عملیات نیمه موفق قطعه سبز :
شیر آغا مشهور به مولوی جوادالله، فرزند ملنگ قومندان قطعه ۰۹ ریاست استخبارات گروه طالبان در ولایت کندز از یک کمین قطعه سبز در تاریخ ۲۲ اسد ۱۴۰۵ جان به سلامت برد. بخاطر تکمیل اسناد اثبایته نشر این عملیات معطل شده بود.
تشکیلات طالبان استوار بر روابط عشیره یی و منافع تنگ گروهی استوار است. این شخص قرابت خانواده گی با ملا نجیب رییس استخبارات سمنگان و مولوی شفیق رییس لوژستیک ریاست عمومی استخبارات طالبان دارد و عضو شبکه مولوی سعد قومندان امنیه فعلی ولایت کابل می باشد.
عملیات نیمه موفق قطعه سبز :
شیر آغا مشهور به مولوی جوادالله، فرزند ملنگ قومندان قطعه ۰۹ ریاست استخبارات گروه طالبان در ولایت کندز از یک کمین قطعه سبز در تاریخ ۲۲ اسد ۱۴۰۵ جان به سلامت برد. بخاطر تکمیل اسناد اثبایته نشر این عملیات معطل شده بود.
تشکیلات طالبان استوار بر روابط عشیره یی و منافع تنگ گروهی استوار است. این شخص قرابت خانواده گی با ملا نجیب رییس استخبارات سمنگان و مولوی شفیق رییس لوژستیک ریاست عمومی استخبارات طالبان دارد و عضو شبکه مولوی سعد قومندان امنیه فعلی ولایت کابل می باشد.
إنا لله وإنا إليه راجعون
روند سبز افغانستان - رسا مراتب تسلیت عمیق خویش را بهخاطر شهادت فرمانده حسیب پنجشیر به حضور خانوادهی او و تمامی دلیران سنگر مبارزه بر ضد طالب ابراز میدارد. او همانند یک عیار باایمان بهخاطر تأمین عدالت و برچیدن بساط ستم، تبعیض، تعصب و جهالت طالبان در سنگر واقعی ایستاد و جانش را فدای آرمانِ نهایت واضح و شریفانهی مردم نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد. ابراز سوگواری طیف وسیعی از ملت ما در ارتباط با شهادت او نشان میدهد راهی را که انتخاب کرده بود برحق و شریفانه است و چه بسا صحنههایی که از آزاد زیستن او در قلهها و درهها نشر میشد، حس هیجان و رزم در وجود نسل جوان ایجاد میکرد. نوع آرمانی را که برایش مبارزه میکرد و نوع مرگی را که بهخاطر آرمان خود چشید، به او شخصیتی فراموشنشدنی و اسطوره ساخت. قاتلان او حتی توان نشان دادن چهرههای خود را در ویدیوهای نشرشده ندارند. مبارزه و رزم برای آزادی خاک و ملت ما از چنگال بیگانهی داخلی بهیقین شدت گرفته و ادامه خواهد یافت
إنا لله وإنا إليه راجعون
روند سبز افغانستان - رسا مراتب تسلیت عمیق خویش را بهخاطر شهادت فرمانده حسیب پنجشیر به حضور خانوادهی او و تمامی دلیران سنگر مبارزه بر ضد طالب ابراز میدارد. او همانند یک عیار باایمان بهخاطر تأمین عدالت و برچیدن بساط ستم، تبعیض، تعصب و جهالت طالبان در سنگر واقعی ایستاد و جانش را فدای آرمانِ نهایت واضح و شریفانهی مردم نمود. روحش شاد و یادش گرامی باد. ابراز سوگواری طیف وسیعی از ملت ما در ارتباط با شهادت او نشان میدهد راهی را که انتخاب کرده بود برحق و شریفانه است و چه بسا صحنههایی که از آزاد زیستن او در قلهها و درهها نشر میشد، حس هیجان و رزم در وجود نسل جوان ایجاد میکرد. نوع آرمانی را که برایش مبارزه میکرد و نوع مرگی را که بهخاطر آرمان خود چشید، به او شخصیتی فراموشنشدنی و اسطوره ساخت. قاتلان او حتی توان نشان دادن چهرههای خود را در ویدیوهای نشرشده ندارند. مبارزه و رزم برای آزادی خاک و ملت ما از چنگال بیگانهی داخلی بهیقین شدت گرفته و ادامه خواهد یافت
در زیر سلطه ضد ملی و متعصب گروه طالب، هزاره بودن به این معنی است که نه در شهرک سبز، نه در مکتب خصوصی شمع هدایت، نه در تکیه خانه و نه هم در دهکده پدری خود امنیت دارند. واقعیت تلخ و تجربهشده این است که در قلمرو طالبانی هیچ کس امنیت ندارد، با تفاوت اینکه دیگران رو به اسلحه و دفاع مشروع آورده اند، و قوم شریف هزاره هم باید سلاح بردارد و نباید بیشتر ازین ظلم را تحمل کند.
