امروز ۱۶۵ روز از قتل فجیع #مسعود_مسجودی گذشت و بالاخره روز دادگاه ۱۷ جولای فرا رسید.
امروز، مهمترین مرحله این پرونده آغاز میشه، مرحلهای که باید به سؤالهایی پرداخته بشه که از روز قتل مسعود تا امروز بیپاسخ موندن، سؤالهایی که پاسخشون باید در شواهد، مدارک و روند قضایی جستوجو بشه.
این سؤالها فقط به روز قتل محدود نمیشن. بخشی از اونها به هفتهها و ماههای قبل برمیگردن�� به تهدیدهایی که مسعود ازشون گفته بود، شکایتهایی که ثبت کرده بود و اتفاقاتی که حالا باید در کنار هم بررسی بشن.
مسعود قبل از کشته شدنش بارها درباره تهدیدهایی که متوجهش بود حرف زده بود و از مسیر قانونی شکایت کرده بود. حالا دو نفر با اتهام قتل درجه یک در زندانن و پروندهای که ماهها دربارهاش حرف زده شده، وارد مرحلهای شده که دیگه نمیشه با شایعه، حمله، توهین یا روایتسازی از کنارش رد شد.
۱۶۵ روزه که مسعود دیگه نمیتونه از خودش حرف بزنه، اما پروندهاش هنوز حرفهای زیادی برای گفتن داره. امروز این وظیفه دادگاهه که همهچیز رو دقیق، کامل و بدون ملاحظه بررسی کنه. نه برای آرام کردن افکار عمومی، نه برای بستن سریع یه پرونده؛ برای روشن شدن حقیقت.
امروز آغاز روزیه که باید سؤالها جدی گرفته بشن، شواهد شنیده بشن و هیچ بخش مهمی از این پرونده پشت سکوت، نفوذ یا هیاهو پنهان نمونه.
برای مسعود، برای خانوادهاش و برای هر کسی که هنوز باور داره جان یه انسان نباید بیپاسخ گرفته بشه، امروز روز مهمیه، و تا وقتی حقیقت کامل روشن نشه، دادخواهی ما ادامه داره.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
«نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری، هیچکس نمیتواند»
ما سوگوار خاکسپاری هستیم، اما نه برای شما،
که برای بزرگان این خاک و مردمانش که در دورانِ ظلمت ِضحاک، روزگارشان چنان بود که اینجاست؛
کاوه گلستانِ عکاس، دست ِهوشنگ گلشیری نویسنده را بر مزار محمد مختاری شاعر که به فرمان دجال در بیابان دارش زدند،
به تسلی میگیرد تا یادآورمان کند؛
که ما مردمانِ سالهای سیاه ِوطن، جز خود، هیچکس را نداریم!
کاوه گلستان که امروز ۷۶ سا��ه میشد، در جایی از مستندِ “ثبت حقیقت” که دربارهی سانسور و سرکوب ساخت میگوید:
«میخواهم صحنههایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد و امنیت تو را خدشهدار کند و به خطر بیندازد.
میتوانی نگاه نکنی. میتوانی خاموش کنی. میتوانی هویت خود را پنهان کنی، مثل قاتلها.
اما نمیتوانی جلوی حقیقت را بگیری. هیچکس نمیتواند»
هم فیلم توقیف شد، هم خودش ممنوعالکار./۱
امروز ۱۵۵ روز از قتل ناجوانمردانه #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۰ روز تا دادگاه ۱۷ جولای مونده.
از روزی که مسعود رو از ما گرفتن، فقط یه انسان کشته نشد؛ وجدان خیلیها هم به آزمون کشیده شد. هر کسی یه انتخاب داشت.
یه عده کنار حقیقت ایستادن، صدای دادخواهی شدن و نذاشتن اسم مسعود زیر گرد و غبار زمان گم بشه. بعضیها سکوت کردن، انگار نه انگار که انسانی با اون شکل از خشونت جانش رو از دست داده. و عدهای هم قدمی فراتر گذاشتن؛ به جای اینکه از روشن شدن حقیقت استقبال کنن، تمام توانشون رو گذاشتن تا از متهمان دفاع کنن، روایتهای انحرافی بسازن، افکار عمومی رو منحرف کنن و کاری کنن که اصل ماجرا فراموش بشه.
اما حقیقت با سکوت از بین نمیره. با تهمت زدن به کسانی که دنبال دادخواهی هستن، با حمله به صدای دادخواهی، یا با ساختن روایتهای مختلف هم تغییر نمیکنه. حقیقت همون چیزیه که با شواهد، مدارک و رسیدگی عادلانه خودش رو نشون میده.
