نمیتونم زندگیمو تغییر بدم و ازین داستان متنفرم
کاری که انجام میدم واقعا رسمو میکشه و ادم ها
،ادمها زبون نفهم و احمقن و بواسطه ی این کار محبورم همش با کلی ادم اسکل در ارتباط باشم که از شدت گشادی و پررویی میان اورژانس برای چکاپ
از دکتر سهمیه ایش گرفته تا مریضا
دیوونم میکنن