شهید دگروال محمد علی طوفان باشنده قریه کته سنگ ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی به تاریخ 25 سرطان 1405 از طرف نیروهای استخبارات گروه طالبان در هنگام شب و در بستر خوابش به شهادت رسید.
وی قبلا به جرم کارمند بودن در ارگان امنیت ملی دوره جمهوریت ده ماه زندان گروه طالبان را نیزسپری نموده بود و شکنجه های فجیع بر او روا داشته بودند.
ملیشه های طالب به این همه شکنجه و زندان بسنده نکرده و بلاخره او را به شهادت رسانیدند.
در زیر سلطه ضد ملی و متعصب گروه طالب، هزاره بودن به این معنی است که نه در شهرک سبز، نه در مکتب خصوصی شمع هدایت، نه در تکیه خانه و نه هم در دهکده پدری خود امنیت دارند. واقعیت تلخ و تجربهشده این است که در قلمرو طالبانی هیچ کس امنیت ندارد، با تفاوت اینکه دیگران رو به اسلحه و دفاع مشروع آورده اند، و قوم شریف هزاره هم باید سلاح بردارد و نباید بیشتر ازین ظلم را تحمل کند.
شهید دگروال محمد علی طوفان باشنده قریه کته سنگ ولسوالی شهرستان ولایت دایکندی به تاریخ 25 سرطان 1405 از طرف نیروهای استخبارات گروه طالبان در هنگام شب و در بستر خوابش به شهادت رسید.
وی قبلا به جرم کارمند بودن در ارگان امنیت ملی دوره جمهوریت ده ماه زندان گروه طالبان را نیزسپری نموده بود و شکنجه های فجیع بر او روا داشته بودند.
ملیشه های طالب به این همه شکنجه و زندان بسنده نکرده و بلاخره او را به شهادت رسانیدند.
نوشتهی بامعنا و رمز دار آقای کرزی را به دو دلیل شریک میسازم. اول اینکه ایشان هیچ واکنشی در ارتباط با ۱۵ اگست و پیروزی جعلی و باطل که طالب مدعی آن است، از خود نشان نداد. این خاموشی و عدم واکنش در ذات خود، عدم تأیید را به شکل نمادین اما با وضوح نشان میدهد. از کسی که در کنار ارگ منزل دارد و به این شکل موقف اتخاذ میکند باید قدر کنیم.
دوم اینکه آقای کرزی در پیام تبریکیه به مناسبت صدو هفت و مین سالروز استقلال شجاعانه به گمشدههای افغانستان اشاره کرده است که عبارتند از حس مالکیت واقعی میان اقوام، اتحاد و همبستگی ملی و تحمیل سیاستهای استوار بر جهالت و تعصب زیر عنوان دین. در آخر میخواهم از جانب خود صد و هفتمین سالگرد استقلال افغانستان را که از امپراتوری بریتانیای کبیر استرداد گردید مبارک باد بگویم . از ته دل تاکید می نمایم که آزادی از شرایط فعلی و شکستن یوغ بیگانهی داخلی به اندازهی استقلال از نیروی خارجی برای مردم ما مهم است. بیگانهی داخلی همین گروه طالب است که است که داشتههای مادی و معنوی ملت را هر روز بیشتر تخریب میکند و ایدهی افغانستان را زیر سؤال برده است. استوار بر شواهد و مستندات تاریخی وحدت ملی و مناسبات میان اقوام افغانستان هیچگاهی به اندازه امروز مجروح و صدمه دیده نبوده است. این زخم ها بر پیکر افغانستان نتیجه ی سلطه ی نامشروع طالب است.
