گفت :نمیبینمت دلم تنگ میشه .
گفتم چندتا گفت: ١۵ تا
گفتم از چندتا ١۵ تا .
گفت: فلسفه ١۵ رو مگه نمیدونی ؟
گفتم نه
گفت :١۵ یعنی ٧ تا دریا و ٧ تا آسمونو یدونه زمین .
عخی انتظار داشت تحت تاثیر قرار بگیرم ولی من اینجوری بودم که آها 🙂
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم:
«دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید!»
من واقعا به مونولوگ صابر ابر باور دارم.
اگه بلد بودیم با هم حرف بزنیم، اگه زخمهامونو نگه نمیداشتیم، خیلی اتفاقها نمیافتاد.
آدما هیچوقت کاملا مقصر یا کاملاً بیگناه نیستن.
هرکسی یهجایی ممکنه حق داشته باشه.
فقط باید یاد بگیریم بشنویم و بفهمیم.
#تاسیان
من واقعا ديگه از تلگرام
از توييتر
ازاينستا
از موبايلم
از خوابيدن
از آدماى دورم
از ايرپادم
ازفكر كردن
ازفيلم ديدن
از سگ دوزدن ونرسيدن
از شب بيدارى
از استرس
از بغض
از گريه
ازغم
از كلافگي
از عصبى بودن
ازاورتينك خسته شدم، من فقط خسته شدم.
همه ادمها پر از دردهایی هستن که شاید هیچکس ندونه. خیلیها در شرایط فعلی روی لبه تیغ زندگی میکنن. مهربون بودن کمترین کاریه که میشه کرد یا حتی اگه این هم سخته، بیشعور و سنگدل نبودن و سکوت کردن بهتره تا شکستن ادمی که یه تلنگر تا فروپاشی فاصله داره، حتی تو مجازی