در این ۱۵۵ روز، خیلیها بیشتر از اینکه نگران روشن شدن حقیقت باشن، نگران این بودن که حقیقت دیده نشه. تمام تلاششون رو کردن تا روایتها رو عوض کنن، افکار عمومی رو منحرف کنن و کاری کنن که اصل این پرونده زیر حاشیهها دفن بشه. اما حقیقت با تبلیغات از بین نمیره، با سکوت دفن نمیشه و با جانبداری هم تغییر نمیکنه. چیزی که اتفاق افتاده، با گذشت زمان پاک نمیشه و مطالبه دادخواهی هم با خسته شدن آدمها از بین نخواهد رفت.
حالا فقط ۱۰ روز تا دادگاه مونده. دادگاهی که قرار نیست مسعود رو به آغوش عزیزانش برگردونه، اما میتونه یه قدم مهم در مسیر روشن شدن حقیقت و اجرای عدالت باشه. این آغاز یه روند قضاییه؛ روندی که خیلیها ماهها برای رسیدن بهش صبر کردن.
تا اون روز، هر کدوم از ما باید از خودمون بپرسیم: وقتی یک انسان قربانی خشونت شد، کنار حقیقت ایستادیم یا ترجیح دادیم چشممون رو ببندیم؟ دنبال عدالت بودیم یا اجازه دادیم تعصب و جانبداری جای حقیقت رو بگیره؟
ما انتخابمون رو از همون روز اول کردیم و تا آخر هم پای همون انتخاب میایستیم؛ کنار مسعود مسجودی، کنار حقیقت و کنار دادخواهی. نه خسته میشیم، نه فراموش میکنیم و نه اجازه میدیم این پرونده به دست فراموشی سپرده بشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
توماج صالحی به عنوان یک رپر پیشرو بسیار خوب از درد خودش و مردم داخل ایران که با چشم میبینه گفت؛ و شما که تو خارج از کشور نشستی دقیقه این مصاحبرو با اکانت ناشناس تحلیل بررسی میکنی و تخریب میکنی …کوتاه بگم «شما کین؟ شما چین؟ شما برده دور قاب چین…»
https://t.co/kJHWuLVu4E
یعنی اصلا شک نمی کنید شما و اون عرزشی حکومتی و اکانت رندوم ناشناس خارج از کشور… همه باهم از یک مساله خوشحالید!
بعد روی همین موج دیگران به رژیم می چسبونید؟!
که این «گفتمان رژیم باز تولید میکنه» ؛)))
عزیز برو گمشو همون هشتگ ؛ریدمو …گوه خوردتو ترند کن گمشمو دیگه
امروز ۱۵۲ روز از قتل وحشتناک #مسعود_مسجودی گذشته و فقط ۱۳ روز تا دادگاه ۱۷ جولای مونده.
شاید مهمترین سؤالی که این پرونده پیش روی جامعه ایرانی خارج ��ز کشور گذاشته، این باشه که آیا میتونیم اختلافهای سیاسی رو از خشونت جدا کنیم؟
لازم نیست همه مثل هم فکر کنیم. لازم نیست از یه جریان سیاسی، یه شخص یا یه عقیده حمایت کنیم. اما باید روی یه اصل با هم توافق داشته باشیم: هیچ اختلاف سیاسی، هیچ افشاگری، هیچ شکایت حقوقی و هیچ عقیدهای نباید به تهدید، ارعاب یا قتل ختم بشه.
اگه امروز در برابر خشونت سکوت کنیم فقط چون قربانی همفکر ما نبوده، فردا هیچ تضمینی وجود نداره که این چرخه دامن افراد دیگه رو نگیره. امنیت، عدالت و حق زندگی نباید وابسته به گرایش سیاسی افراد باشه.
پرونده مسعود فقط درباره یه قتل نیست؛ درباره مرزیه که نباید هیچ جامعهای اجازه بده ازش عبور بشه؛ مرز بین اختلاف نظر و خشونت.
اینجا بحث طرفداری از مسعود یا مخالفت با یه جریان سیاسی نیست؛ بحث دفاع از یه اصل اساسیه. اگر تهدید، ارعاب و حذف فیزیکی وارد اختلافات سیاسی بشه�� دیگه هیچکس امنیت نخواهد داشت. امروز ممکنه قربانی کسی باشه که باهاش همنظر نیستیم، اما اگه در برابر این اتفاق سکوت کنیم، فردا همین منطق میتونه علیه هر صدای مستقل و منتقد دیگهای هم به کار گرفته بشه.