برای کرزی صاحب سلامت و سعادت آروز دارم.
به تحلیل خارجی ها باور نکنید زیرا ...
بحران ملی در افغانستان محدود به مسئلهٔ آموزش زنان و حقوق زنان نیست. از این روایت قلیلیافته دوری کنید. بحث بسیار بزرگ و عمیق است. روایتی را که در ساختن آن نقش نداشتهاید، عمیق مطالعه کنید، هضم کنید، پی ببرید و بعد تکرار نمایید. محدودیت بر آموزش و کار زنان یکی از مسائل است، نه تمام آن. دستگاه قدرت را نشانه بگیرید، نه سیاستش را. مردم ما با ساختار، اهداف و رهبری طالب مشکل آشتیناپذیر دارند. همین ساختار اگر دروازهٔ دانشگاه را هم بگشاید، معنا ندارد. معضل افغانستان حل نمی گردد. سؤال بنیادی و تاریخی این است که وطن از کیست و صاحب وطن کیست؟ این خاک مال کیست و چرا باید یک گروه برای من و تو حدود اربعه تعیین کند؟ بر اساس چه؟ این اساس را باید تعریف کنیم. تا زمانی که تعریف گر و تقسیم گر - یک گروه نا مشروع و متعصب باشد بحران حل نمی گردد. بیاد باید داشت که فجایع و جنایتی را که بیگانه داخلی مرتکب شده و میشود بیگانه خارجی مرتکب نشده است. اینرا هر فرد وطن در زنده گی روزمره خود حس میکند.
به تحلیل خارجی ها باور نکنید زیرا ...
بحران ملی در افغانستان محدود به مسئلهٔ آموزش زنان و حقوق زنان نیست. از این روایت قلیلیافته دوری کنید. بحث بسیار بزرگ و عمیق است. روایتی را که در ساختن آن نقش نداشتهاید، عمیق مطالعه کنید، هضم کنید، پی ببرید و بعد تکرار نمایید. محدودیت بر آموزش و کار زنان یکی از مسائل است، نه تمام آن. دستگاه قدرت را نشانه بگیرید، نه سیاستش را. مردم ما با ساختار، اهداف و رهبری طالب مشکل آشتیناپذیر دارند. همین ساختار اگر دروازهٔ دانشگاه را هم بگشاید، معنا ندارد. معضل افغانستان حل نمی گردد. سؤال بنیادی و تاریخی این است که وطن از کیست و صاحب وطن کیست؟ این خاک مال کیست و چرا باید یک گروه برای من و تو حدود اربعه تعیین کند؟ بر اساس چه؟ این اساس را باید تعریف کنیم. تا زمانی که تعریف گر و تقسیم گر - یک گروه نا مشروع و متعصب باشد بحران حل نمی گردد. بیاد باید داشت که فجایع و جنایتی را که بیگانه داخلی مرتکب شده و میشود بیگانه خارجی مرتکب نشده است. اینرا هر فرد وطن در زنده گی روزمره خود حس میکند.
قطعه سبز در دره سالنگ :
دلیران قطعه ی سبز شامگاه ۱۷ اسد سال ۱۴۰۵ مطابق به ۸ اگست سال ۲۰۲۶ بر تانکر های نفتی طالبان در دروازه ورودی ولسوالی سالنگ با راکت و کلاشینکوف حمله نمودند.
جاده ی سالنگ را بروی طالب خواهیم بست.
انشاالله.
بهتر است ازین دریچه نگاه کنیم خداوند صف مقدس ایستادگی و مبارزه بر ضد گروه متحجر طالب را یکبار دیگر از لوث زرطلبهای مذبذب و بیاراده با حکمت و رمز پاک ساخت. رادمردان پاکنفس و پاکباز در این صف ظهور کرده و بیشتر ظهور خواهند نمود که ریشههایشان پاک است و اقلیم مبارزه را صدمه
بهتر است ازین دریچه نگاه کنیم خداوند صف مقدس ایستادگی و مبارزه بر ضد گروه متحجر طالب را یکبار دیگر از لوث زرطلبهای مذبذب و بیاراده با حکمت و رمز پاک ساخت. رادمردان پاکنفس و پاکباز در این صف ظهور کرده و بیشتر ظهور خواهند نمود که ریشههایشان پاک است و اقلیم مبارزه را صدمه نخواهند زد.
