تو انیمه Spirited Away، سکانس آخر روح رودخونه به چیهیرو میگه برو و به هیچوجه به عقب نگاه نکن. انگار اگه حتی یه بار نگاه میکرد دوباره به شهر ارواح برمیگشت و اونجا زندونی میشد.
همین.
خیلی کلگری رو دوست دارم و شهر خوبیه برای زندگی، ولی مشکلش اینه اکثرا توش موقتن. بالاخره هرکی یه جا دیگه کار پیدا میکنه و میره ازش و تنها میمونی هی. :(
قبلا تو reddit خونده بودم که راز داشتن شکم تخت اینه که با معدهی خالی بری بدوی. تقریبا یک ماهه که از نهار تا ساعت 7 عصر مطلقا چیزی نمیخورم و بعدش میرم نیم ساعت میدوم و نتیجهش واقعا عالی بوده.
برعکس خیلی از مهاجرهای دنیا، نه خانوادههامون میتونن راحت بیان پیش ما و نه ما میتونیم هر وقت خواستیم برگردیم ایران و عزیزهامون رو ببینیم. انگار داریم در دو تا زندان جداگانه زندگی میکنیم. بعد هم از خودمون انتظار داریم از نظر روحی و روانی سالم باشیم.🤡
با خونوادهم که حرف میزنم انگار با زندانی دارم حرف میزنم، ساعت ملاقات محدود، حرفهای سانسور شده، بیخبریشون از دنیا و لبخندهای زورکی و فیک که ما خوبیم.
از قطعی اینترنت بگید بچهها، صدای این مردم داره سانسور میشه و جونشون در خطره.
#DigitalBlackOutIran
آدمهای پوچ، آدمهایی که هیچی ندارن،
حتی هویتشون هم معلوم نیست کی هستن.
شروع کردن آدمهاییو زیر سوال بردن که تلاشهای زیادی کردن برای تولید محتوای ارزشمند و آگاه کردن جامعهای که سرانه مطالعهش حدود ۲ دقیقه در روزه و جامعه رو تشویق کردن به فکر کردن.
با چه هدفی؟🤷♂️