جامعهای که قتل و خشونت سیاسی رو فقط وقتی محکوم میکنه که قربانی همفکر خودش باشه، در واق�� از یه اصل دفاع نمیکنه؛ از یه جناح دفاع میکنه. اما عدالت زمانی معنا پیدا میکنه که برای همه یکسان مطالبه بشه، حتی برای کسی که با دیدگاههاش موافق نیستیم.
فقط ۱۳ روز تا دادگاه مونده. امیدواریم این دادگاه قدمی باشه برای روشن شدن حقیقت، اجرای عدالت و فرستادن یه پیام روشن: هیچکس نباید به خاطر حرفش، افشاگریهاش یا پیگیریهای قانونیش، هدف تهدید یا خشونت قرار بگیره.
ما هم تا رسیدن به حقیقت و اجرای عدالت، کنار خانواده مسعود میمونیم و دادخواهش خواهیم بود.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
۱۹ دی، دومین روز کشتار معترضان، خامنهای گفت:
«مستبدین و مستکبرانِ عالَم، از قبیل فرعون و نمرود و...، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند.»
شاید تا کنون هیچ دیکتاتوری ناخواسته چنین صریح به سرنوشتِ محتوم خود اشاره نکرده باشد.
⭕️بازداشت دوباره نیروانا تربتینژاد؛ تداوم فشار بر فعال مدنی اهل گرگان
بازداشت امروز نیروانای عزیز بشدت خشن و با ضرب و شتم انجام شده است.🥺
لطفا صدای نیروانا و همه بازداشتیها باشیم.🙏
Today marks 144 days since the tragic murder of #MasoodMasjoody. Only three weeks remain until the July 17 court hearing, where Arzoo Soltani and Mehdi Ahmadzadeh Razavi will stand trial on murder charges.
Before he was killed, Masood warned many times about these two people. He said they had threatened him repeatedly. According to Masood, they talked about poisoning him, looking for poison, and even discussed what kind of knife they would use and where they would stab him to kill him. Masood reported all of these threats to the police, but sadly, they were not taken seriously. In the end, those warnings became reality.
In his final Instagram post, Masood wrote:
“The prison sentence for Arzoo Soltani, a member of the pro-Pahlavi group whose father and uncle (Ataollah and Alireza Soltani) are a retired commander of the Islamic Revolutionary Committee post in Khalkhaleh village and the current IRGC commander in the Maku region, was issued on January 29, the same day the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) was added to the European Union’s terrorist list.
On the same day, Judge Ward Branch ordered the court police to bring Arzoo Soltani into custody between February 9 and 13 so the court could issue an additional sentence and decide the length of her prison term.
This order was issued after Soltani was found guilty on two counts of disobeying court orders.
Earlier, the same court had ordered Soltani and the Canadian Iranian Wakuppers Foundation to pay five fines totaling $7,000 and post a $30,000 bond.
Even after these criminal court orders, they continued to ignore the court until Soltani officially faced a prison sentence.
On Monday, February 2, another court hearing was scheduled for my second legal case against Reza Pahlavi and his online supporters. Along with Soltani, Mehdi Ahmadzadeh Razavi Ghomi was also facing court action and a possible prison sentence.
Mehdi Ahmadzadeh, working together with Allen/McMillan, especially a lawyer known on X as Sorena Pishvaz (real name: Nozhan Kamousi), submitted four false witness statements to the court. These false statements show the endless dishonesty and deception of the Pahlavi movement. Each of these false statements could result in several years in prison for Ahmadzadeh.
The original arrest order for Arzoo Soltani had already been delivered to the court officers for enforcement.”
Masood’s earlier warnings, together with the final statement he left behind, raise important questions that deserve careful examination in court. Based on what Masood wrote about these individuals, their reported ties to the IRGC, their role in organizing pro-Pahlavi gatherings, and their legal disputes with him, we hope the court will carefully examine all of these connections and determine whether any other people were involved in this crime.
Justice for Masood will continue until everyone responsible for this horrific murder, including anyone who planned, ordered, or helped carry it out, is identified and held accountable under the law.
We are waiting for the full truth to be revealed and for justice to be served.
#JusticeForMasoodMasjoody
همین قدر مسخره
همین قدر مبتذل
از کارشناس آب و سیاسی ….تا مثلا رپر اعتراضی فمینیست تا اینفلوئینسر لوازم آرایشی شدن متخصص «آفساید» شناسی!
ای بیچاره مردم ایران که بین شما جماعت دگوری جوگیر گٌشنه گیر کردن.
#ابتذال_شَر