دو نقد به اظهارات آقای معصومی زارع:
۱. صورتبندی ای��ان از حضور منطقهای ایران بهمثابه حرکتی معطوف به حفاظت از اقلیتهای مذهبی-قومی همسو با ایران با واقعیت منطبق نیست. در این روایت،حمایت از حماس و جهاد اسلامی که منجر به تسلیح آنها و واقعهای مثل هفته اکتبر شد، قایل توضیح نبست
اگر م. شاکری رو به علت نزدیکی تمایلات سیاسی دنبال میکنید بکنید، اما اگر برای درک اقتصاد و سرمایهگذاری دنبال میکنید خودتون رو نجات بدید. مدتی پیش در میانه یک بحثی ناگهان یک فن جدید رو کرد:«نرخ ارز وقتی بالا رفت پایین نمیاد» (تصویر رو ببینید) حالا داره هشدار کاهش نرخ ارز میده.
پیشینه بحث اینجاست. هر موقع با عدد و رقم نشون میدید که حرفش غلطه، یه تبصره به علم اقتصاد اضافه میکنه. الان هم این توییت رو ببینه میاد یه تبصره جدید میگذاره.
https://t.co/OJxdylSecR
آقای دکتر شاکری در بهمن ماه نسبت دادن افزایش قیمت دلار به ریسک های سیاسی را غیردقیق توصیف کردن.
قاعدتا کاهش حدود 10% ای دلار بلافاصله با اخبار مذاکره، باعث نقض فرضیه ایشان میشه. یک یادآوری این که برای توصیف آنچه در بازارهای مالی اتفاق می افته، گاهی توضیحات سرراست منطقی تر هستند.
@MMIrani83 از این که محترمانه می نویسید سپاسگزارم.
بحثم تسلیم/عدم تسلیم نیست. چارچوب فکری مساله است. یه موقع میگیم چارچوبمون شهادت طلبانه است. اون موقع رویه مشخصه.
این دوستانی که بهشون نقد کردم میگن نه چارچوب ما هزینه و فایده و منطق هست. اون موقع وظیفه دارن هزینه و فایده رو درست جلوه بدن.
در تحلیل دوستان، نرخ اوراق ده ساله یک کشور اگر از ۴/۵ به ۵ برسه بینهایت مهمه، اما اگر تورم کشور دیگر به ۹۰٪ برسه و ارزش پولش روزی ۵٪ افت کنه، حتی ارزش اشاره کردن هم نداره.
اگر با این فرمون برید جلو همیشه برندهاید و نیازی به نگارش متن طویل هم نیست.
فشار بر رییس جمهور از جانب شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران
دیشب نخستین بار پس از ماه مارس (ماه آغازین جنگ) شاخص MOVE (شاخص ناپایداری بازار اوراق قرضه آمریکا) از ۱۰۰ عبور و خط روند مهمی را قطع کرد، که نشان از تغییر فاز بازار اوراق قرضه از رژیم عادی به رژیم تحت فشار دارد. مسلما این وضعیت "بحرانی" نیست، اما سیگنال مهمی را مخابره کرد که اهالی فن در ۲۴ ساعت گذشته در مورد آن سخن بسیار گفته اند و Bank of America در مورد آن هشدار داده است.
در خبر بلومبرگ در اینمورد میخوانیم:
"شاخص MOVE متعلق به ICE BofA، که معیاری برای سنجش نوسان بازار اوراق قرضه است، این هفته حدود ۲۹.۶۹٪ جهش کرده که بزرگترین افزایش آن از زمان موسوم به «روز آزادی» در آوریل پارسال است؛ زمانی که جنگ تعرفه ای رئیسجمهور آمریکا، بازارهای جهانی را متلاطم کرد.
این شاخص اکنون به سطوحی رسیده که آخرین بار در ماه مارس، اندکی پس از آغاز جنگ ایران، مشاهده شده بود."
نکته جالب در ادامه این گزارش است:
"در مورد شاخص MOVE، حتی یک افزایش جزئی در روز جمعه باعث خواهد شد جهش هفتگی آن از افزایش ثبتشده در آوریل ۲۰۲۵ فراتر برود و به بزرگترین رشد از سال ۲۰۲۲ تاکنون تبدیل شود. با این حال، پس از جهش روز قبل، بازار اوراق قرضه با کاهش قیمت نفت تا حدی آرام گرفته است. با وجود این، قیمتگذاری در بازار سوآپها همچنان حاکی از حدود ۷۰ درصد احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره در ماه اکتبر است؛ در حالی که در ابتدای ماه، تقریباً هیچ احتمالی برای چنین افزایشی در نظر گرفته نمیشد. همچنین، بازار تقریباً بهطور کامل چه��ر نوبت افزایش نرخ بهره تا پایان سال آینده را قیمتگذاری کرده است.
