بعضی از آدما تو زندگیم برام خیلی خاصن
یا میرن تهِ یه پاکت سیگارِ قدیمی و باارزش،
یا تبدیل میشن به یه شراب کهنه
که هرچی میگذره، تازهتر و خواستنیتر میشه.
تهش یا باید ی نخ از اون پاکت رو بیرون بکشم و دودِ خاطرشون رو به ریههام بسپارم،
یا اون شرابِ کهنه رو سر بکشم و همیشه مستش بشم
سیر نمیشه از زندگی و هنوز داره خاک میخوره
قلبش تشنست و مغزش شور آب
اون کهنست
مثل یه سیاست مدار که رانتی شده
جرعت باخت نداره
مثل یه اعدامیه که جانی شده
بی سواده
ولی داره پای این تشنگی رو امضا میکُنه
دیروز رو میمیره ،
امروز ، تکرارشو تو فردا چال میکنُه
جَوون بود ولی خیلی سر حال
انگار مدت ها درگیر صلح بود
سال تا سال
دندوناش همرنگ موهاش شده بود
سیاه !
به فردا تکیه کرده بود
و منتظر بود که گذشته برسه ، صداش میکرد
؛ بیا
ولی بگم که
کیرم تو دینتون
کیرم تو اخلاقتون
کیرم تو شعورتون
کیرم تو طرز فکرتون
کیرم تو سلیقتون
کیرم تو انتخباتون
کیرم تو سبک زندگیتون
همه به اندازه کافی چیزایی دارید که کیریه و میشه ازش گفت
پس تا میتونید مسخره نکنید ،جاج نکنید ،هیت نکنید
و گوه همدیگه رو نخورید.
@lekaate @amyrhoosyn آهنگای پلیکان ، گوزن ، ناخدا جلال ، داستانِمریم ، آسایشگاه
رو چند بار که نه حداقل یبار گوش بده تا بفهمی سورنا فقط از غم نمیخونه و نظر کصشرت عوض بشه.