مبارزه برای سرنگونی گروه ریاکار و بیآبروی طالب باید بر ساختار بیغلوغش – فکر واضح، همدلی و همفکری – استوار باشد. این مبارزه و ایستاده گی نفس گیر است و جوهر می طلبد که طالب اینجایی و آنجایی از آن به فضل خداوند محروم و تهی است .
اقرار با زبان، اعتقاد از ته دل، حس فداکاری و باور به سرنگونیِ کلیت طالب، ارزشها و اصولیاند که نباید با افراد تصادفی آلوده گردند. بی تردید که خداوند بر هر چه دانا و تواناست.
بهتر است ازین دریچه نگاه کنیم خداوند صف مقدس ایستادگی و مبارزه بر ضد گروه متحجر طالب را یکبار دیگر از لوث زرطلبهای مذبذب و بیاراده با حکمت و رمز پاک ساخت. رادمردان پاکنفس و پاکباز در این صف ظهور کرده و بیشتر ظهور خواهند نمود که ریشههایشان پاک است و اقلیم مبارزه را صدمه نخواهند زد.
مبارزه برای سرنگونی گروه ریاکار و بیآبروی طالب باید بر ساختار بیغلوغش – فکر واضح، همدلی و همفکری – استوار باشد. این مبارزه و ایستاده گی نفس گیر است و جوهر می طلبد که طالب اینجایی و آنجایی از آن به فضل خداوند محروم و تهی است .
اقرار با زبان، اعتقاد از ته دل، حس فداکاری و باور به سرنگونیِ کلیت طالب، ارزشها و اصولیاند که نباید با افراد تصادفی آلوده گردند. بی تردید که خداوند بر هر چه دانا و تواناست.
Одиннадцать тезисов для своих
Амрулла Салех, лидер Зеленого тренда Афганистана (ЗТА)
Первое: не давайте Америке советов по борьбе с терроризмом. Она знает и вас, и террористов. Более того, случалось, что она одновременно поддерживала обе стороны.
Второе: не рассчитывайте на людей, которые колеблются и не способны определиться. Не придавайте им большого значения и не связывайте с ними судьбу своей борьбы.
Третье: не тратьте время на лоббистов «Талибана». Их логика отключена. Раскаиваться и пересматривать свои взгляды они начнут лишь после падения «Талибана», а не до этого.
Четвёртое: не приглашайте «Талибан» к переговорам и не объясняйте ему преимущества переговорного процесса. Это может обернуться против вас самих.
Пятое: если вы говорите о своей силе и возможностях — демонстрируйте их на практике. Сила, существующая только в словах, не создаёт сдерживания. Именно действие превращает заявления в реальность.
Шестое: если вы были частью республиканской системы, не объявляйте себя специалистом по причинам её падения. Сосредоточьтесь прежде всего на собственной роли и ответственности. Интервью бывших чиновников Республики против самой Республики — занятие мелкое и недостойное. Впрочем, достоинство и чувство меры Господь Бог не всем даровал в одинаковой степени.
Седьмое: в период Республики в стране условно можно было выделить две большие группы. Первая — люди, находившиеся на политической и общественной сцене ещё до падения «Талибана» и событий 11 сентября. Вторая — те, кто пришёл в государственные структуры через благотворительные организации и главным образом благодаря связям и знакомству с представителями Запада. От второй группы не следует ожидать революционного духа.
Молодёжь и образованные люди периода Республики также в основном относились к одному из этих двух сегментов. Наряду с ними существует и большая часть общества, которая стоит, образно говоря, посреди дороги: кто бы ни занял их улицу, они пригласят его на чай и хлеб и приготовят манту. Поэтому не слишком беспокойтесь о реакции этой части общества. Это так называемый «серый слой».