بنوآ ژرار، استراتژیست نرخهای بهره در شرکت Natixis SA، گفت:
«دیروز روز تسلیم (capitulation) بود. احتمالاً از زمان افزایش نرخ بهره در این ماه، نوع نگاه بازار تغییر کرده و انکار درباره احتمال افزایشهای بیشتر نرخ بهره نیز به پایان رسیده است.»»
پایان نقل قول از بلومبرگ
اکنون سوال اینجاست که ربط سخنان فوق به تحولات سفر رییس جمهور به نیویورک چیست؟
به نظر میرسد سخنان دیروز پزشکیان و تغییر دقیفه نودی متن سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به مذاق جریانی که پیشتر به آنها و دستور کارشان مکررا اشاره کرده ایم خوش نیامده است، چرا که همان سخنان برای ادامه روند صعودی نفت و ادامه فشار بر اوراق قرضه کافی و افزایش فشار بر ترامپ کافی بود. این جریان که در عمل (آگاهانه یا ناآگاهانه) در نقش شاخه وزارت خزانه داری آمریکا در تهران عمل و هر زمان که بازارهای مالی آمریکا تحت فشار است، سیگنالی دال بر مذاکره و ... به بیرون مخابره می نماید، بی انکه آن فشارها را تبدیل به اهرمی در جهت استیفای منافع ملی کشور کند، بلافاصله جهت گرفتن زهر سخنان آتشین پزشکیان از صندوقچه خود دستور کار مصاحبه با فاکس نیوز را بیرون آورد که همان مصاحبه کافی بود تا مجددا فشار روز پنجشنبه به طرز معناداری در آستانه تعطیلی بازارها کاهش یابد. (دقیقا مشابه سیگنال مذاکره با دول عربی در عمان در شب تسلط انصارالله بر باب المندب و حمله به پترولاین و جهش کمسابقه قیمت نفت)
مسلما انداختن رییس جمهور جلوی گرگی چون برت بایر اهداف خاصی را پیگیری میکرده که تنها یکی از آنها سیگنال به شخص ترامپ بوده است. اینجریان هنوز به ایده مهوع و بی مبنای "ترامپ معامله گر" معتقد و ظاهرا با تکیه به ایده هایی کودکانه به دنبال به دست اوردن دل ترامپ است، اما در باطن اهدافی پیچیده تر را پیگیری میکند. بی توجهی عمدی به روانشناسی سیاسی ترامپ -که بارها نشان داده با مشاهده اولین سیگنال ضعف بشدت خشن شده و در جهت امتیازگیری حداکثری اقدام میکند- و نادیدهگیری تعمدی معادلات حزب جمهوریخواه و نقش لابی اسراییل، بارها کشور را به مسلخ جنگ برده است، و جالب اینجاست که همین جریان از مصاحبه رییس جمهور با تاکر کارلسون، که میتوانست تاریخ ساز و در جهت دور کردن جنگ از کشور ��سیار تاثیرگذار شود، یک فاجعه رسانه ای ساخت.
مسلما بازی موش و گربه این جریان با منافع ملی ایران، که همواره فرصت تنفس برای طرف مقابل خلق کرده و نقش مهمی در طولانی کردن جنگ و در نهایت هدایت کشور به سمت تسلیم کشور به لابی اسراییل دارد، عاقبت کشور را درگیر تصاعد تنشی خونین، بمبهای سنگرشکن را روانه پایتخت و گروههای مسلح تجزیه طلب را از غرب وارد ایران خواهد کرد.
اینکه عده ای مصرند که از تبعات فاجعه آمیز سفر خالد به تهران، و چرخشهای دقیقه نودی ویتکاف در ادوار مذاکرات و بازیهای پیچیده ترامپ و سیگنال مذاکره وی در شب ۱۳ ژوئن (شب آغاز جنگ ۱۲ روزه) درس نگیرند، و به لابی اسراییل چپ و راست پاس گل بدهند، مساله را از شکل سوء تفاهم خارج و به آن بار امنیتی میدهد.
@MMIrani83 حرفی نیست. ولی بالاخره باید یک هزینه فایده ای باشه دیگه. ما تا کجا ح��ضریم جلو بریم؟ توی جنگ اخیر ۳۰۰۰ نفر شهید دادیم. اگر بشه ۳۰۰۰۰ نفر هم بریم جلو؟بشه ۳۰۰ هزار نفر هم بریم جلو؟ اگه ۳ میلیون بشه چی؟ بالاخره باید هزینه خودمون رو هم حساب کنیم یا نه؟ حرف من اینه.
@AbbasPalash آیندگان مجموعه کتیبههای ایشون رو که ببینن اص�� متوجه نمیشن چی بوده و کی بوده. یحتمل حدس میزنن به زبان مریخی نوشته شده و سندی میشه بر وجود زندگی فرازمینی
@NeginSoleyman برداشت ایران این نیست. برداشت اینه که جنگ به سرنگونی ختم نمیشه و محدود خواهد بود. استق��ال هم میکنه از همچین چیزی. احتمال این که این برداشت درست باشه هم کم نیست.