اونجا که نگین مسخرهبازی درآورد با پویا که مثلا من یه دختر غریبهم و فلان. همینو یه شکل دیگهش با اون پسره بازی میکردیم. انقدر خوش میگذشت که همین الان قند تو دلم آب شد. خیلی اذیتم کرد. خاک تو سرش.
پسر واقعا مردم چه زندگیهای نرمالی دارن:)))) باورم نمیشه انقدر زندگیم با بقیه فرق داره. چقدر ناعدلانه است این دنیا. بخدا حق دارم هر روز آرزوی مرگ میکنم. یک روز خوش نداشتم تو این زندگی.