Восьмое: «Талибан» заранее определил критерии и инструменты, с помощью которых пришёл к власти: сделки и заговоры с иностранцами, преступления внутри страны и оправдание любых средств ради достижения цели — от массовых убийств до использования женской одежды в качестве прикрытия, закладки взрывчатки в тела погибших и совершения терактов в родильных домах.
«Талибан» невозможно политически отбелить. Поэтому верьте в свою борьбу и не бойтесь.
Девятое: ваша борьба действует «Талибану» на нервы — настолько, что его представители, от мала до велика, перешли к оскорблениям и уличной риторике. Когда у какой-либо стороны заканчиваются аргументы, она прибегает к брани. Оскорбления — это не признак силы, а свидетельство отсутствия аргументов.
Десятое: у «Талибана» очень много слабых мест. Однако большинство людей вместо того, чтобы сосредоточиться на его уязвимостях, смотрят лишь на его сильные стороны. Измените угол зрения — и вы увидите, что падение «Талибана» не является чем-то недостижимым. Такой взгляд сам по себе придаст вам уверенности и боевого духа.
Например, семьи представителей «Талибана» во многих районах Кабула избегают тесных контактов с соседями, поскольку боятся и понимают, что именно эти улицы однажды могут превратиться для них в ловушку. Иншааллах.
Одиннадцатое: не сводите национальный кризис Афганистана исключительно к вопросам образования и прав женщин. Это лишь одна часть гораздо более масштабного и глубокого кризиса. Не повторяйте вслепую нарратив, в формировании которого вы сами не участвовали. Сначала внимательно изучите его, поймите и осмыслите — и лишь после этого воспроизводите его.
Ограничения на образование и труд женщин — лишь одна из проблем, но не вся проблема. Цельтесь в саму систему власти, а не только в её отдельные политические решения. У нашего народа существует фундаментальное и непримиримое противоречие со структурой, целями и руководством «Талибана». Даже если эта же система вновь откроет двери университетов, проблема Афганистана от этого сама собой не исчезнет.
Фундаментальный исторический вопрос заключается в следующем: кому принадлежит Родина и кто является её хозяином? Кому принадлежит эта земля и почему какая-либо одна группа должна устанавливать для меня и для тебя границы дозволенного? На каком основании?
Прежде всего необходимо определить именно эту основу. Пока определять и делить границы прав и свобод Родины будет одна незаконная и фанатичная группа, кризис Афганистана не будет разрешён.
И следует помнить: многие трагедии и преступления, которые совершались и совершаются в Афганистане, были и остаются делом не внешнего, а внутреннего чужака — того, кто захватил собственную страну и превратил её граждан в чужих на своей земле. Каждый афганец ощущает эту реальность в своей повседневной жизни.
С Божьей помощью.
Одиннадцать тезисов для своих
Амрулла Салех, лидер Зеленого тренда Афганистана (ЗТА)
Первое: не давайте Америке советов по борьбе с терроризмом. Она знает и вас, и террористов. Более того, случалось, что она одновременно поддерживала обе стороны.
Второе: не рассчитывайте на людей, которые колеблются и не способны определиться. Не придавайте им большого значения и не связывайте с ними судьбу своей борьбы.
Третье: не тратьте время на лоббистов «Талибана». Их логика отключена. Раскаиваться и пересматривать свои взгляды они начнут лишь после падения «Талибана», а не до этого.
Четвёртое: не приглашайте «Талибан» к переговорам и не объясняйте ему преимущества переговорного процесса. Это может обернуться против вас самих.
Пятое: если вы говорите о своей силе и возможностях — демонстрируйте их на практике. Сила, существующая только в словах, не создаёт сдерживания. Именно действие превращает заявления в реальность.
Шестое: если вы были частью республиканской системы, не объявляйте себя специалистом по причинам её падения. Сосредоточьтесь прежде всего на собственной роли и ответственности. Интервью бывших чиновников Республики против самой Республики — занятие мелкое и недостойное. Впрочем, достоинство и чувство меры Господь Бог не всем даровал в одинаковой степени.
Седьмое: в период Республики в стране условно можно было выделить две большие группы. Первая — люди, находившиеся на политической и общественной сцене ещё до падения «Талибана» и событий 11 сентября. Вторая — те, кто пришёл в государственные структуры через благотворительные организации и главным образом благодаря связям и знакомству с представителями Запада. От второй группы не следует ожидать революционного духа.
