شده بخاطر اینکه نمی خواین یه اکیپ از هم بپاشه مجبور باشین یه آدمی رو تحمل کنید و در عین حال در اون جمع حس فرسودگی داشته باشید ؟
برای من این حس جدیده و خداروشکر میکنم که تا الان تجربش نکرده بودم چون این حس، سنگینی خاصی بهم میده و در لحظه خودمو بابت اینکار سرزنش میکنم.
اگر قرار بود آخرش به مذاکره برسید، اینهمه هزینه برای چه بود؟ چهل سال عقب انداختن یک تصمیم، فقط سیاست نبود؛ فرسایش یک نسل بود.
در این میان ترور، جنگ، تحریم و گرانی شد سهم مردم، و امید آرامآرام از زندگی رفت.
هم جوانی رفت، هم عمر، هم آینده؛ زیر بار «نمیکنیم»هایی که آخرش به «کردیم» ختم شد.
حالا که به همان نقطه رسیدهاید، این سؤال مانده: پس اینهمه مسیرِ پر از خسارت برای چه بود؟
آخرش که چی؟
اگر قرار بود مذاکره کنید، دردت چی بود؟ همین چهل سال پیش هم میشد، نه با اینهمه ویرانی.
فکر میکنم بالای ۲۰ بار این ویدیو رو دیدم از بس قشنگ بود.
مرد خوب دوستان، مرد خوب که داشته باشید هم ناز دارید هم انگیزه دارید هم خوشحالید هم دنیا رنگیه و هم زیباترید ✍🏼