من خودم هیچوقت گربه نداشتم. اما اون سی چهل باری که اینطوری با دیدن یه گربه بالا سرم بیدار شدم به شکل عجیبی میزان هورمونهای خوشحالیم بالا میرفت و تا ساعتها حالم بهتر بود. آیا وقتی هرروز هم این شکلی بیدار بشی باز این تاثیر رو میذاره؟
مهاجر ایرانی به هزار زور و زحمت تلاش میکنه community بسازه ولی عموماً چیزی که مد نظرشه شکل نمیگیره، نه چون آدمای خوبی نیستن یا بی کیفیتن، به این خاطر که اجتماع انسانیِ پایدار، طبیعی شکل میگیره ولی جنس زندگی مهاجر به خاطر تمرکزش روی بقا و ساختن زندگی فردی، دست و بالشو میبنده/
مادر و فرزند هیچگاه کاملاً از یکدیگر جدا نمیشوند
این یک پژوهش جدید نیست، اما طی چند روز گذشته مجدداً بر سر زبانها افتاده و به همین بهانه بد نیست نگاهی به آن بیندازیم. چون موضوع شگفتانگیزی است.
چند سال قبل، پژوهشگران مغز ۵۹ زن را پس از مرگ بررسی کردند و در ۶۳ درصد آنها DNA مردانه پیدا کردند! سلولهایی که تقریباً بهطور قطع یادگار فرزند پسرشان بود. مسنترینِ این زنان ۹۴ سال داشت و آن سلولها هنوز همانجا نشسته بودند.
ماجرا از حدود هفتهی چهارم یا پنجم بارداری شروع میشود؛ یعنی پیش از آنکه بیشتر مادران حتی به کسی خبر داده باشند. تعدادی از سلولهای جنین وارد خون مادر میشوند و بعضی از آنها دیگر هرگز آنجا را ترک نمیکنند.
به این پدیده «میکروکایمریسم» میگویند: حمل کردن تکهای از یک انسان دیگر در بدن خودتان.
پژوهشگران وقتی اندامهای زنانی را که بهتازگی باردار بودند بررسی کردند، سلولهای جنین را در همهی آنها یافتند؛ در کبد، ریه، تیروئید، کلیه، مغز استخوان، پوست و حتی قلب.
و این سلولها بیکار نمینشینند، در بررسی جای زخم سزارین ۷۰ زن، سلولهای جنین درست در محل برش، در حال ساختن کلاژن و پروتئینهای ترمیمی پیدا شدند! یعنی سلولهای کودک، زخمی را که در زمان تولد خودش ایجاد کرده بود، خودش بست!
در یک آزمایش دیگر، وقتی پژوهشگران به قلب موشهای باردار آسیب زدند، سلولهای جنین (که با نشانگر درخشان علامتگذاری شده بودند) مستقیم به سمت محل آسیب رفتند و به ماهیچهی قلب و دیوارهی رگها تبدیل شدند.
نسخهی انسانی این ماجرا هنوز اثبات نشده، اما پزشکان سالهاست دیدهاند که نارسایی قلبیِ رخ داده در حوالی زایمان، بهتر از تقریباً هر نوع نارسایی قلبی دیگری بهبود پیدا میکند.
شاید عجیبتر از همه این باشد که پژوهشگران در خون بند ناف چند نوزاد، سلولهای «مادربزرگ» را هم پیدا کردند؛ سلولهایی که دهها سال قبل از یک جفت گذشته بودند و حالا از جفت دوم هم عبور کرده بودند. سه نسل از یک خانوادهی زنده، درون یک جریان خون!
شاید بتوان گفت کششی که هر مادر نسبت به فرزندش حس میکند، صرفاً یک استعاره نیست و حتی در سطح سلولی هم برقرار است: در کبدش نشسته، در قلبش، و حتی در مغزش. و البته تا آخر عمر هم همانجا میماند…
یه چیزی یادم اومد از خشونت خانگی که تو خونه همسرم به من شد
یه شب ساعت 12 بود باهم جرو بحث داشتیم یهو منو هل داد افتادم کف زمین با 90 کیلو وزن و 183 سانت قد نشست روم و قمه زنجان که دوستش براش یادگاری آورده بودو، رو گردنم گذاشت. من اونجا فقط گفتم : بابام
و اون از روم بلند شد
در برخی جانوران بعد از جفتگیری، مذکر حالا یا با حمله مونث یا از هیجان میمیره
دانشمندا میگن موجودیت جنس مذکر تنها برای جا به جایی ژنها میان مونثها و تولید بچههای هوشمندتره و در واقع تنوع طلبی در هر دو جنس برای اینه که ژنهای متفاوت بهم بخورن ثمر بهتری میدن.
برای همسایهی ایرانیم نامه اومده که ۱۰۰۰ یورو بابت نقض کپیرایت باید بدی. دوستش اومده مهمونی خونهاش و سایت تورنت باز کرده. اونم زبونبسته نمیدونسته. گقتم بگم اینجا، یه موقع کسی ندونه.