Молодёжь и образованные люди периода Республики также в основном относились к одному из этих двух сегментов. Наряду с ними существует и большая часть общества, которая стоит, образно говоря, посреди дороги: кто бы ни занял их улицу, они пригласят его на чай и хлеб и приготовят манту. Поэтому не слишком беспокойтесь о реакции этой части общества. Это так называемый «серый слой».
Восьмое: «Талибан» заранее определил критерии и инструменты, с помощью которых пришёл к власти: сделки и заговоры с иностранцами, преступления внутри страны и оправдание любых средств ради достижения цели — от массовых убийств до использования женской одежды в качестве прикрытия, закладки взрывчатки в тела погибших и совершения терактов в родильных домах.
«Талибан» невозможно политически отбелить. Поэтому верьте в свою борьбу и не бойтесь.
Девятое: ваша борьба действует «Талибану» на нервы — настолько, что его представители, от мала до велика, перешли к оскорблениям и уличной риторике. Когда у какой-либо стороны заканчиваются аргументы, она прибегает к брани. Оскорбления — это не признак силы, а свидетельство отсутствия аргументов.
Десятое: у «Талибана» очень много слабых мест. Однако большинство людей вместо того, чтобы сосредоточиться на его уязвимостях, смотрят лишь на его сильные стороны. Измените угол зрения — и вы увидите, что падение «Талибана» не является чем-то недостижимым. Такой взгляд сам по себе придаст вам уверенности и боевого духа.
Например, семьи представителей «Талибана» во многих районах Кабула избегают тесных контактов с соседями, поскольку боятся и понимают, что именно эти улицы однажды могут превратиться для них в ловушку. Иншааллах.
Одиннадцатое: не сводите национальный кризис Афганистана исключительно к вопросам образования и прав женщин. Это лишь одна часть гораздо более масштабного и глубокого кризиса. Не повторяйте вслепую нарратив, в формировании которого вы сами не участвовали. Сначала внимательно изучите его, поймите и осмыслите — и лишь после этого воспроизводите его.
Ограничения на образование и труд женщин — лишь одна из проблем, но не вся проблема. Цельтесь в саму систему власти, а не только в её отдельные политические решения. У нашего народа существует фундаментальное и непримиримое противоречие со структурой, целями и руководством «Талибана». Даже если эта же система вновь откроет двери университетов, проблема Афганистана от этого сама собой не исчезнет.
Фундаментальный исторический вопрос заключается в следующем: кому принадлежит Родина и кто является её хозяином? Кому принадлежит эта земля и почему какая-либо одна группа должна устанавливать для меня и для тебя границы дозволенного? На каком основании?
Прежде всего необходимо определить именно эту основу. Пока определять и делить границы прав и свобод Родины будет одна незаконная и фанатичная группа, кризис Афганистана не будет разрешён.
И следует помнить: многие трагедии и преступления, которые совершались и совершаются в Афганистане, были и остаются делом не внешнего, а внутреннего чужака — того, кто захватил собственную страну и превратил её граждан в чужих на своей земле. Каждый афганец ощущает эту реальность в своей повседневной жизни.
С Божьей помощью.
یازده نکته برای خودی ها :
اول: به آمریکا مشورت ضدتروریسم ندهید. شما را هم میشناسد و تروریست را هم. چه بسا گاهی هر دو طرف را حمایت و پشتیبانی کرده است.
دوم: روی آدمهای مذبذب حساب باز نکنید. به آنها وقعی نگذارید.
سوم: با لابیگران طالب وقت خود را ضایع نسازید؛ منطق آنها به تعطیل رفته است و تنها پس از سقوط طالب ابراز ندامت و اصلاح افکار خواهند کرد نه قبل آن.
چهارم: طالب را به مذاکره دعوت نکنید و یا مزایای مذاکره را برایش تشریح نکنید. به ضرر خودتان تمام میشود.
پنجم: توان و قوتی را که از آن یاد میکنید، در عمل به نمایش بگذارید.
