از این میخوانیم که چگونه میتوان هم مخالف تجاوز امپریالیستی-صهیونیستی به ایران بود، هم در صورتبندی انفعالی «نه این/ نه آن» محصور نشد و هم امکان تداوم مبارزهی طبقاتی با جمهوری اسلامی را مسدود نکرد
https://t.co/9ORExKU0QL
در دهمین شمارهی پادکست «پیچ»، با پرسشی قدیمی اما اینبار در زمینی ویرانتر بازگشتیم: جنگ با «ما» چه کرد؟
ما در این شماره، دوباره به سراغ این «ما» رفتیم؛ نه بهمثابه پاسخی آماده، بلکه همچون پرسشی که جنگ از نو پیش رویمان گذاشته است.
و کارگر باید «عادت کند که بخت و اقبال خود را در استقبال از توانگر شدن اربابش ببیند». اما توضیح خواهیم داد که برای ارباب، نرخ سود همان ریاضیات ظلم و استثمار است و خلاقیت کارآفرینانه نیز نوآوری در جیببُری است.
یافتن کلمات مناسب در میان فاجعه، همیشه دشوار است. آنچه اکنون بر طبقهی کارگر میرود، شاید از دو جنگ و یک قتلعامی که به تازگی از سر گذرانده کم سر و صداتر باشد، اما بهمراتب مهلکتر است. موج سهمگین بیکاری به پایههای سُست معیشتمان میکوبد
و از سوی دیگر فقر و بحران مصرف نامُکفی در حال بلعیدن زندگی کارگران است. کار و تولید در بسیاری از واحدها متوقف شده، و ظاهرا زندگی ارباب و کارگر در زمانهی بحران بهم گره خورده. سود یا ضرر ارباب، منفعت یا خسارت کارگر است
میدانیم و میدانید که ساختن سازمان، نه با بیانیه، بلکه با کار مداوم، با بودن واقعی در میدان نیروها و با انضباط جمعی ممکن است. پیشتر چه ما و چه رفقایمان در «صدای ماهی سیاه» و «منجنیق» گفته بودند که «راه میانبری وجود ندارد.»
ما به عنوان «گروه نویسندگان سرخط» اعلام میکنیم از این پس، فعالیت خود را در پیوندی مشخص، متعهد و عملی با پروژهی ایجاد سازمانی انقلابی به محوریت و زیر چتر «تشکیلات منجنیق» ادامه خواهیم داد که از نگاه ما در سالهای اخیر پای را از «گفتن از سازمان» فراتر گذاشته و
مادیت بخشیدن به ضرورت مداخله در وضعیت است.به تاخیر نیانداختنِ به دل میدان زدن است.آنچه همواره در شرایط سخت و خطیر به نام«حفظ نیرو»گفته میشود،اگر به تعویق عمل بینجامد،به قول امیرپرویز پویان،چیزی جز همان تئوری بقا نیست؛ بقای بیاثر،بقای منفعل،بقایی که در نهایت به حذف میانجامد.
آنها هرگز نگفتند در ادبیات پرولتری،در داستانهای صمد بهرنگی وعلیاشرف درویشیان ومنصور یاقوتی وقدسی قاضینور و نسیم خاکسار و... فقر وفلاکت حاشیهنشینان،زحمتکشان، روستانشینان بدون زمین،کارگران ودر یککلام پرولتاریا نهتنها ستایش نشده بلکه با نهایت خشونت،نکبت آن افشا و مرئی شده است.
این شعری است که فرزند نوجوان یک خانوادهی کارگری سروده و از همینرو برای ما اهمیت دارد که آن را منتشر کنیم. شعری از درون طبقه برای اینکه منزلت اجتماعی ربودهشدهی خودش را پس بگیرد.
جوانههای اول و نورستهای از همان ادبیات پرولتری ناپدیدشده که سالها روشنفکران طبقات دیگر آن را بهعنوان «ستایش فقر» و «ادبیات شعاری» داغ ننگ زدند تا «بازار ادبیات» را با زنجمورههای طبقهمتوسطی اشغال کنند.
از تداوم مبارزه،ضرورت وجودسازمان سیاسیای منسجم و اهمیت چگونه مبارزه کردن،از تجربهی کمیتهی غیبی نسوان درگذار از کار کلکتیوی و پراکنده به کار سازمانیافته و منسجم.از پیروزیها و شکستها، ازتعهد و مسئولیت متقابل اعضا وسازمان وازنقش شاخهی زنان* و کوئیر درکارتشکیلاتی میشنویم.
پیام بخش داخل شاخهی زنان* و کوئیر منجنیق
«تشکیلات صرفا یک قالب اجرایی یا برآیند جمعی افراد حاضر در آن نیست، بلکه فرم و ساختاری است که فرد میتواند در درون آن از یک کنشگر داوطلب پراکنده به یک نیروی سیاسی دارای جایگاه، نقش و مسئولیت بدل شود.»
https://t.co/6Npc4USGvA
این پیام با تاکید بر فرودستسازی بیشتر زنان* و افراد کوئیر در سایهی جنگ و سرکوب، بر ضرورت بازنگری در کار سیاسی تاکید و ناکافی بودن حضور انبوه تودهای در خیابان، در غیاب سازماندهی طبقهی کارگر را یادآور میشود.
همزمان با روز جهانی کارگران، اعلام میکنیم که صدای ماهی سیاه زینپس در عینِ حفظِ شخصیتِ مستقلِ خود، بازوی رسانهای تشکیلات منجنیق خواهد بود با این امیدِ پررنگ که تحت آرمان، اصول، انضباط و رزمِ مشترک، فصلِ نوینی را در تاریخ جنبش چپ ایران رقم بزنیم.
با اینهمه این پاسخ دچارِ یک جمودِ انتزاعی شده است. عمومِ چپگرایان برای کالبدشکافیِ آن و رسیدن به ریشههای این جمودِ غیرمعطوف به عملِ سیاسیِ مشخص،
پاسخهای متنوعی برشمردهاند که هر یک نیز بهدرجات مختلف قابل قبولاند: