بار دیگر این مردم بودند كە بهای واقعی جنگ را پرداختند تا ڕژیمی ماندگار شود گە جوانان انان را بە جرم مخالفت اعدام كردە ویا در خیابانها بهخاطر شعاری که در خیلی از کشورهای حتی تذکر هم نمگیرند، به گلوله میبندند، ملتهای دیگر به تهمت تجزبه طلبی که در اصل حقخواهیست زندانی میگردند
@KavehGhoreishi چنین نخواهد شد، کشور خیالی کوردستان هیچگاه وجود نداشته و نخواهد داشت.
باور نمیکنید حرف های تام باراک نماینده آمریکا رو در این مورد ببینید.
https://t.co/aSBKr2xKU9
چرا ترکیه از #فروپاشی_ایران میترسد؟
آیا کوردها بر سر #دوراهیِ_تاریخی هستند؟
درسهای #روژآوا_کوردستان برای شرق کوردستان چیست؟
خاورمیانه در آستانه یک تغییر ژئوپلیتیکی عمیق قرار دارد؛ تغییری که هنوز بهطور کامل رخ نداده، اما همه بازیگران اصلی برای «فردای آن» صفآرایی کردهاند.
در این میان، جایگاه ترکیه، اسرائیل، ایران و بهویژه کوردها وارد مرحلهای حساس و تعیینکنندهای شده است.
در سطح آشکار، آنچه از مواضع آنکارا دیده میشود، تأکید بر حفظ #تمامیت_ارضی ایران و مخالفت با گسترش جنگ است.
سخنان #هاکان_فیدان نیز در همین چارچوب قابل تأمل است. اما در سطح عمیقتر، این موضع نه از سر همسویی با تهران، بلکه ناشی از یک نگرانی استراتژیک است:
☆ ترکیه بیش از آنکه از «ایرانِ قدرتمند» بترسد، از «ایرانِ فروپاشیده» هراس دارد.
دلیل این هراس روشن است. فروپاشی احتمالی ایران میتواند به ایجاد خلأ قدرت منجر شود که در آن، بازیگران محلی، بهویژه #کوردها، فرصت بازیگری مستقل پیدا کنند.
☆ تجربه روژآوا کوردستان، برای آنکارا نه یک استثنا، بلکه یک #الگوی_خطرناک و قابل تکرار است. به همین دلیل، از دولت تا اپوزیسیون ترکیه، در موضوع کوردها به یک اجماع نانوشته رسیدهاند: جلوگیری از هرگونه تکرار مدل روژآوا در شرق کردستان.
در همین حال، عضویت ترکیه در NATO این کشور را در موقعیتی دوگانه قرار داده است. از یکسو، بخشی از ساختار امنیتی و اطلاعاتی غرب است و نمیتواند کاملاً در برابر فشارهای آن بایستد؛ و از سوی دیگر، منافع ملیاش ایجاب میکند که از بیثباتی کنترلنشده در همسایگی خود جلوگیری کند.
در سوی دیگر، نگاه اسرائیل نیز در حال تحول است. هشدارهای #نفتالی_بنت نشان میدهد که تلآویو از هماکنون به «مرحله پس از ایران» فکر میکند.
در این نگاه، مسئله اصلی نه خود ترکیه، بلکه احتمال شکلگیری یک #بلوک_سنی به رهبری آنکارا است، محوری که میتواند شامل قطر، حماس و دیگر بازیگران همسو باشد.
چنین سناریویی، از نظر اسرائیل، یک تهدید راهبردی بالقوه محسوب میشود.
در این میان، شکاف مهمی نیز در غرب دیده میشود. برخی محافل، مانند دیدگاههای مطرحشده در The Wall Street Journal، نسبت به قدرتگیری ترکیه هشدار میدهند؛ در حالی که تحلیلهایی در Foreign Policy بر این باورند که ترکیه بهدلیل وابستگیهای اقتصادی و ساختاری به غرب، همچنان قابل مدیریت است.
این اختلاف نظر نشان میدهد که جایگاه نهایی ترکیه در نظم آینده هنوز قطعی نشده است.
اما شاید مهمترین متغیر این معادله، خود کوردها باشند. تجربه همکاری با آمریکا در سوریه، اگرچه دستاوردهای تاکتیکی داشت، اما در سطح راهبردی به بیاعتمادی انجامید.
حمایت محدود، عقبنشینیهای ناگهانی، و عدم تضمین سیاسی، این پیام را منتقل کرد که قدرتهای بزرگ در نهایت بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند، نه تعهدات اخلاقی.
به همین دلیل، #احزاب_کورد در روژهلات کوردستان تاکنون با احتیاط عمل کردهاند و وارد «بازی نامعلوم» نشدهاند.
این رویکرد، با توجه به تجربه سنگین سوریه و هزینههای انسانی آن، قابل درک است. این جنگ، دستکم در این مرحله، جنگ کوردها نیست؛ بلکه تقابل میان اسرائیل و آمریکا با ایران است.
با این حال، واقعیت عمیقتر این است که همه بازیگران در حال آماده شدن برای «نظم بعدی» هستند، نظمی که هنوز شکل نگرفته، اما قواعد آن در حال نوشته شدن است.
در این میان، 3 ترس بزرگ همزمان در حال شکلدهی به رفتارها هستند:
1- ترس ترکیه از شکلگیری یک موجودیت کوردی؛
2- ترس اسرائیل از ظهور یک بلوک اسلامگرای منطقهای؛
3- ترس کوردها از تکرار سناریوی استفاده و رها شدن.
پیشنهاد نقشه عملیاتی:
در چنین شرایطی برای کوردها، نه #شتابزدگی مفید است و نه #انفعال.
راهبرد مؤثر برای کوردها میتواند بر چند اصل استوار باشد:
☆ حفظ استقلال تصمیمگیری
☆ عدم ورود به هیچ محور منطقهای یا بینالمللی بدون تضمینهای واقعی و چندلایه.
☆ برقراری ارتباط همزمان با بازیگران مختلف، بدون وابستگی کامل به هیچکدام.
☆ ورود به معادلات تنها زمانی که توازن قدرت شفافتر شده باشد، نه در اوج ابهام.
☆ تقویت انسجام داخلی و کاهش شکافهای درونکوردی و ایجاد حداقل اجماع سیاسی برای مواجهه با تحولات آینده.
☆ تبدیل شدن به عامل تعادل نه بهعنوان ابزار،
☆ تعیین خطوط قرمز روشن از جمله: عدم تکرار سناریوهایی که به هزینه انسانی بالا بدون دستاورد سیاسی پایدار منجر میشود.
در نهایت، واقعیت این است که خاورمیانه وارد مرحلهای شده که در آن «خلأ قدرت» میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید.
آنچه تعیینکننده خواهد بود، نه صرفاً قدرت بازیگران، بلکه هوشمندی آنها در زمانبندی و نحوه ورود به این بازی پیچیده است.
#بابان_سقزی
مارس 2026