ششم: اگر از اعضای جمهوریت هستید، خود را کارشناس امور سقوط آن معرفی نکنید و بیشتر به نقش خود تمرکز کنید. مصاحبه مقام های جمهوریت بر ضد جمهوریت خیلی کار سبک است. البته وقار را خداوند به همه یکسان هدیه نداده است.
هفتم: در جمهوریت دو گروه مردم جمع بودند: آنهایی که قبل از سقوط طالب و حوادث ۱۱ سپتامبر در صحنه بودند و آنهایی که از مؤسسات خیریه و عمدتاً بنابر شناخت با غربیها وارد بساط دولت شده بودند. از گروه دوم توقع انقلابی بودن را نداشته باشید. جوانان و تحصیلکردههای دورهٔ جمهوریت نیز عمدتاً تعلق به همین دو بخش دارند. البته یک بخش بزرگ جامعه سرپلوان ایستادهاند و آنها برای هرکه کوچهشان را اشغال کند، دعوت به چای و نان میدهند و منتو میپزند؛ از واکنش آنها زیاد نگران نباشید. این بخش را قشرخاکستری می نامند.
هشتم: طالبان برای دسترسی به قدرت، معیارها و وسایل را مشخصی ساختهاند: سازش و توطئهچینی با بیگانه، جنایت در داخل کشور و مشروع قلمداد کردن هر نوع وسیله از جمله قتلعام، پنهان شدن زیر چادر زن و بمبگذاری در جنازه و زایشگاه. روی طالب سفیدشدنی نیست؛ پس به مبارزهٔ خود باور داشته باشید. نترسید.
نهم: مبارزهٔ تان روی عصب طالب فشار آورده و خرد و بزرگ آنها به دشنامدهی و ادبیات کوچهبازاری روی آوردهاند. هر طرفی که از منطق تهی شود، به دشنام متوسل میگردد.
دهم: طالب نقاط ضعف بسیار زیادی دارد، اما بیشتر مردم تمرکزشان روی نقاط قوت آنهاست. اگر روی نقاط ضعف شان تمرکز کنید، میبینید که سرنگونیشان آسان است و شما برای مبارزه به وجد میآیید. دیدتان را تغییر دهید. مثلاً خانوادههای طالب در کوچههای کابل از رابطه با اهالی کوچه ابا میورزند، چون میترسند و میدانند که این کوچهها روزی برایشان تله خواهد شد. انشاءالله.
یازدهم: بحران ملی در افغانستان محدود به مسئلهٔ آموزش زنان و حقوق زنان نیست. از این روایت قلیلیافته دوری کنید. بحث بسیار بزرگ و عمیق است. روایتی را که در ساختن آن نقش نداشتهاید، عمیق مطالعه کنید، هضم کنید، پی ببرید و بعد تکرار نمایید. محدودیت بر آموزش و کار زنان یکی از مسائل است، نه تمام آن. دستگاه قدرت را نشانه بگیرید، نه سیاستش را. مردم ما با ساختار، اهداف و رهبری طالب مشکل آشتیناپذیر دارند. همین ساختار اگر دروازهٔ دانشگاه را هم بگشاید، معنا ندارد. معضل افغانستان حل نمی گردد. سؤال بنیادی و تاریخی این است که وطن از کیست و صاحب وطن کیست؟ این خاک مال کیست و چرا باید یک گروه برای من و تو حدود اربعه تعیین کند؟ بر اساس چه؟ این اساس را باید تعریف کنیم. تا زمانی که تعریف گر و تقسیم گر - یک گروه نا مشروع و متعصب باشد بحران حل نمی گردد. بیاد باید داشت که فجایع و جنایتی را که بیگانه داخلی مرتکب شده و میشود بیگانه خارجی مرتکب نشده است. این هر فرد وطن در زنده گی روزمره خود حس میکند.
مناللهالتوفیق.
یازده نکته برای خودی ها :
اول: به آمریکا مشورت ضدتروریسم ندهید. شما را هم میشناسد و تروریست را هم. چه بسا گاهی هر دو طرف را حمایت و پشتیبانی کرده است.
دوم: روی آدمهای مذبذب حساب باز نکنید. به آنها وقعی نگذارید.
سوم: با لابیگران طالب وقت خود را ضایع نسازید؛ منطق آنها به تعطیل رفته است و تنها پس از سقوط طالب ابراز ندامت و اصلاح افکار خواهند کرد نه قبل آن.
