بچه که بودیم یکی از همسایه هامون همینجوری توپهامون رو پاره میکرد ، همیشه بهش فحش میدادیم و تا میتونستیم سعی میکردیم که توپمون نیفته تو خونه ش ، اگه هم میفتاد صداشو در نمیاوردیم تا توپ پاره نشه و یه فرصت گیر بیاریم بریم همه رو در بیاریم از خونه
این حس موند روم تاااا