. این هم آخرین پیام «دقیق» ما به شماست. مگر قرار نیست برای ایران و آزادی قربانی دهیم؟ ما حاضریم.
علیرغم انتشار مدارک مبتنی بر درست بودن ادعای توماج صالحی و شکایت رسمی او درباره آسیب های زمان بازداشت، که رد ادعای خبرگزاری قوه قضاییه درباره نشر اکاذیب است، خبر دقیقی از دلیل بازداشت و مکان نگهداری او در دست نیست، درحالیکه باید سریعا آزاد شود.
توماج درحال طی کردن روند درمان آسیبهای ناشی از بازداشت سال گذشته بود که با دلایل واهی مجدداً بازداشت شد!
«من یک زنم و حقم رو میگیرم»
رویارویی و مقاومت کنشگرانهی برخی از زنان شجاع بازیگر، با مسالهی ممنوعالتصویر شدنشان، گامی بلند درمسیر به تصویرکشیدن ایستادگی در مقابل سانسور و سرکوب و تن ندادن به ایدئولوژی حاکم، برای عموم است.
با توجه به جایگاه و محبوبیتشان میان مردم، عکسالعملهای آنها و تسلیم نشدنشان، نشان از پذیرش کامل مسئولیت و هزینههای پیشروی تصمیمی که از قبل (برای در کنار جامعه معترض بودن) گرفتهاند، دارد. نشان از بیتفاوت نبودن نسبت به زخمهای ایران، رنجهای مردمانش و زنده نگهداشتن یاد و نام کشتهشدگان، آسیبدیدگان و دادخواهان...
در مقابل سلطهگرانی که ما را سرسپرده، شکسته، جدا مانده از یکدیگر و ناامید میخواهند، کنش و اراده جمعی این زنان شجاع برای بازگرداندن کرامت انسانی، بهمنزلهی نوید روزهای خوب است.
خوب که گوش میکنیم، گویی در پسِ تصویر و نگاه هر کدام، یک فریاد آشنا است:
«من یک زنم و حقم رو میگیرم»
کتایون ریاحی: «شرافتم اجازه کار در سینمای امروز را نمیدهد.»
هنگامه قاضیانی: «سالها نشانه مهم شخصیت هنری من در حفظ عزت نفس، و قدرت اراده من بوده.»
پانتهآ بهرام:«الهه، نیلوفر، توماج چ یاسین و فاطمه و... در زندان.
و دختران و پسران قشنگی که چشم دادند، که جان دادند.
ممنوعالکاری حتی آخرین دغدغه من هم نیست.»
زندان، بازداشت و احضار شهروندان و فعالان سیاسی با هدف ایجاد فضای خفقان و ساکت کردن ایرانیانی است که چندین دهه برای حقوقشان و آزادی ایران، مبارزه و مقاومت میکنند.
حبس توماج صالحی، بازداشت مهدی یراحی، اجرای حکم مجید توکلی و احضار آرش صادقی از جمله این موارد است. همه ما حق داریم که آزادانه بیاندیشیم، بنویسیم و فعالیت کنیم.
فارغ از مجازات فعالان، خانواده این عزیزان نیز با زندانیشدنشان آسیبهای جدی میبینند و نه تنها حق آزادی بیان و اندیشه را سلب، بلکه خانوادهها را نیز مجازات میکنند.
مسئولیت بهخطر افتادن جان و سلامت فاطمه سپهری، با جمهوری اسلامی است.
فاطمه سپهری، از با شهامت ترین زنان مبارز ایران است که در طی سالهای اخیر، علیرغم تمام تهدیدها و رنجهایی که به او و خانوادهاش تحمیل شدهاست، هرگز یک قدم از مواضع خود عقب نرفته و سکوت نکردهاست، او الگوی یک فعال سیاسی و کنشگر با اصول، مقاوم و بی ادعا است که تمام دردش، ایران و مردمانش است.
همواره بیآنکه ترسی به دل راه دهد، حقیقت را فریاد زده و حاضر است از جان خود نیز در این مسیر بگذرد.
در هر کشوری اگر حتی ذرهای منافع ملی و جمعی، مدنظر قدرت برسرکار باشد، از خانم فاطمه سپهری، بهجای زندانی کردنش باید قدردانی میشد، و از جسارت و آگاهی و دغدغهمندی او برای مدیریت امور مرتبط با جامعه، استفاده میشد. اما شاهدیم که عامدانه او را پس از جراحی پرمخاطرهی قلبی، به زندان بازگرداندهاند!
این اقدام به معنای این است که برای آسیب جانی به او، عملا برنامهریزی شده است. مسئولیت هر اتفاقی که برای فاطمه سپهری بیافتد، قطعاً برعهده کلیت سیستم جمهوری اسلامی است.
همانطور که فاطمه سپهری، به ادامهی مسیر مبارزه و فریاد علیه ستم باور دارد و تا امروز سکوت نکرده است، اکنون وظیفهی همهی ماست که مقابل تهدید جانی او، بیتفاوت نباشیم و هرکدام از هر راهی که میتوانیم صدای او باشیم و به این وضعیت معترض باشیم.
فاطمه سپهری:
«من کوتاه نمیآیم، ساکت نمینشینم، حرف برای گفتن خیلی دارم؛ این راه را ادامه میدهم و سکوت نمیکنم»
چند روز بعد از سالگرد مهسا، همان فاجعه برای یک دختر دیگر در متروی شهدا اتفاق افتاد و الان در بیمارستان در کما است.
نباید اجازه بدهیم دوباره یک #مهسا_امينی دیگر را از ما بگیرند.
برای سپیده رشنو، زنی که برای دفاع از «زن» بودن، برای دفاع از حقِ انتخاب پوشش و حقِ نوشتن ایستادهاست.
برای سپیده عزیز که با پوشش انتخابی در دادگاه حاضر شده و میگوید: «هیچگاه اینچنین کنار هم نبودهایم و به قدرتِ خود و یکدیگر و ایستادن کنار یکدیگر باور نداشتهایم.»
برای او که نشان میدهد مقاومت زندگیست.
#سپیده_رشنو