چهارم: طالب را به مذاکره دعوت نکنید و یا مزایای مذاکره را برایش تشریح نکنید. به ضرر خودتان تمام میشود.
پنجم: توان و قوتی را که از آن یاد میکنید، در عمل به نمایش بگذارید.
ششم: اگر از اعضای جمهوریت هستید، خود را کارشناس امور سقوط آن معرفی نکنید و بیشتر به نقش خود تمرکز کنید. مصاحبه مقام های جمهوریت بر ضد جمهوریت خیلی کار سبک است. البته وقار را خداوند به همه یکسان هدیه نداده است.
هفتم: در جمهوریت دو گروه مردم جمع بودند: آنهایی که قبل از سقوط طالب و حوادث ۱۱ سپتامبر در صحنه بودند و آنهایی که از مؤسسات خیریه و عمدتاً بنابر شناخت با غربیها وارد بساط دولت شده بودند. از گروه دوم توقع انقلابی بودن را نداشته باشید. جوانان و تحصیلکردههای دورهٔ جمهوریت نیز عمدتاً تعلق به همین دو بخش دارند. البته یک بخش بزرگ جامعه سرپلوان ایستادهاند و آنها برای هرکه کوچهشان را اشغال کند، دعوت به چای و نان میدهند و منتو میپزند؛ از واکنش آنها زیاد نگران نباشید. این بخش را قشرخاکستری می نامند.
هشتم: طالبان برای دسترسی به قدرت، معیارها و وسایل را مشخصی ساختهاند: سازش و توطئهچینی با بیگانه، جنایت در داخل کشور و مشروع قلمداد کردن هر نوع وسیله از جمله قتلعام، پنهان شدن زیر چادر زن و بمبگذاری در جنازه و زایشگاه. روی طالب سفیدشدنی نیست؛ پس به مبارزهٔ خود باور داشته باشید. نترسید.
نهم: مبارزهٔ تان روی عصب طالب فشار آورده و خرد و بزرگ آنها به دشنامدهی و ادبیات کوچهبازاری روی آوردهاند. هر طرفی که از منطق تهی شود، به دشنام متوسل میگردد.
دهم: طالب نقاط ضعف بسیار زیادی دارد، اما بیشتر مردم تمرکزشان روی نقاط قوت آنهاست. اگر روی نقاط ضعف شان تمرکز کنید، میبینید که سرنگونیشان آسان است و شما برای مبارزه به وجد میآیید. دیدتان را تغییر دهید. مثلاً خانوادههای طالب در کوچههای کابل از رابطه با اهالی کوچه ابا میورزند، چون میترسند و میدانند که این کوچهها روزی برایشان تله خواهد شد. انشاءالله.
یازدهم: بحران ملی در افغانستان محدود به مسئلهٔ آموزش زنان و حقوق زنان نیست. از این روایت قلیلیافته دوری کنید. بحث بسیار بزرگ و عمیق است. روایتی را که در ساختن آن نقش نداشتهاید، عمیق مطالعه کنید، هضم کنید، پی ببرید و بعد تکرار نمایید. محدودیت بر آموزش و کار زنان یکی از مسائل است، نه تمام آن. دستگاه قدرت را نشانه بگیرید، نه سیاستش را. مردم ما با ساختار، اهداف و رهبری طالب مشکل آشتیناپذیر دارند. همین ساختار اگر دروازهٔ دانشگاه را هم بگشاید، معنا ندارد. معضل افغانستان حل نمی گردد. سؤال بنیادی و تاریخی این است که وطن از کیست و صاحب وطن کیست؟ این خاک مال کیست و چرا باید یک گروه برای من و تو حدود اربعه تعیین کند؟ بر اساس چه؟ این اساس را باید تعریف کنیم. تا زمانی که تعریف گر و تقسیم گر - یک گروه نا مشروع و متعصب باشد بحران حل نمی گردد. بیاد باید داشت که فجایع و جنایتی را که بیگانه داخلی مرتکب شده و میشود بیگانه خارجی مرتکب نشده است. این هر فرد وطن در زنده گی روزمره خود حس میکند.
مناللهالتوفیق.